اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩

امروز رییس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی کشور اعلام نموده که در روز 7 آبان، مصادف با روز جهانی کوروش، منشور حقوق بشر کوروش رو در یک حرکت نمادین به آرامگاهش (پاسارگاد) خواهند برد و مراسمی در اینخصوص برگزار خواهد شد.
روز 29 اکتبر هرسال ( مقارن با 7 آبان ماه)  ،بعنوان روز جهانی کوروش  [Cyrus day]، در سراسر جهان شناخته میشه. فارغ از اینکه با وجود گرامیداشت چنین روزی در سراسر جهان، هنوز این روز ( یا هر روز دیگری به این نام ) در تقویم رسمی کشور ما وجود نداره! ولی این اقدام نمادین ِ سازمان میراث فرهنگی (جدا از انگیزه های سیاسیش)، کاری خوب و در خور توجه و تقدیره.
امروز بنا ندارم در مورد روز کوروش و مسائل مرتبط با اون بنویسم که تا اون روز در حدود بیست روز باقی مونده و اگه خدا بخواد به وقت خودش به تفصیل با هم درد و دل خواهیم کرد. ولی مطلبی که امروز میخوام بهش بپردازم در خصوص آرامگاه بنیانگزار ایران کنونی و این مرد مورد احترام جهانه.
امسال در تعطیلات نوروز فرصتی دست داد تا به همراه خانواده سفری به شیراز داشته باشیم. طبیعیه که در این سفر از آثار باستانی و نشانه های عظمت ایران باستان بازدید کردیم و باین همه بزرگی و شایستگی نیاکانمان، برخود بالیدیم.
اما چیزی که خصوصاً در پاسارگاد دل من رو به درد آورد و باعث تاسفم شد، غربت پادشاه اساطیری ایران باستان بود. مقبره ای که نه تنها در محوطه اش هیچگونه زیبا سازی و معماری انجام نشده (فضای سبز، امکانات رفاهی،روشنایی و...) بلکه متاسفانه با وجود حضور بازدیدکنندگان، به چراگاه احشام بدل شده بود!.  با هر بادی که شروع به وزیدن میکرد، گرد و خاکِ محوطه بر سر و رو و البسه میهمانان پادشاهِ رئوفِ ایران مینشست. از جاده دسترسی هم که بعلت کثرت بازدیدکنندگان،شلوغ و پر ترافیک بود نباید گذشت که اصلاً ظرفیت عبور خودروهای مهمانان را نداشت و موجب معطلی و آزار مهمانان بود.
به جراٌت میتونم بگم وضعیت محوطه سازی و امکانات رفاهی ِ قبور همه امام زاده های ما در دور افتاده ترین روستاهای ایران،به مراتب بهتر و آبرومندتر از مقبره پادشاه افسانه ای ایرانه و این موضوع شایسته توجه و همت مسئولان میراث فرهنگی و کسانیه که به اعتقاد من این روزها از پدیده "منشور کوروش" استفاده ابزاری میکنن!...

...

در خبرها (سایت خبرآنلاین) خوندم مشاور جوان وزیر در یک وزارتخانه اقتصادی، فردی است 50 ساله!  و تصدی 18 شغل رو بر عهده داره! راستش اول فکر کردم اشتباه تایپی شده و حتماً مشاور محترم وزیر 18 سالشونه و تصدی 50 شغل رو بر عهده دارن! بازم دیدم به عقل جور درنمیاد! آدم این روزها خیلی چیزا میشنوه که نمیدونه عکس العملش باید چی باشه! خنده؟، گریه؟، تعجب؟ یا ...؟

...


یه سؤال اقتصادی دیگه دارم که ممکنه ازش کمی تا قسمتی هم "بوی قورمه سبزی" به مشام برسه! و اون اینه که بالاخره سرنوشت طرح "سهام عدالت" چی شد؟
اگه کسی از دوستان در اینخصوص اطلاعی داره و خودش یا نزدیکانش سود سهام عدالت رو دریافت کردن ، ما رو هم در جریان بذارن تا از نگرانی عمیقی که از سرنوشت این طرح داریم خلاص شیم!...

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه