اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

نقل است که:
 روزی شاه عباس از وزیر خود پرسید: « امسال اوضاع اقتصادی کشور چگونه است؟»
وزیر در پاسخ گفت:«الحمدالله وضع اقتصاد به گونه ای خوب است که تمام پینه دوزان توانستند به زیارت کعبه روند!»
 شاه عباس گفت: «نادان! اگر اوضاع مالی مردم خوب بود می بایست "کفاشان" به مکه میرفتند نه "پینه‌دوزان"، ملت وقتی نمیتوانند کفش بخرند ناچار کفشهایشان را برای تعمیر نزد پینه دوز میبرند، علت وضع بد اقتصادی مردم را پیدا کن تا کارها را اصلاح کنیم»...

واقعاَ عجب دید درست و عمیق اقتصادیی داشته، این مرحوم شاعباس صفوی... بنظر شما اگه امروز یک آدم منحرفِ مرتبط با علوم غیبیه، روح مرحوم شاه عباس رو احضار بکنه، اونوقت روح جناب ایشان، برای قضاوت و تصمیم گیری در مورد موضوعات زیر، چه شاخصهایی رو در نظر میگیره؟... با توجه به شناختی که از پاراگراف بالا از ایشون بدست آوردیم، فکر میکنید احتمالاً به پیشنهادهای زیر، که ( بازم احتمالاً)؛ توسط یک وزیری،معاونی یا مشاوری مطرح میشه، بصورت دیالوگهای زیر جواب نمیده؟:

  • وزیر اعظم: قربان! نظرتون چیه که خسارتهای جنگ جهانی دوم رو از دوَل استثمارگر و متجاوزان به این خاک و بوم بگیریم؟
    شاه عباس: شما اول خسارتهای جنگ تحمیلی 8 ساله را  بصورت اقساطی بدون بهره هم که شده از همین همسایه های غیرقدرتمند اخذ نمایید، خسارتهای جنگ جهانی دُیُّم پیشکش!
  • وزیر اعظم: چطوره وعده بدیم به ازای تولد هر فرزند در سالجاری، به مبلغ یک میلیون تومان حساب سپرده برای فرزند نورسیده افتتاح خواهیم کرد! و البته فعلاً تا اطلاع ثانوی اجازه ندیم موجودی حساب رو بردارند! برا بعدش هم خدا کریمه!  
    شاه عباس: پدرآمرزیده! افزایش نفوس که در این اوضاع و احوال اقتصادی به صلاح نیست، شما که تا همین  دیروز روی بسته دستمالهای فرنگی هم مینوشتید " 2 بچه کافی است! " ضمناً بگذارید اول آن سهام عدالت که قبلاً وعده اش را داده بودید که هر سال بدهید و حالا فقط شب انتخابات میدهید را لااقل بموقع و به اندازه  بدهید، تابعد ...
  • وزیر اعظم: نظرتون چیه بجای اینکه بر اساس مصوبه؛ یارانه ها رو طی 5 سال بصورت تدریجی و پلکانی، هدفمند (آزاد)بکنیم، همینطوری یکهویی در عرض یکسال (فوقش دو سال) آزاد کنیم بره پی کارش!؟... چون اولاً آزاد کردنِ اونیکه در اسارته، خداییش کار خوب و پسندیده ایه... ثالثاً مردم یه کم اولش ممکنه دردشون بیاد ولی بعد عادت میکنن و خوششون میاد! ثانیاً رو هم بعداً میگم! رابعاً هم نداره! خامساً هم با پول مازاد و مابه التفاوتی که بحساب خزانه مون میاد در راه آبادانی مملکت تلاش و همت و جهاد میکنیم و نمیذاریم پول بیت المال، دست نامحرمان و نااهلان بیفته تا باهاش رانتخواری و فامیل بازی بکنن!... یه چند تا هم وام کم بازده  بی بازگشت  اعطا میکنیم  و نهایتاً محض تفریح هم یکی دو تا همایش و اینا برگزار میکنیم.
    شاه عباس: بابا نکنین اینکارو ( لهجه شاعباس یکهو عوض شد و  حالا دیگه به فارسی عامه پسند! و خودمونی صحبت میکنه، نه فارسی دری)...  اینکار (آزاد کردن) خوبه ولی با اصول و قواعد!...  سرنوشت و زندگی مردم که مثل دستورالعملِ انتقال از پایتخت نیست که امروز بگید و فردا لغوش بکنید... نمیشه که یهو قبض گاز ملت، 40 برابر بشه ... نمیشه که ملت صبح بیدار بشن ببینن باز یک چیز دیگه آزاد شده و قیمتش بال درآورده!... نمیشه که مردم خدای نکرده گُشنه بمونن! حالا "دورکاری" میشه کرد ولی "دورخواری" که نمیشه! میشه به بچه ات بگی به زردآلو از دور  فقط نگاه کن؟ یا ببین طالبی ورامین از دور چه بوی خوبی میده؟ ... این اقتصاد جراحی میخواد، درست!... جراحی خوبه ولی قرار نیست که حتماً مریضتون  زیر عمل بمیره! آخه شما که جراح نبودی چرا زدی دل و روده ی مریضو ریختی بیرون؟
  •  وزیراعظم: موافقید دو سه تا وزیر اقتصادی رو برکنار کنیم و بعدش تصمیم بگیریم اون وزارتخونه هایی که وزیر ندارن رو ادغام بکنیم بعد دوباره برای اون ادغام شده ها یک وزیر تازه انتخاب کنیم؟ بالاخره هم تنوعی میشه و چهره های جدید و سازگار رو میاریم، هم  بازی آزمون -خطا میکنیم و هم وزیر تربیت میکنیم! بالاخره تربیت نیروی انسانی هم جزء وظایف ماست دیگه!
    شاه عباس:  ببین وزیر جان! کم کم داری تو چشمم شکل "هلو" ی لهیده میشی ها!  بذار اول مشکلاتیکه "بازرگانی" توی "نفت" درست کرده رفع و رجوع بشه . هنوز دارید توی نامه ها و قراردادهای نفتی، ادبیات وارداتی بازرگانی رو حذف و واحدها رو اصلاح میکنین: "تُن" رو مینویسین "بشکه"، "سِوِن آپ" رو مینویسین "سوآپ"... عددها رو هم اصلاح میکنین "30 سِنت" رو مینویسین "3 دلار "... ضمناً یهو که نمیشه وزیر تربیت کرد! یکی باید اول بشه مدیر، بعد مدیر کل، بعد معاون وزیر، آخرشم وزیر!. تازه اگه سوابق و تحصیلاتش مرتبط باشه!... اقتصاد که مثل "ورزش" الکی نیست تا یک "زمین شناس" هم خوب از عهده ی مدیریتش بربیاد!
  • وزیر اعظم: نظرتون چیه برای اینکه خودی نشون بدیم و از زیر فشارهای رسانه ها و افکار عمومی فرار بکنیم، یک مختصر دستکاری توی آمار شاخصهای اقتصادی ، مثل نرخ تورم و خط فقر و نرخ بیکاری و رشد اقتصادی داشته باشیم! فرار کردن که اینروزا مد شده ما هم یکیش! وقتی 6 نفر با قاشق؛ زیرِ زمین تونل حفر میکنن و از زندان فرار میکنن ما چرا نتونیم از زیر این فشارها یک نقبِ کوچولو بزنیم و در بریم؟
    شاه عباس: جون مادرتون اینکارو نکنین!... بابا ریاضی و آمار و حساب حرمت دارن و مثل ناموس هستند واسه اقتصاد! ... دستکاریشون نکنید... بر فرض که اومدین گفتین که نرخ اجاره مسکن افزایش نداشته! بالاخره تو هر خونواده ای چند نفر اجاره نشین که هستن و لابد ماشین حساب هم دارن!... بر فرض که اومدین و گفتین هر کسی که هفته ای یکساعت کار بکنه شاغل حساب میشه و جزء بیکارها بحساب نمیاد! با مردمی که دور و برشون کلی جوان (و غیرجوان) جویای کار میبینن چیکار میکنین؟ مگه اینکه بنظر شما دنبال کار گشتن هم خودش یک شغل بحساب بیاد!...
  • وزیر اعظم: ای روح بزرگ عباسی! بنظر شما، چطوره به هر خانوار ایرانی که البته تعدادش رو به تزایده، یک ویلای دبش 1000 متری رایگان بدیم تا مردم احساس آرامش و رفاه بیشتری بکنن؟ بالاخره اطراف هر شهری به اندازه 1000متر مربع ضربدر تعداد خونوارهای اون شهر، زمین سرسبز و مستعد برای باغ ویلا شدن، با آب کافی برای آبیاری درختهای میوه ( ازجمله خرمالو و انگور) وجود داره. چرا این سرمایه ملی هدر بره و مردم دربدر بدنبال آپارتمانهای 50 متری لم یزرع بگردن؟
    شاه عباس: بابا تو دیگه کی هستی؟ میشه یک منطقه خوش آب و هوایی هم برای ارواح غیرخبیثه در نظر بگیرین؟ برا من تبریز و اصفهان فرق نمیکنه ها !!...
کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه