اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٢

"شهرام شکیبا" در مطلبی طنز در "خبرآنلاین" نوشت:

هر شغلی یک ساعت کاری دارد. الّا بیکاری... بیکاری یک شغل تمام‌وقت است. آدم بیکار همه 24 ساعت را مشغول بیکاری است. لذا برای هیچ کاری وقت پیدا نمی‌کند چون دائم سر کار است.
رئیس دوَل نهم و دهم آن روزهایی که رئیس‌جمهور بود (که عمراً کسی یادش نمی‌رود!) برای همه‌کار وقت داشت اما حالا دیگر وقت ندارد. برای همین علی‌رغم قانونگرایی غلیظ و شدید طبیعتاً نمی‌تواند به دادگاه برود. نرفتن ایشان به دادگاه ممکن است منجر به حکم غیابی شود. با توجه به احکام کوبنده اخیر قوه قضاییه مثل محکومیت 200 هزار تومانی قاضی اسبق(و رئیس تأمین اجتماعی سابق) برای تلاش‌های بی‌دریغ و طاقت‌فرسایشان، احتمالاً برای رئیس دولت سابق هم که به طریق اولی رئیسِ او بوده است، حکم چهار سال انفصال از کار دولتی(!) و 400 هزار تومان جریمه صادر خواهد شد. اما از آنجایی که آدمیزاد به تلاش زنده است، در همین احوالات، نامه‌ای به روحانی نوشته و در آن درخواست مناظره کرده است. آیا او فکر می‌کند بعد از هر مناظره نفر برنده رئیس‌جمهور می‌شود؟ حریف را هم نباید دست‌کم گرفت. روحانی مناظره کردن بلد است. مثلاً در مناظره با قالیباف گفت: «من سرهنگ نیستم، حقوقدانم!» و برنده شد. لذا هر آیینه ممکن است در مناظره با احمدی‌نژاد بگوید: «من بیکار نیستم، رئیس جمهورم!»
برخی از منابع ناآگاه می‌گویند اساساً علت شرکت نکردن ایشان در دادگاه برای این بوده که سرگرم جمع‌آوری مستندات و مدارک موجود (!) برای مناظره بوده است لذا وقت برای جمع کردن مدارک برای محکمه نداشته.

وی در نامه‌اش به  آقای روحانی تلویحاً گفته است که می‌خواهد تجربیاتش را در اختیارش قرار دهد. لذا جامعه پزشکان ارتوپد وضعیت فوق‌العاده اعلام کرده‌اند چون همین نکته موجی از نگرانی در بین مردم پراکنده است و هرکس به هرکس می‌رسد، دست پشت دست می‌کوبد و سر تکان می‌دهد. و عن‌قریب است که همه مردم یک دست‌شان از کار بیفتد و مهره‌های گردن‌شان ساییده شود. در بخشی از نامه رئیس دولت سابق به رئیس جمهور یازدهم آمده: «همچنین در امر انتخابات اخیر ریاست جمهوری، در شرایطی که دولت دهم در فقدان نماینده‌ای از خود در رقابت انتخاباتی و مآلا پاسخگویی - آماج حجم سنگین و گسترده‌ای از اتهامات و انتقادات ناروا بود - به خوبی و شایستگی به وظیفه شرعی و قانونی خود در صیانت از آرای مردم عمل کرد و با برگزاری انتخاباتی قانونی و سالم ظرفیت بالای خود را به ظهور رساند».
با توجه به نثر درخشان و مشعشع همین پاراگراف، من در حیرتم که آقایان چطور از خلال همۀ این متن اساساً متوجه منظور ایشان شده‌اند؟ اما فارغ از نثر، همین پاراگراف سؤالات عجیبی را به ذهن متبادر می‌کند:

1- مگر دولت وظیفه‌ای غیر از این در قبال انتخابات دارد؟
2- مگر دولت خاتمی کاری غیر از این کرد که شما رئیس‌جمهور نهم شدید؟
3- مگر اینکه دولت کاندیدایی در رقابت‌ها داشته باشد، تأثیری در صیانت از آرای مردم و وظایف شرعی و قانونی دولت دارد؟
4- در انتخابات دهم که خود شما رئیس‌جمهور بودید و ضمناً کاندیدای دولت بودید، مگر خدایی نکرده شک و شبهه‌ای در کار بود؟ یادتان باشد کسانی که شک و شبهه مطرح کردند الان کجا هستند!

از همه مباحث که بگذریم؛ ماجرای مناظره، جالب تمام شد. چرا که اکبر ترکان مشاور عالی رئیس‌جمهور در نهایت گفت: «شرط این مناظره آن است که رئیس  دولت دهم راستگو باشد». لذا پرونده بسته شد و مناظره اساساً سالبه به انتفای موضوع است و همه‌ چیز به خیر و خوشی و آرامش پایان یافت.

پی نوشت: 
پیامهای دریافتی در بخش نظرات، لزوماً بیانگر دیدگاه نویسندۀ وبلاگ نمیباشد.  

نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - دوشنبه ٤ آذر ۱۳٩٢

به بهانه توافق هسته ای ژنو و ایجاد امیدواری برای بهبود شرایط در گامهایِ آتیِ این بازیِ برد - برد؛ قسمتهایی از سخنان آقای دکتر علی اکبر ولایتی خطاب به آقای دکتر سعید جلیلی (مذاکره کننده ارشد هسته ای دولت دهم) را، در جریان مناظرۀ تلویزیونی انتخابات ریاست جمهوری خرداد 92، باز خوانی می کنیم:

«درباره صحبتی که دکتر جلیلی کردند باید بگویم که دیپلماسی این نیست که در مقابل کشورهای دیگر خطابه بخوانیم و مطلبی را بیان کنیم. اینجا در مصاحبه می‌گویم دیپلماسی این نیست که ما یک طرف بنشینیم و آنها طرف دیگر و ما یک حرف مشخص بزنیم اقدامات دیگر در خارج از اینها بکنیم. بنده به شما عرض می‌کنم که حرفی که می‌فرمایند برای 20 سال پیش است و الان وضعیت دنیا فرق کرده ناچارم موضوعی را مطرح کنم که تا به حال مطرح نشدند. یک زمان قبل از‌آنکه به قطعنامه‌های شورای امنیت در بحث هسته‌یی نرسیده بودیم آقای سارکوزی مستقیم از بنده دعوت کرده و سفیر فرانسه آمد و گفت که آقای سارکوزی از شما دعوت می‌کند که به پاریس بیاید تا مذاکره کنیم.
بنده با آقای رییس جمهور صحبت کردم و ایشان گفت چون خود سارکوزی دعوت کرده حتما برو. من به فرانسه رفتم و یک ساعت ملاقاتم طول کشید و همان صحبتی که درباره  آقای لاریجانی گفتم درباره من اتفاق افتاد و با آقای سارکوزی درباره عدد سانتریفیوژها به توافق رسیدیم تا غنی‌سازی را متوقف نکنیم و اینکه حرف آنها را به طور کامل قبول نکنیم یعنی چیزی بینابین شود. مثلا اگر 8 هزار سانتریفیوژ داریم به 4 و 5 هزار سانتریفیوژ برسانیم و آقای سارکوزی قبول کرد و گفت با آقای لدید که نفر دوم ایشان بود گفت که مذاکره کنید و ظرف مدت یک هفته آقای لدید قرار شد در راس یک هیات سیاسی و هسته‌یی به ایران بیاید. بعد از دو هفته آقای سارکوزی گفت من می‌خواهم به کشور شما بیایم ملت شما ملت بزرگی است و دست رهبر این ملت را بفشارم.
من تمام چیزیهای که عرض می‌کنم آقای آهنی سفیر پاریس گزارش کرده و اسناد آن در وزارت خارجه موجود است. بنده این را آوردم و کار متوقف شد. نکته این است که در زمانی که بنده با تاکید آقای رییس جمهور به فرانسه رفتم قائم مقام وزارت خارجه، کاردار سفارت فرانسه را احضار و به نوعی به او گفت کسی که به پاریس آمده نماینده ما نیست در حالی که ما قرار گذاشته بودیم نفر دوم فرانسه بیاید ایران و قرار اولی این بود که آنها پذیرفته بودند سانتریفیوژها کار بکنند فقط عددش کمتر شود تا بشنیم و بحث کنیم تا به بن‌بست نخوریم تا پرونده به شورای امنیت نرود هم غنی‌سازی را داشته باشیم و هم مسئله هسته‌یی حل شود و مشکلات بین‌المللی پیدا نکنیم. اما متاسفانه دولت جواب نداد و نه تنها جواب نداد وقتی چنین حرفی به کاردار فرانسه زدند وزارت خارجه فرانسه گفت اگر این خبر زودتر به ما رسیده بود ملاقات شما و آقای سارکوزی لغو شده بود یعنی عین همان قضیه آقای لاریجانی اتفاق افتاده بود.
می‌شد از این امکانات استفاده کرد و غنی‌سازی را ادامه داد و تحریمها را از طرف شورای امنیت نداشت و وضعیت کشور را به تحریم‌ها نرساند. در رابطه روسیه نیز همین اتفاق افتاد آقای پریماکوف گفت اگر آقای پوتین به ایران بیاید ودست خالی برنگردد من آقای پوتین را به ایران می‌آورم. من این قول را دادم و آقای پوتین آمد و کارهای اولیه شد دو مرتبه در کارش تخریب شد می‌خواهم عرض کنم این دیپلماسی هسته‌یی دیپلماسی نیست.
در آخرین صحبتی که آقای جلیلی در آلماتی داشتند، پیشنهاداتی کردند که براساس آن می‌شد جلو برویم و آن پیشنهادات را ایشان نپذیرفتند. 1+5 گفتند که شما اگر غنی‌سازی 20 درصد را متوقف کنید و حرکت فوردو را قدری کند کنید، ما این سه تحریم را از روی شما برمی‌داریم. معلوم است که هرکاری قرار است انجام بشود، قدم به قدم است. در پاسخ آنها گفته شد ما فلان کار را می‌کنیم شما کل تحریم‌ها را بردارید. اینکه می‌گویم به شهادت معاون وزارت امور خارجه در جلسه است. مثل این است که شما بخواهید لیوانی بخرید که طرف بگوید 100 تومان است. شما بگویید دو تومن می‌دهید؟ او می‌گوید اگر نمی‌خواهی معامله کنی، چرا وقت ما را گرفتی. وقتی طرف حاضر است سه قدم بردارد بعد شما می‌خواهید یک قدم بردارید، معلوم است نمی‌خواهید کار را پیش ببرید.
دیپلماسی این نیست که در داخل کشور خودمان طوری وانمود کنیم که ما اصولگرا هستیم اما اصولگرایی این نیست که انسان انعطاف‌ناپذیر باشد. در رابطه با مصالح ملی باید بتوانیم از دیپلماسی به نحو احسن استفاده کنیم. دیپلماسی فقط خشونت نشان دادن و سرسختی نشان دادن نیست، بلکه یک معامله و تعامل است. ما باید با همه دنیا تعامل کنیم. قضیه بده و بستان است. نمی‌شود هرچه ما از آنها می‌خواهیم آنها به ما بدهند و متقابلا حاضر نباشیم کاری بکنیم. هنر دیپلماسی بیانیه صادر کردن و خواندن بیانیه پشت میز مذاکره نیست، حتماً راه فعلی مذاکرات هسته‌یی اشکال دارد و اگر اینطور نبود، وضع ما به اینجا نمی‌رسید.
ببینید جناب آقای جلیلی! بحث دیپلماسی کلاس فلسفه نیست، آنچه مردم می‌بینند این است که شما چند سال است مسئول پرونده ی هسته‌ای هستید، یک قدم هم پیش نرفته‌ایم، تحریم ها بیشتر شده و هر روز فشارش بر روی مردم می‌آید. هنر دیپلماسی این است که حق هسته‌یی را حفظ کنید و در عین حال تحریم ها کاهش پیدا کند و بر آن اضافه نشود.»

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه