اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠

گاهی وقتها آدم شدیداً گرفتار کلیّات میشه طوریکه جزئیات یادش میره، گاهی هم برعکس؛ چنان مشغول و درگیر جزئیات میشه که کلیات موضوع و اصل قضیه رو فراموش میکنه!... اینجور وقتها یک ناظر بیرونی لازمه که بیاد و یک سری سؤالاتی ازت بکنه که تو رو به فکر کردن وادار کنه!... این سؤالها باعث میشه تا اگه غرق در جزئیات شدی یاد کل هم بیفتی و اگه توی کلیات موندی به جزئیات هم توجه کنی!...
یک مدتیه بخاطر مسئولیت جدیدی که در محل کارم بر عهده ام گذاشته شده، خیلی بیشتر از همیشه درگیر  کار و حواشی اون هستم و خیلی جدی و خشک و کمی هم خسته شده ام... حتی فکر میکنم این جدّی شدنِ بیش از حد، در فضای وبلاگم هم تأثیر گذاشته! آخه قبلاً گاهی طنز و مطایبه هم داشتیم و گاهی ذکر خاطره و گاهی داستان!...
چند وقت پیش در وبلاگ یکی از دوستان و همراهانِ همیشگیِ این پاتوق، ابتکار جالبی دیدم که خیلی بهم چسبید و با خودم فکر کردم که نسخه برداری ازش در این وبلاگ میتونه؛ هم یک تغییر ذائقۀ خوبی برای دوستان باشه، هم یک کم فضا رو صمیمی تر بکنه و  شاید هم نهایتاً تلنگری باشه برای من تا به سؤالاتی که به هر دلیلی ازشون غافلم، فکر کنم و جوابشون رو پیدا کنم...  

درست حدس زدین: قراره روی "صندلی داغ" بشینم و به سؤالات دوستان -هرچی که باشه- در نهایت صداقت، صراحت و شفافیتِ ممکن جواب بدم. این سؤالات میتونن جدی، خیلی جدی و یا حتی شوخی و طنز باشن ولی در هر حال بنده موظف به پاسخگویی خواهم بود؛ بدون هرگونه طفره رفتن!...

این بازی البته میتونه قوانینی هم داشته باشه:

- هر کسی میتونه بیش از یک کامنت بذاره و سؤالاتش رو مطرح کنه ولی در هر کامنت بدلیل محدودیت کاراکتر، فقط 5 سؤال مطرح میشه.
- به سؤالات افرادی که بدون نام (حقیقی یا مستعار)، پیام بذارن پاسخ داده نخواهد شد.
- به سؤالات تکراری پاسخ داده نخواهد شد. پس بهتره سؤالات دیگران رو قبلاً یک مروری کرده باشیم.
- سؤالاتی که پاسخش مربوط به افراد حقیقیِ دیگری میشه، میتونه از سوی من بی پاسخ بمونه.
- هر قانونِ پیشنهادی دیگری از طرف دوستان، میتونه بعداً به قوانین اضافه بشه.

پیشنهاد میکنم سایر دوستان صاحب وبلاگ هم به نوبت این تجربه رو در وبلاگشون داشته باشند...
هر یک از دوستان هم که بهر دلیلی تمایل به داشتن وبلاگ ندارند ولی از همراهان عزیز این پاتوق هستند، میتونند با درخواست خودشون و به میزبانیِ این وبلاگ، روی صندلی داغ بشینن و پاسخگوی سؤالاتِ بقیه باشند.

 
من ازهمین حالا میرم که  تا اطلاع ثانوی روی این صندلی جلوس کنم و پاسخگوی سؤالات باشم، ولی اینکه درجه حرارتِ این صندلی چقدر بالا خواهد بود با شماست! ... 

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه