اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠

مغالطه! مغلطه! سفسطه!... لابد این لغات رو تابحال خیلی بکار بردین؟... اگر هم کم بکارشون میبرید، یقیناً خیلی زیاد اونا رو میشنوید! ... مثلاً همین جناب رییس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، هر وقت بیاد رو خط تلفنی برنامه ی نودِ عادل فردوسی پور، حتماً این لغتِ "مغالطه" چند دفعه بین دو طرف، پاسکاری میشه!...
تا حال با خودتون فکر کردین " مغالطه" به چه معنیه؟ انواعش کدومه؟ و مصادیقش چیه؟... اینا سؤالاتیه که در این پست با کمک و مشارکت شما همراهان همدل و صمیمیِ پاتوقمون، میخوایم بهشون بپردازیم تا ازین پس؛ هم بتونیم مغالطه رو تو صحبتهای دیگران تشخیص بدیم، هم خودمون سعی کنیم تو صحبتهامون از منطق و استنتاجی که در واقع، حاوی نوعی مغالطه است، (حتی الامکان! ) استفاده نکنیم... فکر میکنم بحث جالبی از آب در بیاد...
بازهم فال و تماشا مخلوطه:

مغالطه ، یک نوع استدلال کردنه که به طور قابل اثباتی در منطقش ایراد وجود داره و بنابراین کل این استدلال، نامعتبره. مغالطه ممکنه  برای وارونه کردن یک حقیقتی به کار بره. مغالطه‌گر کسیه که به عمد یا به سهو از روی استدلال نادرست به یک نتیجهٔ درست یا نادرست رسیده و البته ممکنه اون نتیجه رو برای نتیجه‌گیری‌های دیگه ای هم تعمیم بده و به کار ببره.
 در مباحث فلسفه ومنطق و از زمان ارسطو، انواع مغالطه‌ها به طور کلی  و با توجه به منشاء مغالطه، در دسته‌های گوناگونی طبقه‌بندی شده  که هضمش برای امثال ماها که تخصصی در علوم انسانی نداریم ، همچین بفهمی نفهمی مشکله. رایج‌ترین اَشکال مغالطه ها رو توی سخنرانی‌ها ، مناظــــــره ها و مصاحبــــــه های  سیاســــــــــــــــی میشه دید.

تشخیص مغالطه در استدلال‌های حقیقی ممکنه که خیلی مشکل باشه چون مغالطه گر، معمولاً در استدلالهای خودش از الگوهای بدیع و فصیحی استفاده می‌کنه که اتصالات منطقی در بین اظهاراتش مبهم و نامفهوم می‌شه. همچنین ممکنه مغالطه‌گر از ضعف احساسی یا عقلانی و منطقی شنونده، بهره ببره. داشتن توانمندی تشخیص مغالطه‌ها در استدلال‌، کار شاقیه و نیاز به دونستن انواع  اون داره و اینکه احساسی برخورد نکنیم و تحت تأثیر ظاهر منطقی اون استدلال قرار نگیریم... 

  •         یکی از رایج ترین انواع "مغالطه"، اسمش هست: " قیاس مع الفارق"... در این نوع مغالطه، گوینده از یک همانندسازی بی ربط و بی منطق استفاده میکنه. لابد تابحال شبیه این جمله رو از والدین یا نزدیکانتون شنیدین: « فلانی رو ببین! هم سن و سالته! امکاناتش و شرایط زندگیش هم از تو بدتر بوده! حالا اون دکترا گرفته! توچی؟...» ... در واقع چون این مقایسه یک مقایسه نادرسته و در واقع، استعدادها و علایق افراد مختلف با هم متفاوته، پس نتیجه گیری از اون جمله به اینصورت که:« شما زحمت نکشیدید و سستی و تنبلی کردید و توانایی هاتون ، و وقت و فرصتهاتون رو به هدر دادید»، در واقع یک نوع مغالطه است و استدلال درستی نیست. چه بسا شما در زمینه های دیگری در زندگیتون موفق بوده اید که آن " فلانی" نبوده...
  •          یکی دیگه از انواع رایج مغالطه، اسمش هست: " خودت هم همینطور!" ... در این نوع از مغالطه، شخص مغالطه کننده تلاش میکنه تیغ تیز انتقاد رو با یک حمله شخصی به سمتِ شخص منتقد برگردونه و با این تاکتیک از زیر انتقاد فرار بکنه. این مغلطه هنگامی رخ میده که نتیجه گیری می‌شه ادعای شخصی غلطه چون انتقادی که او وارد کرده، به خودش هم وارد ه و رطب خورده منع رطب کِی کند؟!. نمونه های این مغالطه رو به کرّات میشه در مصاحبه های خبرنگاران با سیاستمداران و مقامات مشاهده کرد. دلیل روانی مغالطه گر معمولاً در انجام این مغالطه اینه که انتقاد رو یک حمله به خود حساب میکنه و فکر میکنه اگه حمله مشابهی انجام بده با شخص منتقــــد، بی حساب میشه و تلاش میکنه در مقابل ضربه ای که خورده ، ضربتی وارد کنه!... لابد این دیالوگ براتون خیلی آشناست :« خبرنگار: در کشور شما حقوق بشر بطور سازمان یافته و قانونی از جانب شما نقض میشه ... مقام مسئول: امریکا هم زندانیان القاعده را به زندان گوانتانامو می بره و حقوق زندانیان رو نقض میکنه»... ظاهر این استدلال بنظر بسیار درست میاد ولی وقتی عمیق بهش فکر میکنیم چیزی جز مغالطه در اون نمیبینیم. درسته که انجام عمل ناقض حقوق بشر از جانب هرکسی خطا و غلطه ولی خود عمل رو توجیه نمیکنه و پاسخ سؤال مذکور نیست! ...
  •          یک نوع دیگه از مغالطه : " انتقال بار اثبات" یا " تجاهل" نامیده میشه... این مغلطه زمانی رخ میده که شخصی ادعا بکنه گزاره ای درست یا نادرسته. گزاره ای که اثبات خلاف اون غیر ممکنه یا طرف مقابل از اثبات خلاف اون عاجزه. مثل اینکه مقام مسئولی مدعی بشه :« در سال 90 بیش از دو و نیم میلیون شغل در کشور ایجاد خواهد شد»... چون طرف گوینده ی این گزاره، دلیلی مبرهن برای صحبتش بیان نمیکنه و شنونده هم پس از پایان سال 90 قادر به شمردن مشاغل ایجاد شده نیست، پس این سخن در واقع یک مغالطه است... در مثالی عمومی تر و رایجتـــــر شنیدین که شخصی انگشتش رو در نقطه ای از زمین قرار میده و میگه: « اینجا دقیقاً مرکز کره ی زمینه! باور نداری برو متر کن!!»...
  •          یک نوع دیگه از مغالطه هست که بنام " مغلطه اسکاتلندی" مشهوره... وجه تسمیه این نوع مغالطه ، خودش داستان جالبی داره که بدلیل طولانی بودن بهش اشاره نمیکنم... در این نوع مغالطه ، فرد مغالطه کننده با افزودن قید و کلمه ی " واقعی" به ادعای خودش، تفسیر این قید رو نیز "فقط" به خودش واگذار میکنه و این قید  رو طوری مطرح میکنه که بنظر، ابطال ناپذیر بیاد... در عرصه سیاست، مشابه این جمله رو بارها شنیدیم : « یک اصولگرا هیچگاه چنین کاری نمیکنه » و وقتی شما نقیضی برای ادعای گوینده، بیان میکنید ، در جمله ای دیگه حرف قبلیش رو اینطور تکمیل میکنه که : « یک اصولگرای "واقعی" این کار رو نمیکنه »... این کلمه ی "واقعی"، یک کلمه موهومه که تفسیرش فقط با شخص گوینده است و با این استدلال، شنونده  رو سردرگم و  ظاهراً تسلیم میکنه...
    [لطفاً روی ادامه مطلب کلیک کنید]

  •     مغلطه ی" توسل به مشاهیر"، نوع دیگه ای از مغالطه است... در این نوع از مغالطه، شخص مغالطه گر تلاش میکنه درست بودن ادعایی را با نقل قول کردن از شخصی  مشهور(حقیقی یا حقوقی)  ثابت بکنه که  البته اون فرد شهیر،  در مورد موضوع آن ادعا صاحب نظر نیست. تازه اگه اون فرد مشهور در اون مورد خاص، صاحبنظر و مرجع هم باشه دلیل نمیشه که با استناد به نظر یک صاحبنظر شهیر، برای موضوعی حکم قطعی صادر کنیم... مثل اینکه بگیم : « از نظر من پپسی بهترین نوشیدنی دنیاست! چون " دیوید بکام " اون رو تبلیغ میکنه!» ... شمردن و یادآوری چنین مواردی در عالم سیاست، نیاز چندانی به فکر کردن نداره!...
  •          مغالطه ای دیگه وجود داره که بهش میگن : " تکذیب یا تخطئه گوینده"...
    در این مغالطه شخص به جای این که به محتوای سخن بپردازه، به تکذیب و تخطئهی گوینده بسنده میکنه و استدلالش رو بر منطقِ تخطئهی  گوینده استوار میکنه ...مانند این که بگیم «سیگار برای سلامتی زیانی نداره؛  چون همین پزشکی که این کتاب رو درباره زیان‌های دخانیات نوشته، خودش سیگار می‌کشه.» در روایتی از علی بن ابی‌طالب(ع) هم این نوع از مغالطه نکوهش شده‌. (نقد "مَن قال" به جای نقد "ما قال")
    ... اینروزا در عالم سیاست  مُد شده میگن :«اگه فلان شخص یا فلان رسانه ی خارجی از عملکرد ما تقدیر کرد حتماً و قطعاً کار ما اشتباه بوده و یا بالعکس اگه از کار ما انتقاد کردند پس عمل ما بطریقه ی صواب هست!»...
  •         یکی از شیوه های بسیار مرسوم تبلیغاتی، "مغالطه های آماری" است.  این مغالطه در مسایل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، بسیار رایجه ... مثل اینکه  مقام مسئولی آمار مربوط به " تورم" ، " خط فقر" ، "رشد اقتصادی " و غیره رو اونطوری که مطلوبش هست محاسبه  و به خلق الله قالب بکنه!... بدیهیه که نه همــــــه ی مردم آمار میدونن و نه همه از نحوه محاسبه برخی "شاخص" های مهم آگاهی دارند و چون این آمار رو از زبان شخص مسئولی میشنوند به اشتباه میفتند و تردیدی در صحت اون آمار نمیکنند.
  •          مغالطه ی "پس از این، پس به این علت"  نوع دیگه ای از مغالطه است. در این نوع مغالطه، شخص مغالطه گر، از توالی دو رویداد  نتیجه میگیره که یکی علت دیگریست!... مثلاً شنیدین کسی بگه :« از وقتی خانمم گواهینامه گرفته و گاهی ماشینم رو میرونه، ماشین زودتر نیاز به تعمیر پیدا میکنه!» و از این گزاره میخواد نتیجه بگیره که  علت خرابی ماشین، رانندگی بد خانومشه!... بدیهیه که توالی دو پدیده، شرط لازم برای برقراری علیت هست ولی شرط کافی نیست و در مورد مثال بالا ممکنه دلیل خراب شدن ماشین ، استهلاک ماشین بدلیل گذشت زمان، پایین بودن کیفیت بنزین و صدها دلیل دیگه باشه ...
  •     ...
  •     ...


    نقطه چین بالا و نقطه چین های بعدی رو شما پر میکنید؟... منتظرتون هستم...  

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه