اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - جمعه ٢٥ امرداد ۱۳٩٢

سر انجام پس از سپری شدن روزهایی حساس، سرنوشت ساز و پرحاشیه؛ بررسی رأی اعتماد مجلس شورای اسلامی به وزرای پیشنهادیِ دولتِ "تدبیر و امید" به پایان رسید و پس از استماع نظرات مخالفین، موافقین و اظهارات رئیس جمهور و وزیران پیشنهادی ایشان، تعداد 15 نفر از اعضای کابینۀ پیشنهادی بعنوان وزرای دولت یازدهم موفق به اخذ رأی اعتماد مجلس شدند و 3 وزیر پیشنهادی نیز رأی اعتماد نمایندگان نهمین دورۀ مجلس شورای اسلامی را کسب نکردند.
به هر تقدیر، به زودی هیئت دولتِ جدید عملاً شروع بکار خواهد کرد تا در راستای تحقق برنامه های خود -که در حماسه سیاسی 24 خرداد 92 موفق به کسب آرای اکثریت قاطع ملت شده است- گام بردارد. کابینه ای که به جرأت میتوان اذعان نمود در سخت ترین شرایط از لحاظ اقتصادی، بحرانهای سیاسی خارجی و مشکلات و مسائل سیاسی و اجتماعی داخلی، سکان هدایت این کشتی  طوفان زده را در دست می گیرد تا با "امید" به موفقیت،  و "تدبیر" در جبران ضعفهای مدیریتیِ دوره های اخیر، کشور را به ساحل امنِ آرامش برگرداند. کاری که بس دشوار مینماید و از این روست که ناخدای کشتیِ دولت، کشتیبانانی مجرب و کارآزموده را برای یافتن ساحل نجات به استمداد طلبیده است.

اینکه دولت یازدهم، کشور را در چه شرایطی به لحاظ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و روابط بین الملل تحویل گرفته است و تا چه میزان میتوان به موفقیتِ تدابیر دولتمردان، امید بست، موضوعی است که در ماههای اخیر به کرّات توسط دلسوزان و فرهیختگان جامعه تبیین شده است و یقیناً این شرایطِ  ویژه در حافظۀ تاریخی ملت ماندگار خواهد ماند. تردیدی نیست که اگر امیدی هم به اصلاح امور وجود دارد، بواسطۀ حضور مدیران شایسته و توانمندی است که امروز پس از سالها خانه نشینیِ ناخواسته، مجدداً توسط دولت یازدهم به صحنه فراخوانده شده اند و البته این به تنهایی کافی نیست.
برای حصول بهبودِ  تدریجی و مستمر؛  همدلی و همکاری تمام ارکان حاکمیت با دولت منتخب، ضرورتی است که اگر به هر طریقِ ممکن ایجاد نشود، نه تنها امیدِ امروز به یأسِ فردا و  اندیشۀ تدبیر به فرافکنی و تقصیر بدل خواهد شد، بلکه دیگر امکان ترغیبِ مجدد افکار عمومیِ ملت برای مشارکت سازنده در عرصه های سیاسی و اجتماعی نیز در آینده به کلی از بین خواهد رفت. بعبارت دیگر؛ شاید این آخرین فرصت برای بازسازی اعتماد عمومی، ایجاد وحدت و وفاق ملی و حرکت در مسیر تعالی و پیشرفت باشد و عدم موفقیتِ دولتِ تدبیر و امید در ساماندهی اوضاع کنونی، در واقع به منزلۀ فروپاشی آمال و آرزوهای این ملت خواهد بود و بهمین دلیل است که بسیاری اعتقاد دارند کشور در یکی از خطیرترین و حساس ترین مقاطع تاریخیِ خود واقع شده و نیازمندِ اعتدال و همراهیِ دلسوزانۀ تمامی جریانات و جناح های سیاسی و آحاد ملت برای عبور از بحران می باشد. بحرانی که سپری شدن آن حتی در صورت حصول تمام شرایط، به سرعت امکانپذیر نخواهد بود و نیازمند صبر و تحمل و استقامتِ ملی است...

و اما در خصوص مباحث مطروحه در جریان جلسات رأی اعتماد کابینه و نتیجۀ آن، نکات ذیل بصورت اجمالی قابل ذکر است:
1- پخش کامل و مستقیم جلسات رأی اعتماد توسط صدا و سیما علاوه بر اینکه اقدامی مثبت در راستای محرم شمردن ملت - بعنوان صاحبان واقعی نظام و کشور-  و حصول شفافیت به شمار می رود، در عین حال گامی بزرگ در راستای تحقق حقوقِ نظارتیِ ملت است تا اولاً با خصوصیات و توانمندیهای وزرای دولتِ منتخبِ خویش و نقاط ضعف و قوتشان آشنایی یابند و ثانیاً منتخبانِ خود در مجلس شورای اسلامی را نیز در بوتۀ نقد قرار داده و عملکرد آنان را پایش نمایند. شاید بسیاری از مردم در طول سال فرصتی اینچنینی برای مداقه و تمرکز بر عملکرد، رفتار و گفتار نمایندگانشان در مجلس شورای اسلامی نداشته باشند و اکنون مجال مناسبی است که در خصوص قطع یا ادامۀ  وکالتِ وکلای فعلیِ خود برای دوره های آتیِ مجلس، تصمیم بگیرند.
2- کسب رأی اعتماد تمام وزرای اقتصادی (نفت، صنعت و معدن و تجارت، اقتصاد، نیرو، جهاد کشاورزی ، راه و شهرسازی) میتواند حاوی این پیام مهم باشد که نمایندگان اصولگرای مجلس نهم؛ به سلامت، پاکدستی و موفقیت های اقتصادیِ دولت های سازندگی و اصلاحات معترفند و برای سپردن سکان این وزارتخانه های مهم به دستِ مدیران لایق و توانمند، چاره ای جز قبول اصلِ شایسته سالاری ندارند. ایشان با وجود  تمام اختلافاتِ جناحی و تفاوت سلایق، به این نتیجۀ درست و منطقی رسیده اند که عملکرد اقتصادی دولتهای دفاع مقدس، سازندگی و اصلاحات، به مراتب بهتر از عملکرد دولت تحت حمایتِ ایشان بوده و مراجعۀ مجدد به به رویکردهای مدیریت اقتصادیِ دولتهای سازندگی و اصلاحات، اجتناب ناپذیر است.
3-  گرچه شاید رأی عدم اعتماد به  کاندیداهای 3 وزارتخانۀ مرتبط با حوزه های آموزش و جوانان (آموزش و پرورش، علوم و تحقیقات، ورزش و جوانان)؛ نوعی تقابلِ شکست خوردگان در انتخابات ریاست جمهوریِ اخیر با خواست و رأی ملت مبنی بر اعمالِ تغییر در رویکردهای مربوط به این حوزه های مهم اجتماعی تلقی شده و  این اقدام  به مثابۀ واکنش منفی ایشان در قبالِ پدیدآورندگان اصلی حماسۀ خرداد 92، یعنی قشر جوان و تحصیلکرده -دانشجویان و اساتید-  قلمداد گردد، ولی تردیدی نیست که انتخابهای بعدی دولت نیز برای چنین حوزه هایی، در امتداد خواستِ ملت و جوانان خواهد بود. اِعمالِ  تغییر در این حوزه ها  ناگزیر است، هرچند شاید بدلایلی فعلاً در اولویتِ اول قرار نگیرد.
4-  برای قشر فرهیخته و تحصیلکردۀ جامعه که حساسیت شرایط کنونی کشور را به خوبی درک می کنند، شاید محتوای اظهاراتِ برخی نمایندگانِ مجلس موجبات تعجب - و گاه تأسف-  را فراهم کرد. آنچه که در اظهاراتِ برخی از مخالفینِ وزرای پیشنهادی، نمود و ظهور داشت؛ نه مخالفت با برنامه ها و راهکارهای ارائه شدۀ دولتمردان، بلکه تمرکز بیش از اندازه و غیر ضروری بر مسائل فرعی و تغافل از مبانی و برنامه ها و درجا زدن و اصرار بر حواشی بود. ترجیح مسائل جناحی بر منافع ملی، برخورد از جنس تفتیش عقاید و اصرار بر اخذ برائت وزرا  از گذشتۀ خود، نه تنها امری مذموم و غیر اخلاقی است بلکه نشانگر آن است که این عدۀ معدود از نمایندگان، یا احتمالاً صدای ملت را در انتخابات اخیر نشنیده اند و یا در مقابل فریاد رسای ملت مبنی بر تغییر و اصلاح وضع کنونی، خود را به نشنیدن می زنند.
در برهه ای که مشکلات و خطرهای بسیاری از ناحیۀ بدخواهانِ این ملت در کمینِ کشورمان است و اوضاع اقتصادی نیز در شرایطی حاد و بحرانی قرار دارد؛ غفلت از مصالح و امنیت ملی و سرگرم شدن به ادامۀ نزاع های بی فایدۀ شخصی و جناحی، جز خسران و  پشیمانی نتیجه ای در بر نخواهد داشت.
 در خاتمه؛ شاید ذکر داستانی تاریخی در اینخصوص خالی از حسن نبوده و عبرت آموز نیز باشد:
«زمانی که قوای "سلطان محمد فاتح" پشت دروازه قسطنطنیه رسیدند، آرایشِ نظامیِ شهر را بسیار عجیب یافتند. هیچ کس در دفاع از شهر، آنجا نبود!. سلطان دچار هراس شد که:« چه اتفاقی افتاده است؟»... سرانجام جاسوس‌های سلطان محمد خبر آوردند که بزرگانِ "بیزانس" و فرماندهانِ آنان همه در کلیسا گرد آمده و با یکدیگر بحث می‌کنند؛ آن هم در مورد این که تیری که بر پیکر عیسی مسیح وارد آمده بود به جسم لاهوتی او وارد شد یا به جسم ناسوتی‌اش! ... سلطان محمد حمله کرد و قسطنطنیه را فتح کرد...»
------------------------------------
پی نوشت 1:
این مقاله بنام اینجانب در "بهار نیوز" مورخه 92/5/25 منتشر شده است که از  اینــــــجا میتوانید مشاهده فرمایید. لطفاً با مراجعه به سایت مذکور و مطالعۀ پیامهای وارده، نظر خود را در آنجا نیز در بخش نظرات وارد نمایید. متشکرم.

پی نوشت 2:
پیامهای دریافتی در بخش نظرات، لزوماً بیانگر دیدگاه نویسندۀ وبلاگ نمیباشد.

نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٢

آنچه که پیش و بیش از هرچیزی تفاوت های رفتاری رئیس جمهور یازدهم را با دو دورۀ اخیر نشان می دهد و دل هر ایرانی را از حصول این تغییرِ مهم و ضروری مشعوف می سازد؛ استفادۀ بجا و درست ایشان از ادبیات فاخر و زبان تکریم و احترام است.
سخنرانی های جناب آقای دکتر روحانی از جایگاه ریاست جمهوری، در همین بازۀ زمانی کوتاه پس از رسمیت یافتن مسئولیتشان در مراسم تنفیذ، همه مؤید این نکته است که یکی از مهم ترین پیام های رأی ملت در انتخابات اخیر، به درستی دریافت شده است و امروز هر ایرانیِ علاقمند به میهن؛ از وجاهت، شخصیت و کنش های رفتاری و گفتاریِ بالاترین مقام اجرایی کشور محظوظ گشته و به ادبیات فاخر و کلام و رفتار متین و وزینِ ریاست جمهوری مباهات می کند.
در سه رویداد مهم پس از تنفیذ حکم ریاست جمهوری (سخنرانی های مراسم تنفیذ و تحلیف و مصاحبه مطبوعاتی)، این تفاوت و تغییر در مقایسه با هشت سال اخیر، نمودی بسیار چشمگیر و شاخص داشته است. دیگر؛ نه از سخنانِ آرمانیِ غیرمنطبق با واقعیات اثری هست و نه از احالۀ تقصیر و اتهام موهوم به دیگران. نه رجزِ "هل مِن مبارز" خوانده می شود، نه از خودشیفتگی نشانی دیده می شود و نه سؤال پرسشگران به طرح سؤالی متقابل و بی پاسخ می انجامد.

نیازی به گفتن نیست که رئیس جمهور – یا بالاترین مقام اجرائی هر کشور – نمایندۀ آن ملّت در نزدافکار عمومی جهانی است. رفتار، سکنات و گفتارش همواره در معرضِ ارزیابی و قضاوت جامعۀ بین المللی قرار می گیرد و البته این قضاوت؛ به فرهنگ کلّ جامعه ای که او نمایندگی اش می کند تعمیم داده می شود. بعبارت دیگر؛ ادبیاتی که توسط مقامات ارشد و مسئولان عالیرتبه یک کشور بکار گرفته می شود، در واقع ترجمانِ فرهنگ، اخلاقِ عمومی و ادبیاتِ آن کشور تلقی شده و هرچه از متانت، صداقت، احترام و شفافیتِ بیشتری برخوردار باشد؛ موجبات جذب، همراهی و باورپذیریِ شنوندگان و مخاطبین را فراهم خواهد کرد.

القاء و انتقالِ صداقتِ گفتار به مخاطبین داخلی و بین المللی؛ هنری است که از بیان مستدل و لطیفِ توأم با تکریم  گوینده نشأت می گیرد و البته باید مستظهر به فهم سرشار و ادراک حقایق توسط خود ناطق و احترام به شعور و شأن و منزلت مخاطب نیز باشد. ادب و احترامِ متجلی در گفتار، خود ناشی از همین فهم سرشار است و اهانت و بی ادبی در کلام، یقیناً به ناتوانیِ ادراکی و تفهیمیِ گوینده تعبیر می شود.

متأسفانه در 8 سال گذشته؛ برداشتی که مسئولان ارشد دولتی و در رأس آنها رئیس دولت از "مردمی بودن" ارائه می دادند بیشتر در حدّ استفاده از ادبیاتی غیر رسمی و عباراتی دمِ دستی و گاهاً سخیف نمود پیدا می کرد. کلمات و واژگانی که شاید به زعمِ گویندگان آن، برای تودۀ مردم جالب و خودمانی به نظر می رسید و موجب افزایشِ محبوبیت می شد(!) ولی در واقع لطماتی که از بکارگیری آن عباراتِ خارج از عرفِ رسمی، به مناسبات بین المللی و جایگاه و شأن فرهنگِ ایرانی-اسلامی وارد می شد مورد تغافل و تجاهل قرار می گرفت. موضوعاتی بدون ربط و عبارات و ادبیاتی نازل که نتیجه ای جز یک لبخند زودگذر بر لبهای شنوندۀ عام و تلخندی سرشار از تأسف در چهرۀ فرهیختگان و دلسوزانِ داخلی و نهایتاً واکنشهای استهزاءآمیز، سخت و لجوجانۀ مخاطبینِ خارجی و قدرتهایِ جهانی در پی نداشت.

امروز اما بوضوح مشاهده می شود که دولتمردانِ جدید، به موازاتِ بیشمار مواردی که در ارجاعِ مجدد آنها به عقلانیت عزمی راسخ دارند، در اصلاح این مهم نیز جدیتی ویژه از خود نشان می دهند. دولت تدبیر و امید در همین مدت زمان اندک حیاتش نشان داده است که به شکلی منطقی و به دور از جنجال و هیاهو، و بدون تأثیر و تأثر از فشارهای تندروانه، در صدد اصلاح ریشه ایِ وضعیت نه چندان بسامان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است و کمر همت به رفع مشکلات معیشتی مردم و تحقق خواستهای سیاسی و مدنیِ قاطبۀ ملت بسته است و در این میان از نقش بی بدیلِ استفاده از ادبیاتِ تکریم و احترام در حصول به نتایج مطلوب، به خوبی آگاهی دارد. ادبیاتی که قطعاً خواست و ممارست عمومی بر استمرار و فراگیر شدنِ آن، علاوه بر اثرات ملموس بین المللی، می تواند در عرصۀ داخلی نیز منجر به کاهش پرخاشگریها در سطح جامعه، جلوگیری از تشنج آفرینیِ عواملِ خودسر ، کاهش نفوذ گروههای فشار غیر رسمی و محدودیتِ دامنۀ تأثیر عقبۀ رسانه ایِ گروههای مروج افراط و تندخوئی گردد.
-----------------------------
پی نوشت 1:
این مقاله بنام اینجانب در "بهار نیوز" مورخه 92/5/16 منتشر شده است که از  اینــــــجا میتوانید مشاهده فرمایید. لطفاً با مراجعه به سایت مذکور و مطالعۀ پیامهای وارده، نظر خود را در آنجا نیز در بخش نظرات وارد نمایید. متشکرم.

پی نوشت 2:
پیامهای دریافتی در بخش نظرات، لزوماً بیانگر دیدگاه نویسندۀ وبلاگ نمیباشد.

 

نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٢

تا 3 روز دیگر، دورۀ دولتهای اصولگرای نهم و دهم رسماً به پایان می رسد و دولت یازدهم کار خود را آغاز خواهد کرد.
دولتهای قبل از این دولت، هریک به نامی مشهور شده اند و به آن نام خوانده میشوند: دولت دفاع مقدس، دولت سازندگی، دولت اصلاحات...
این دولت نیز در شروع کار خود، نام دولت "عدالت و مهرورزی" را برای خویش برگزیده بود. حال با پایان یافتن عمر آن، شما چه نامی را برای این دولت بر می گزینید و چه عنوانی را برایش با مسمّا می دانید؟

------------------------------------------
پی نوشت:
دعوت میکنم حتماً "آش پشت پا"ی خوشمزه ای که دستپخت "شیخ نهایی و دوستان" است را از اینجـــــــا بچشید.

نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢

خبرآنلاین- 92/5/3

شاخصها ازعملکرد اقتصادی احمدی نژاد می گویند/آیا دستاوردهای دولت احمدی نژاد متناسب با امکاناتش بود؟
تازه ترین گزارش اقتصادی محمود احمدی نژاد از 8 سال دوران ریاست جمهوری اش از زاویه شاخص های کلان قابل بررسی است.

علی پاکزاد: مقایسه عملکرد دولت ها براساس میزان منابع، امکانات و اختیارات آنها ممکن است. محمود احمدی نژاد در تازه ترین گزارش عملکرد خود از وضعیت اقتصادی دوره 8 ساله ریاست جمهوری خود با انتقاد از سیاه نمایی های صورت گرفته به شاخص های اقتصادی که توسط نهادهای بین المللی مانند بانک جهانی منتشر شده استناد کرده است.
این گزارش عملکرد که در قالب پاسخ به 20 پرسش اساسی در رسانه ها منتشر شده در واقع دفاعیه ای است از آنچه دولت در سالهای 84 تا 91 به انجام رسانده است.

امید به زندگی و درآمد سرانه
در بخشی از این گزارش محمود احمدی نژاد می گوید: افزایش امید به زندگی از 70.2 سال در سال 84 به 73.2 سال در سال 91 و افزایش درآمد سرانه ایران از 9144 دلار در سال 84 به 12623 دلار در سال 91، از دیگر آمارهایی بود که رئیس جمهور در این بخش به آنها اشاره کرد.
این ارقام غلط نیست اما همانطور که اشاره شده باید عملکرد دولت ها با در نظر گرفتن منابع، امکانات و اختیاراتشان مورد بررسی قرار گیرد. در دوره محمود احمدی نژاد شاهد بهبود شاخص توسعه انسانی هستیم و البته شاخص امید به زندگی مورد اشاره بهبود پیدا کرده است ولی در شرایطی که دولت  منابع بی مانند نفتی در اختیار داشته است توانسته شاخص امید به زندگی را معادل 2.6 درصد بهبود بدهد. لازم به ذکر است در دولت اصلاحات بدون داشتن امکانات  در اختیار دولت محمود احمدی نژاد شاخص امید به زندگی بالغ بر 3.1 درصد بهبود پیدا کرده است.

امید به زندگی

در مورد شاخص درآمد سرانه نیز که بر مبنای تقسیم تولید ناخالص ملی به جمعیت کشور حاصل می شود براساس گزارش بانک جهانی درآمد سرانه در ایران از حدود 9869 دلار طی سال 84 به 13127 دلار در سال 91 افزایش پیدا کرده است که گویای رشد 33 درصدی این شاخص است. اما در سالهای 76 تا 84 یعنی سال های فعالیت دولت های هفتم و هشتم رشد درآمد سرانه از 6224 به 9043 دلار گویای رشد 45 درصدی درآمد سرانه است.

درامد سرانه

رشد اقتصادی
رشد اقتصادی به عنوان شاخصی که مبنای ارزیابی سرعت ایجاد ارزش افزوده در اقتصاد کشورهای مختلف تلقی می شود بر مبنای گزارش صندوق بین المللی پول بعد از اصلاحات صورت گرفته مطابق نظر کارشناسان بانک مرکزی ایران، نرخ رشد اقتصادی در سالهای 84 تا 91 به طور متوسط 3.89 درصد بوده است.اما در سالهای 76 تا 83 متوسط نرخ رشد اقتصادی کشور به رقمی معادل 4.89 درصد رسیده است. این در حالی است که درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام در دولت اصلاحات معادل 206 میلیارد دلار و در دولت محمود احمدی نژاد معادل 560 میلیارد دلار بوده است یعنی با منابعی که در اختیار  دولتهای هفتم و هشتم بوده، تحرک بیشتری در اقتصاد کشور ایجاد شده است.

رشد اقتصادی

 سهم ایران در اقتصاد جهانی
زمانی که بحث سند چشم انداز ایران 1404 مطرح می شود و هدف ارتقاء ایران به جایگاه نخست اقتصادی منطقه خاورمیانه مطرح می شود به طور حتم افزایش سهم ایران در تولید ناخالص جهانی نیز باید مدنظر قرار گیرد. شاخص سهم ایران در اقتصاد جهان که توسط صندوق بین المللی پول رصد می شود نشان می دهد در سالهای 76تا84 سهم ایران در تولید ناخالص جهان از 1.04 درصد به حدود 1.2 درصد افزایش پیدا کرد یعنی رشدی معادل 8.5 درصد در این شاخص اتفاق افتاده است، روند این شاخص در سالهای فعالیت دولتهای هفتم و هشتم سیر صعودی داشته است.

 سهم ایران در اقتصاد جهانی

اما در سالهای ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد شاخص فراز و فرودهای بسیاری داشته و در نهایت در سال 1391 به 1.2 درصدی رسیده که در آغاز بوده است. متوسط این شاخص طی سالهای 84 تا 91 در مقایسه با سهم ایران در اقتصاد جهانی نشان از کاهش 2 درصدی سهم ایران در اقتصاد جهان دارد، آنهم در دوران فعالیت دولتی که به مدیریتی در سطوح جهانی معتقد بوده است.

پنج شاخص کلان اقتصادی

لینک مطلب:  http://www.khabaronline.ir/detail/305131
----------------
پی نوشت:
با کلیک بر روی هرکدام از نمودارها میتوانید آنرا در اندازۀ بزرگتر مشاهده فرمایید. 
کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه