اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱

 دوستان عزیز! متأسفانه بدلیل پاره ای از مشکلات از جمله هک شدن مجدد توسط جناب هکر نامحترم، تا اطلاع ثانوی (که احتمالاً بیش از 10 روز بطول نخواهد انجامید) پست جدیدم منتشر نخواهد شد!... و اگر مبارزه بنده با ایشان به نفع جناب هکر تمام شود علیرغم میل باطنی مجبور به مسدود نمودن این وبلاگ خواهم شد!
فعلاً که ایمیلهایم هک شده و هرکدام از دوستان اگر پیامی از طرف اینجانب با آدرس ایمیلهای قبلی دریافت میکنند مطلع باشند که ایمیلها از طرف بنده نیست!... البته منهم بیکار ننشسته ام و در حال مبارزه و بازپس گیری اطلاعاتم (که در عالم انصاف و مردانگی، حریم خصوصی من بحساب میآید) هستم...
دوستانی که هوای "اپیزود"خوانی به سرشون زده میتونن پست اپیزودیک جناب شیخ نهایی رو از اینجـــــــــــا بخونن و لذت ببرن.... به زودی برمیگردم... منتظر باشید... منتظرتان خواهم بود... بدرود...

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه