اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
من میخواهم کاملا شبیه یک درخت باشم.میخواهم همواره نمو کنم.از بالا میوه هایی داشته باشم و از پایین با استحکام روح و ریشه خود را در اعماق زمین فرو برم تا بتوانم به زندگانی عملی خود روش و نیرویی بدهم.(بتهوون )
گذشت زمان آدمی را پیر نمیسازد ، بلکه ترک آرمانها و کمال مطلوبهاست که ما را فرتوت و افتاده میکند.(ژنرال دوگلاس مک آرتور )
گریه چرا ؟ فتح را آرزو کنید!( استفن گرین)
دشمنان من سه دسته اند : گروهی قویتر و گروهی هم وزن و دسته ای از من ضعیفتر و کوچکترند.مقابله با گروه اول از طریق عقل خارج و موجب اضمحلال قطعی است با جماعت دوم تا جان دارم خواهم جنگید , اما گروه سوم را ولو باالتماس وتملق، با دوستی و محبت رام خوهم ساخت چه نبرد با دشمن کوچک و خصم ضعیف از مقام و حیثیت انسان در انظار مردم می کاهد و در صفحات تاریخ شخص را پست و ناچیز میسازد!(افلاطون )
رنجی که واقعا شجاعانه تحمل شود حتی دل سنگ را نرم میسازد!(گاندی)
زن را خدای تعالی بمانند مرد آزاد آفریده بگذارید که این موجود لطیف و این پروراننده نوابغ روزگار،آزاد زیست کند.(مونتسکیو)
هرملتی لایق همان حکومتی است که دارد!(مونتسکیو)
 سه نوع دوستی است که در همه جا پر سود و با ارزش است و سه نوع دوستی دیگر هست که زیان آور و موجب پشیمانی است , دوستی با کسانیکه در دوستی خود پایدار و با وفا هستند و با کسانی که درستکار و راستگویند و با آنانکه تجربه بسیار دارند سودمند است ولی دوستی و رفاقت با چابلوسان, ریاکاران و یاوه گویان باعث بدبختی و رسوائی است.(کنفوسیوس)
مشورت با هزار کس کن و راز خود به یکی مگو!(دهخدا )
هر عدم مساواتی چون مدتی ادامه یافت هاله مذهبی اطراف آنرا گرفته از آن حفاظت میکند!(برتراند راسل)

دموکراسی می گوید: رفیق حرفت را خودت بزن، نانت را من می خورم!
مارکسیسم می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را من می زنم!
فاشیسم می گوید : نانت را من میخورم ، حرفت را هم من می زنم ، تو فقط برای من کف بزن! 
 اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را هم خودت بزن ، من برای اینم  که به حق برسی!
اسلام دروغین می گوید:تو نانت را بیاور بده به ما،ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو حرف بزن ... اما حرفی را که ما می گوییم!
(دکتر علی شریعتی)

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه