اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - جمعه ۱٤ فروردین ۱۳٩٤

رئیس جمهور دیپلمات و حقوقدان کشور عزیزمان و تیم حرفه ای، انقلابی و مؤیَّد دیپلماسی دولت تدبیر و امید با هدایت وزیر خارجۀ هوشمند و خستگی ناپذیرش؛ از همان ابتدای تشکیل دولت، وعدۀ انجام مذاکراتی برای رسیدن به توافق "برد – برد" را به ملت عزیز ایران داده بودند.
رسیدن به یک نتیجۀ یک طرفه و رؤیا پردازانۀ  "برد – باخت" در مواجهه با تمام قدرتهای جهانی، توهمی بود که مدعیان مدیریت جهانی(!) داعیه دار آن بودند. وعده ای که به یک شوخی بیشتر شباهت داشت و نه تنها در عالم واقعیت هرگز میسر نبود بلکه با ادامۀ این زیاده خواهیِ متوهمانه، روز به روز شرایط برای رسیدن به توافقی عزتمندانه را نیز غیر محتمل تر می نمود.

با بازگشت عقلانیت و تدبیر به مانیفست مدیریتی دولت و شروع دور جدید مذاکرات، راه بسیار سخت و طاقت فرسایی برای جلب اعتماد جامعه جهانی و عبور از گردنه های سخت و پر پیچ و خم تبلیغاتِ ایران هراسانۀ دشمنان طی شد.
مگر ما از مذاکرات چه می خواستیم؟ در بازی "برد – برد" دقیقاً منظورمان چه بود؟ چه تعریفی از "برد" برای خودمان در این بازی داشتیم؟
مگر نه اینکه میخواستیم به دنیا بقبولانیم فعالیت های هسته ای ما "صلح آمیز" است و در دکترین نظامی ما، جایگاهی برای تسلیحات اتمی وجود ندارد؟ مگر نمی خواستیم به همۀ دنیا اثبات کنیم که فتوای رهبر انقلابمان؛ نه یک شعار، نه یک تاکتیکِ دشمن فریب، بلکه یک اعتقاد فقهیِ واجب الاطاعه است؟
مگر نه اینکه انتظار داشتیم دنیا حق فعالیت "صلح آمیز" هسته ای ما را به رسمیت بشناسد؟ مگر نه اینکه می خواستیم حق "غنی سازی" در خاک خود و ادامۀ روند رو به رشد "تحقیق و توسعه" در دانش فیزیک هسته ای را همانند سایر اعضای باشگاه هسته ای جهان داشته باشیم؟ مگر نه اینکه میخواستیم همۀ سایت ها و تجهیزات هسته ای مان را حفظ کنیم و مجبور به برچیدن هیچکدام از آنها نباشیم؟
مگر نه اینکه می خواستیم پروپاگاندای "ایران هراسیِ" لابی صهیونیزم جهانی را بی اثر کنیم و نشان دهیم با هیچ کسی ابتدا به ساکن، بنای دشمنی و مخاصمه نداریم؟
آیا خواهان برچیده شدن تحریم های ظالمانه بین المللی – که بواقع بر اقتصاد کشورمان اثرات نامطلوب فراوانی گذاشته است – نبودیم؟...  و مگر نه اینکه همۀ اینها را در شب تاریخی و به یادماندنی سیزدهم فروردین 94  دریک توافق سیاسیِ خوب، یکجا بدست آوردیم؟ اگر این "برد" نیست پس چیست؟ کجای این تفاهمنامه، عزت ایران و ایرانی را ملکوک کرده است که عده ای ادای دلواپسی در آورند  و با تنها هنری که دارند (حرّافی)، آن را معاهدۀ "لوزان چای!" بخوانند...
دلواپسان وطنی که در این وادی، همگرائی بی نظیری با دلواپسان خارجیِ متأثر از لابی صهیونیستی پیدا کرده اند، گویا از علم سیاست فقط لفاظی اش را خوب بلدند و در سایر دروسِ آن و از جمله واقع بینی و عقلانیت و تدبیر، مردود همیشگی اند.
البته  طبیعی است کسانی که مسببین چنین شرایط اقتصادی و بین المللی نابسامانی  برای کشورمان بوده اند و یا از رانت های فراوان شرایط تحریمی سود می جسته اند، دلواپس باشند. دلواپس از قضاوت مردم، دلواپس از اینکه آن گروه کم شماری از ملت هم که تاکنون متوجه عمق خسارات ناشی از سیاستهای پر غلط دولت تحت حمایت دلواپسان نشده اند، با چشمانی باز، شسته و بینا به مقایسه و تشخیص سره از ناسره بپردازند و با بصیرتی واقعی، دست ایشان را برای همیشه از مصادر قدرت کوتاه کنند.

مردم به زودی شاهد خواهند بود در سه ماهۀ آینده با اجرا و عملیاتی شدن این توافق سیاسی، چه تغییرات مثبتی به مرور در زندگی و معیشتشان رخ خواهد داد. با پاره شدن واقعیِ کاغذپاره های تحریم(!) و لغو تحریم های بانک مرکزی و سوئیفت و فروش نفت و ...؛ جانی دوباره به اقتصاد کشورمان دمیده خواهد شد و با حصول و افزایش "همدلی و همزبانی"  میان ملت و دولت، روزهای بالندگی کشور عزیزمان دوباره بعد از مدتها فرا خواهد رسید.

پی نوشت:
این مقاله بنام اینجانب در "بهار نیوز" مورخه 94/01/17 منتشر شده است که از اینــــــجا میتوانید مشاهده فرمایید.

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه