اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠

جناب " هالو هفت شنبه" مدیر وبلاگ طناز و وزینِ « کشکول، آبدوغ خیار »، مسابقه ای در وبلاگشون برگزار کرده بودند با عنوان : "مسابقه قمپز درکنی "! ... بنده هم در این مسابقه شرکت کرده بودم و کلّهُم قمپزهایم ( البته با تلخیص و "ف ی ل ت ر" توسط جناب مستطاب شیخ هالــــــو هفت شنبه [دامت افاضاته]) در پستی جداگانه در "کشکول" منتشر شده که در صورت تمایل میتونید از  اینجا  اون رو بخونید.
ضمناً درصورت علاقه به خوندن نسخه اصلی و ممیزی نشده قمپزهای ما، میتونید به بخش پیامهای پست مربوطه از اینجا  مراجعه کنید. اگه هم خودتون پیامی در خصوص این قمپزها دارید؛ میتونید در این پستِ خودمون و یا  در پستهای مربوطه در "کشکول، آبدوغ خیار"  بنویسید و یا حتی خودتون قمپز تکمیلی در بکنید.
دوستانیکه معنی "قمپز" یادشون رفته، میتونن از اینجا به پست "هشلهف" در وبلاگ خودمون برن و اون رو بازخونی بکنن.
مطالب این پست، بصورت طنز و فقط جهت انبساطِ خاطرِ شما عزیزان در روز میــــــــــــــلاد مبــــــــــارک امام رضا(ع) صادر شده و ارزش قانونی دیگری ندارد.

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه