اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱

مطلب زیر عیناً از پستی از وبلاگ دوست خوبم جناب استاد الماسی (کشکول شیخ نهایی) اینجا دایوِرت شده!... بنظرم بسیار زیبا از کار در اومده! نظر شما چیه؟

 « بیخ نوشت اول کار::    غزلواره طنز زیر محصولی است مشترک، عبارات و ابیات ترکی کاری است از:    کورش عزیز (صاحب بلاگ اینجا چراغی روشن است)  و بیتی که با شماره شش مشخص شده ارسالی صاحب وبلاگ طناز "طنزشگاه اغو" ست ، پس بخوانید :

عمرمان با ســــــــــرعت شش مـاخ رفت //  گاه در بیقوله ، گـــــــاهی کـــــاخ ، رفت !

بر لب بافــــــــــــــــــــــور لب زد ، زندگــی // در مصاف ســــوزن و ســــــــــــوراخ رفت !

شیخ ما در اصفهـــــــان فــــَــــرمود دوش // "اون که یارانه نیمی پـــَـــــــــــرداخ" رفت !

وَه ، چــــــه خوش باشــــــــــد زبان آذری //"سُفرَه میز دَن آی هاوار قِیمـــــــاخ" رفت!1 

نفت آمـَـــــد در میـــــــان سفــــــــره مان؟ // "گؤزلَـــــریمدَن گئجَه لَر یاتمــــــــــاخ " رفت!2

طنز شیرین ، طبع شیرین ، روی خــــوش //" اُول سببدَن گؤزلــــــره بارمـــاخ" رفت !3

"اَت تویوخ یاغ سوت گاتیخ یاددان  گئدیپ"// "گؤز گؤزه ، اوزدَن اوزَه ،باخــــماخ" رفت!4

هــــَـــر کسی آمـــَــــــــد نوایی نو نواخت //"بتهوون" وقتی که آمـد  ، "بـــــاخ" رفت !5 

آن کــــه بر او دوختم چشــــــم امیــــــــد ، //محو شـــُــــــد از دید و در "دولاخ" رفت !6

در اروپا "وی" نشـــــــــــــــــــــان فتح بود // او نشـــــــــانم داد یــــــــــک "بیلاخ" رفت ! 

از گـــِــرانی ،  وز فشــــــــــــــار بی امان // میله سَگ دست و آچـــار چارشاخ رفت !

دوش شیخ  از شعــــر مــــا رنجیده بود ،  // رحم کن ، حافظ کمک ،آی... آآخ... رفت !

  • بیخ معانی نوشت :: 
    1- از سر سفره ما "قیماخ" رفت ، قیماخ به معنای سر شیر و نماد سفره چرب و شیرین است !
    2- از چشمانم شبها خواب (یاتماخ) رفت.
    3-  از این سبب؛ انگشت(بارماخ) بر چشمها رفت،(نشان از پشیمانی فراوان در میان هموطنان ترک زبان)
    4- گوشت ، مرغ ، روغن، شیر و ماست از یادمان رفت // چشم در چشم و صورت در صورت نگاه کردن از یادمان رفت ، (نشان از شرمندگی از نگریستن به اعضای خانواده است!)
    5- "بتهوون" آهنگساز معروف دقیقاً بیست سال بعد از فوت "باخ" آهنگساز آلمانی در سال 1770 متولد شده است.
    6- "دولاخ" یا "دولَخ" واژه محلی و شیرازی به معنای گرد و غبار شدید است . »
کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه