اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!

آیات قرآن در زمینه دعا و توسل

چنانکه گفتیم توسل به معنی طلب دعا می باشد و جوهر توسلات همان دعاست . اینک باید دید آیا از دیدگاه قرآن اصل دعا و درخواست از مسبب الاسباب یعنی خداوند تعالی امری مقبول و منطقی است؟

قرآن کریم نمونه های متعدد از این گونه توسلات و درخواست ها را نقل کرده است که اینک به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

برخی از آیات درباره حضرت ابراهیم (ع) است که برای اهل مکه از خداوند درخواست نعمت می کند. روشن است که وقتی دعای حضرت ابراهیم (ع) در حق اهل مکه است و نه در حق خود، مفهوم توسل و وساطت در دعا و طلب، به خوبی صادق است . دعای حضرت ابراهیم (ع) چنین است:

1- و اذا قال ابراهیم رب اجعل هذا بلداً امنا و ارزق اهله من الثمرا من امن منهم بالله و الیوم الاخر... (سوره بقره «2»: 126)

و آن هنگام که ابراهیم به درگاه الهی عرضه داشت:‌ ای پروردگار من، تو خود این سرزمین را در امنیت و آسایش گیر، و اهل آن را از ثمرات و نعمت های خویش بهره مند ساز، آنها که به خدا وروز رستاخیز ایمان آورده اند.

2-  ربنا و ابعث فیهم رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم. (سوره بقره (2): 129.)

پروردگارا در بین این قوم فرستاده ای از میان خودشان برگزین که آیات تو را بر آنها تلاوت نماید و آنان را کتاب و حکمت آموزد و از پلیدی ها پاکشان سازد. (از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است که فرمود: انا دعوه ابراهیم . (من همان دعوت حضرت ابراهیم هستم)

در بعضی آیات، حضرت ابراهیم (ع) برای خود،‌ پدر و مادر خویش و دیگر مومنین از خداوند طلب آمرزش و مغفرت می نماید:

ربنا اغفرلی و لوالدی و للمومنین یوم یقوم الحساب. (سوره ابراهیم (14): 41)

پروردگارا ،رحمت و مغفرت خویش را در روز حسابرسی اعمال، نصیب من و والدینم و دیگر اهل ایمان بفرما.

حضرت موسی (ع) نیز به پیشگاه خدا عرضه می دارد:

رب اغفرلی و لاخی و ادخلنا فی رحمتک و انت ارحم الراحمین. (سوره اعراف (7): 151)

ای پروردگار من، من و بردارم (هارون) را مورد مغفرت و آمرزش خویش قرار ده و ما را در رحمت خویش داخل گردان، و همانا تو مهربانترین مهربانانی.

بنابراین دعای حضرت ابراهیم و حضرت موسی علیهما السلام برای دیگران – چنانکه گفتیم – مصداق توسل است.

در مواردی خداوند به پیامبر (ص) خطاب می کند که مورد زنان و مردان با ایمان و پیروان خویش، عفو و گذشت داشته باشد و برای آنان طلب آمرزش نماید. مدلول التزامی این امر این است که دیگران نیز از پیامبر (ص) طلب وساطت نمایند و به ایشان متوسل شوند تا تقرب بیشتری به خداوند پیدا کنند:

1- .... فاعف عنهم واستغفر لهم ... . (سوره آل عمران (3): 159)

ای پیامبر ما از خطاهای مردم در گذر و برای آنها طلب آمرزش کن.

2- ...  واستغفر لهم الله ، ان الله غفور رحیم. (سوره نور (24): 62)

برای مومنان از خداوند طلب مغفرت کن، که براستی خداوند بخشنده و مهربان است.

3- واستغفر لهن الله ان الله غفور رحیم (سوره ممتحنه (60): 12)

برای زنان مومن از درگاه الهی طلب آمرزش نما که به راستی بخشنده و مهربان است.

آنچه در تمامی آیات گذشته به آن اشاره شده است، واسطه شدن انسانی شایسته و برگزیده، در بارگاه خداوند و درخواست و تقاضای او در حق خود و دیگران در همین دنیاست که اگر در حق خود و به طور مستقیم باشد مصداق توسل مصطلح نیست و اگر در حق دیگران باشد مصداق توسل است.

توسل و تقویت روح بندگی

از آثار با ارزش و اخلاقی توسل، ایجاد و تقویت روح بندگی و خضوع در انسان است. تاثیر توسل در این جهت از خود دعا نیز بیشتر است؛ چرا که دعا کردن و دست نیاز به سوی بی نیازی بی انباز کشیدن  گرچه از جلوه های بارز و نمود های روشن خضوع و بندگی در برابر پروردگار است و همین است که انسان را از اوج غرور و نخوت و خود بزرگ بینی به زیر می کشد و خاضع و فروتن می سازد. با این حال در دعا و راز و نیاز مستقیم با خدا، گویی انسان خود را لایق و شایسته چنین مکالمه رو در روی و مستقیم دیده و آنگاه لب به سخن گشوده است، اما هنگامی که انسان برای تشرف به بارگاه کبریایی و ملکوتی پروردگار، برگزیده ای را به وساطت می خواند و او را – از آن جهت که مقام و منزلت والاتری در نزد خداوند دارد – شفیع خویش می گیرد، گویی خود را کمتر از آن می بیند که مستقیماً در برابر ذات پاک ربوبی بایستد و با او راز گوید و حاجت خویش را از وی طلب کند. و این، اوج خضوع و خشوع و عبودیت عبد در برابر معبود است.

ما اگر در توسل، سر بر آستان پیامبر و معصومین (ع) می سائیم از آن جهت است که آنان را بنده صالح در بارگاه کبریائی حق (جل و علا) یافته ایم و خود نیز از آن جهت که لیاقت و شایستگی لازم برای حضور در محضر ربوبی را در خویش نمی یابیم ، در برابر ذوات مطهر و مقدس، این بندگان صالح، سر تسلیم و تعظیم فرود می آوریم؛ چرا که باور داریم – بر اساس قیاس مساوات – عبدالعبد عبد - اگر کسی بندگی بنده خدا را گردن نهد ، در حقیقت و نهایتاً بندگی خدای را پذیرفته است.

چنانکه اشاره شد جوهر توسل، عبودیت و خضوع است . شخص متوسل کسی است که برای خضوع و خشوع در برابر خداوند، حاضر است در برابر بنده ای از بندگان الهی تضرع و زاری نماید و از او طلب دعا کند و بدین وسیله خود را در آستان حق، حقیر و ذلیل و خاضع سازد تا شاید همین تحول و انقلاب درونی ، سبب پیدایش سنخیت با کمال مطلق شود و اسباب تقرب را فراهم آورد. پیداست که اگر شخصی دارای روحیه استکباری باشد و عجب و غرور و خود بزرگ بینی در جان او رسوخ کرده باشد ، حاضر به توسل نمی شود .کسانی که در برابر خداوند گردن فرازی دارند به طریق اولی در برابر انبیاء و معصومین (ع) نیز سر تعظیم فرود نخواهند آورد و اهل توسل نمی باشند. کسی که در برابر معصومین و انسان های کامل که عبد خدای اند حاضر به خضوع نیست دیر یا زود در برابر خداوند نیز گردن فرازی خواهد کرد.فرد و جامعه اهل توسل، هرگز اهل نفاق و اسکتبار نیستند و در تجربه های عینی نیز به خوبی می بینیم افرادی که اهل دعا و توسل اند بیش از سایرین از روحیه تواضع و فروتنی برخورداند و به عکس کسانی که در برابر خالق هستی زانو نزده اند هرگز حاضر نیستند در برابر مخلوقات و بندگان صالح خداوندی تواضع و فروتنی به خرج دهند.

حکمت توسّل‏

یکم :حکمت اعطاى این نقش به بزرگان دین و اولیاى الهى، جایگاه معنوى آنان است. همه موجودات عالم هستى، آیات و نشانه‏هاى حضرت حقّ‏اند. هر موجودى به اندازه وسعت وجودى‏اش، نشانگر اسما و صفات خداوند سبحان است. عالى‏ترین و تابناک‏ترین جلوه و ظهور حضرت حق، در آینه وجود انسان کامل (پیشوایان معصوم) محقق مى‏گردد. انسان کامل آینه تمام نماى اسما و صفات حضرت حق و جلوه و مظهر جلال و جمال پروردگار است. توسّل به انسان کامل، در حقیقت توجه به جلال و جمال خدا و توسّل به چشمه فیض او است.

دوّم: اولیاى الهى انسان‏هایى از جنس خود ما هستند و به طور معمول خیلى راحت‏تر و زودتر مى‏توان با آنان رابطه عاطفى، برقرار کرد.

سوّم: خداوند خواسته است اولیاى خود را در کانون توجه و اقبال مردم قرار دهد. توجه به آنان، به عنوان انسان‏هاى کامل و برقرارى ارتباط عاطفى و معنوى با آنان، تأکید بر حقانیت و اسوه بودن آنان است و موجب مى‏شود مردم با مراجعه به آنان و الگوگیرى از ایشان، به طریق هدایت و سعادت، دست یابند.

در بینشی که بر اساس توحید شکل گرفته باشد، جز خداوند متعال، هیچ موجودی در سراسر نظام هستی، استقلالی از خود ندارد. تمام موجودات جهان، آیات و نشانه‌های قدرت و حکمت و علم و شعور بی نهایت ِخالق ِ هستی‌اند. بنابراین، مستقل دیدن هر موجودی غیر از خدا نادرست است و وابسته‌دیدن موجودات به نشانه‌های صفات خداوند، صحیح و منطقی است و منافاتی با توحید ندارد.

امامان معصوم علیهم السلام نیز نشانه‌های خدا و آینه‌های حق‌نمایند. آنان چون بندگانی شایسته و صالح‌اند، خداوند بسیاری از امور را ، با واسطه و بدون واسطه، از طریق وجود پر برکت آنان پیش می‌برد. بنابراین، توسل به ائمه علیهم السلام به معنای دور شدن از توحید و صراط مستقیم نیست، بلکه عین توحید و حقیقت است.

خود خداوند متعال به مومنان فرمان داده است که برای روی آوردن به او، در جستجوی وسیله و واسطه باشند:«ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای خدا را رعایت کنید و برای رسیدن به خدا در جستجوی وسیله باشید.» (سوره مائده، آیه35 )

امامان معصوم علیهم السلام نیز بهترین وسیله‌های قرب به حق و نیل به کمال مطلوب‌اند. در بسیاری از روایات قرآنی نیز «وسیله برای رسیدن به خداوند متعال» به «امامان معصوم» تفسیر شده است.

توسل مجازی و حقیقی

حقیقت توسل همان خواست قلبی و کشش درونی متوسل نسبت به متوسل به برای قرب به متوسل الیه یعنی خداوند است و این همه در محور حقیقت است، نه مجاز. خواست و میل قلبی حقیقی، امری حدای از حقیقت وجودی شخص متوسل نیست. و لذا توسل به معنای هماهنگ ساختن حقیقت وجودی انسان و تحول جوهر و ذات فرد در راستای حقیقت وجودی ذوات مقدسه اولیاء الهی است که حقیقت این ذوات نیز به نوبه خود جلوه ای از مقام حق محض و کمال مطلق می باشد . وقتی روح شخص متوسل، از ارواح انبیاء و اولیاء معصوم (ع) رنگ می گیرد ، در حقیقت مصطبغ به صبغه الله می شود و این، یک امر حقیقی است که آثار حقیقی به دنبال دارد. توسل حقیقتاً از مقوله تلفظ نیست گرچه از ناحیه اولیاء دین، الفاظ توسل و دعا نیز ماثور است. آنان ، هم حقیقت توسل و هم الفاظ حاکی از حقیقت آن را تعلیم داده اند. اگر ما تنها به تلفظ بسنده کنیم هرگز دعاها مستجاب نخواهند شد. علت عدم استجابت دعا و توسل این است که مقصود و مطلوب ما در منظومه نظام احسن هستی نمی گنجد و خیر نیست و یا مقتضی آن که همان انقلاب و تحول جوهری در اندرون ماست – موجود نمی باشد.

 

سوالات و شبهات در باب توسل

سوال اول: با توجه باینکه خداوند نسبت به همه بندگان خویش با بیانی عام و همگانی فرموده است که همه می توانند دست نیاز به درگاه او دراز نموده و خود مستقیماً از او چیزی بخواهند. (چنانکه در سوره بقره (2): 186 آمده: و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی و لیومنوا بی لعلهم یرشدون).

آیا توسل پیدا کردن به شخص دیگر برای واسطه شدن در درگاه الهی با توحید در استعانت و با توحید در دعا – به این معنا که تنها از خدا چیزی بخواهیم – منافات ندارد؟

پاسخ: به طور کلی می گوییم : توسل به هیچ وجه اشکالی ندارد و با توحید در دعا نیز هیچ گونه منافاتی نخواهد داشت؛ چرا که:

اولاً : این یک امر عرفی است که وقتی کسی بخواهد از شخص دیگری تقاضای امر مهم و با ارزش را بنماید در پی آن بر می آید که شخص سومی را که رابطه نزدیک تری با فرد مورد نظر دارد، بیابد و او را واسطه قرار دهد، شاید که مطلوب حاصل شود. لذا با توجه به اینکه افراد انسان ها از نظر درجات و مراتب قرب الهی با یکدیگر اختلاف دارند، افراد معمولی می توانند انسان های والاتر و شایسته تر را در پیشگاه خداوند واسطه قرار داده، از طریق آنان حاجت خود را از خداوند طلب نمایند. منظور از عرفیت این امر، این است که اتخاذ وسیله و واسطه ، ریشه در فطرت انسان دارد و لذا توسل به بزرگان و برگزیدگان الهی هماهنگ با فطرت اولیه انسان نیز هست.

ثانیاً : در خود قرآن کریم آیاتی وجود دارد که در آنها به گروهی امر شده است که بایستی نزد پیغمبر (ص) آمده از ایشان بخواهند که بر ایشان طلب آمرزش و مغفرت نمایند و چون چنین نکرده و نمی کنند مورد توبیخ قرار گرفته اند و این توبیخ حاکی از مقبولیت ، مشروعیت و مطلوبیت توسل در نزد خداوند است:

و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاء وک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً. (سوره نساء (4): 64)

و اگر آن هنگام که گروه منافقان و گناه بر خویش ستم کردند، از کردار خود توبه نموده به نزد تو (پیامبر – ص) می آمدند که تو نیز برای آنها استغفار کنی و از خدا طلب آمرزش نمایی، البته خداوند را توبه پذیر و مهربان می یافتند.

چنان که در مورد برادران حضرت یوسف (ع) در قرآن کریم آمده است که پس از انجام خطاها و اشتباهات در حق حضرت یوسف (ع) به نزد پدر خویش حضرت یعقوب (ع) آمده از او خواستند که برای آنان از درگاه خداوند طلب مغفرت نماید و آن حضرت نیز درخواست آنان را رد نکرد و این خود دلیل تاثیر توسل از سوی آن حضرت است:‌

قالوا یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا کنا خاطئین قال سوف استغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم. (سوره یوسف (12): 97-98)

گفتند: ای پدر، برای ما از خداوند آمرزش بخواه؛ زیرا ما خطا کرده ایم. گفت:  به زودی از پیشگاه پروردگارم برایتان طلب مغفرت خواهم نمود؛ خدایی که آمرزنده و مهربان است.

در آیه دیگر به مومنین دستور داده شده است که برای تقریب به خداوند ، وسیله ای اتخاذ کنند و تقوای حقیقی جز از راه اتخاذ وسیله (توسل) نخواهد بود:

یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله (سوره مائده (5): 35.

ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای خدا پیشه کنید و برای خویش در نزد او وسیله و راه جستجو کنید.

ممکن است منظور از کلمه وسیله در آیه مذکور مطلق اعمال صالح باشد که وسیله تقرب الی الله می باشند، بر اساس آنچه از بعضی روایات به دست می آید مراد از آن ، مقام خاصی است که به پیامبر اسلام (ص) از طرف خداوند عطا شده است و بنابر تعدادی دیگر از روایات، ائمه معصومین (ع) خود تصریح فرموده اند که:

به خدا سوگند مراد از وسیله در این آیه، چهارده معصوم هستیم (به تفسیر المیزان، جلد 5، ص 333 مراجعه شود)

در آیه دیگر خداوند، عدم توسل به انسان های برگزیده ای چون پیامبر (ص) را نشانه استکبار و خود بزرگ بینی می داند و در مورد منافقین می فرماید:

و اذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا روسهم و رایتهم یصدون و هم مستکبرون. (سوره منافقون (63): 5)

و آن هنگام که به آنها (منافقین) گفته شود به نزد رسول خدا آیید تا از درگاه خداوند برایتان طلب مغفرت نماید، سر می پیچیدند و می بینی که از روی تکبر و نخوت روی بر می تابند.

بنابراین در خود آیات قرآن کریم نیز به توسل و واسطه طلبی در پیشگاه خداوند امر شده است.

ثالثاً: باید دانست که توسل جستن و واسطه قرار دادن انسان های برگزیده و شایسته ای همچون انبیاء و ائمه و ... وقتی با توحید در دعا منافات پیدا می کند که بخواهیم آنان را در عرض خداوند قرار داده و مستقلاً از آنان چیزی بخواهیم. که در این صورت توسل به معنای شرک ورزیدن به خدا و رقیب تراشیدن برای او می شود، اما توسل جستن به ائمه علیهم السلام هرگز به این معنا نیست که آنها نیز در کنار خداوند ربوبیت و تدبیر امور و اجابت حوایج مردم را مستقلاً به عهده داشته باشند بلکه توسل یافتن تنها به معنای واسطه قرار دادن انسان های والاتری است که در پیشگاه خداوند، مقام و منزلت بالاتری داشته و از قرب بیشتری برخوردارند. در عین حال می دانیم که اینان خود از مصادیق بارز و کامل بنده و عبد الهی هستند و بالاترین افتخارشان نیز رسیدن به مقام عبودیت خالص و محض برای ذات پروردگار است و ما نیز از همین حیث عبودیت و بندگی است که برای آنان مقام و مرتبتی والا قائلیم . از این روست که در مقام یاری جستن از پیشگاه حضرت بقیه الله الاعظم امام عصر (عج) خطاب به آن بزرگوار می گوییم:

لقد توجهت الیک بحاجتی لعلمی آن لک عند الله شفاعه مقبوله ئ مقاماً محموداً.

(ای پیشوا و سرور من) تنها به تو چشم امید دوخته و تنها از تو طلب حاجت نمودم؛ زیرا می دانم شفاعت تو در نزد پروردگار مقبول است و دربارگاه کبریایی او از مقام و ارجی عظیم و شایسته برخورداری.

و در پایان زیارت جامعه نیز بر این نکته تاکید می شود که اگر ائمه و پیشوایان دین، واسطه قرار داده شده و به آنان توسل جسته می شود صرفاً به این خاطر است که بندگانی شایسته و مقرب درگاه الهی می باشند و لذا می توانند در رفع گرفتاری ها و برآوردن نیاز ها، شفیع باشند.

در زیارت جامعه می خوانیم:

اللهم انی لووجدت شفعاء اقرب الیک من محمد (ص) و اهل بیته الاخیار الائمه الابرار لجعلتهم شفعائی. (مفاتیح الجنان ، حاج شیح عباس قمی (ره)، زیارت جامعه )

خدایا براستی اگر شفیعانی نزدیک تر به تو از محمد (ص) و خاندان نیک او – که پیشوایان راستین و وارسته اند – می یافتم. هر آینه آنها را به عنوان شفیع در آستان تو انتخاب می نمودم.

اراده معصومین (ع) فانی در اراده و خواست خداوند است و به همین جهت ، به مقام والای عبودیت نائل شده اند و می توانند واسطه و وسیله قرب دیگران باشند.

بنابراین توسل نه از نظر عرف و فطرت مورد خدشه است و نه از جهت قرآن و عقل؛ چرا که در خود آیات قرآن بر ضرورت توسل به بزرگان و شایستگانی چون پیامبر (ص) تاکید شده و از نظر عقلی نیز واسطه قرار دادن آنان هیچ گونه منافاتی با توحید و ابعاد مختلف آن ندارد.

تهیه و تدوین توسط : بینام

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه