اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩

به رسم مألوفِ این وبلاگ و به سیاق هفته های قبل، آخرین پُست هفته رو اختصاص میدم به "آنچه گذشت..."، یعنی آنچه در این وبلاگ در هفته ای که رو به اتمام است،اتفاق افتاد. ضمناً امروز آخرین روز ماه مهر هست و از فردا و با پایان مهر ماه ، در قسمت ِ" آرشیو مطالب" دارای دو طبقه خواهیم بود : مهر و آبان...
همراهی صمیمانه  و بی شائبه شما صاحبخانه های این پاتوق مجازی ، من رو به ادامه کار مشتاق تر و مصمم تر نمود. افزایش سطح کیفی پیامهای واصله کاملاً مشهود بود و نسبت به گذشته ، تبادل نظر و تضارب آرا در فضایی منطقی تر و زیبا تر و سرشار از احترام انجام شد...
باری دوستان بنظر میرسه داریم به قسمتهائی از اهداف این وبلاگ که در زمان تولد این رؤیا ، ترسیم کردیم میرسیم :حرفهای دلمون رو بدون رودرواسی میگیم و نجواهای غریبانه خود را با سر فرو کردن در این چاه دلتنگیها بیان میکنیم. با هم بحث میکنیم ، نظرات متفاوت و موافق و مخالف را با گوش جان میشنویم و با سعه صدر ، اونها رو تحمل و در اونها تأمل میکنیم . از شنیدن ساز مخالف برنمی آشوبیم و در درون خود فریاد میزنیم :" زنده باد مخالف من!"...
مَخلَص ِ کلام : تمرین دموکراسی میکنیم و با فقر ِ فرهنگی مبارزه... 

پس این شما و این " آنچه گذشت..." در هفته ای که گذشت:

  • آمار وبلاگ:
    در اوایل هفته گذشته ، از مرز 1000 بازدید عبور کردیم و اکنون در آستانه رسیدن به مرز 1500 بازدید کننده از آغاز شروع این وبلاگ ( یعنی در طی 22 روز) هستیم. در هفته گذشته برای اولین بار در طول حیات ِاین وبلاگ ، تعداد بازدید کننده در یک روز یک عدد 3 رقمی شد. در روز یکشنبه 25 مهر ماه تعداد بازدید کننده ها به 108  بازدید رسید و در روز چهارشنبه با 106 بازدید، این واقعه تکرار شد. کلاً هفته ای که گذشت هفته پربازدیدی بود و کمترین بازدید روزانه هم دیروز انجام گرفت با 31 بازدید. میانگین بازدید روزانه در این هفته 75 بازدید بود.
    درصد فراوانی بازدیدکنندگان از ایران 73% ، از امریکا 19% و از سایر کشورها نیز 8% بوده... بغیر از جمعه ها و دوشنبه ها(!)[ که تعداد بازدید کم میشه] تقریباً در تمام روزهای هفته به یک میزان از سایت بازدید بعمل میاد. روزهای جمعه که دلیلش کاملاً مشخصه و اکثر دوستان، بیشتر در خدمت خانواده هستن و به کارهای شخصی و عقب مانده خودشون میرسن ولی در خصوص دوشنبه ها تحلیل من اینه که چون پربازدید کننده ترین ساعات روز حدفاصل بین 10 شب تا 12 نیمه شبه و در اون روز مصادف میشه با پخش برنامه 90 ، پس نتیجه میگیرم که اکثر دوستان این وبلاگ مثل خود من طرفدار پروپا قرص ِ این تنها برنامه انتقادی سیما هستند با اجرای جذاب عادل فردوسی پور... 

  

  • موارد فنی وبلاگ:
    - گاهاً مشاهده میکنین که پیامهای برخی دوستان بطور ناقص درج میشه. این موضوع مربوط به محدودیت تعداد کاراکترهای مجاز هر پیامه که بصورت default توسط سایت پشتیبان منظور شده ... سایت پشتیبان ، اعلام نکرده که محدودیت تعداد کاراکترها چقدره ولی من برای راحتی کار شما عزیزان، اونها رو شمردم و شما میتونید پیامهاتون رو حداکثر در 17 سطر از باکس ِ ارسال پیام بنویسین و در صورتیکه پیامتون طولانی تر از 17 سطر باشه میتونید اون رو در دو یا چند کامنتِ متوالی ارسال کنین.
    - پیامهای ارسالی شما عزیزان در واقع تکمیل کننده مطالب هر پُسته و متن پیامها و مطالب مندرج در اونا و تبادل نظرها و تضارب آرا و سلیقه ها ، نقطه قوت و مکمل ِ اون مطلب اصلیه... بنابراین برای اینکه ارتباط معنایی و کلامی پیامها قطع نشه و شما بدونین که هر پیامی در خصوص کدوم اظها نظر دوستان این وبلاگه و تقدم وتأخر پیامها چطوریه، پس بایستی پیامهای هر پُست رو از آخر به اول ( از پایین به بالا) بخونین.
    - اگه در خصوص مطلبی پیام ارسال کردین، لطفاً حداقل تا دو روز بعد (حتی با وجود انتشار پُستِ جدید) ، گاهی به پیامهای اون مطلب سربزنین چون ممکنه دوستی در مورد پیام شما نظری ارسال کرده و نیاز به پاسخ یا توضیح شما وجود داشته باشه. ضمناً با وجود انتشار پست جدید هم ، اگه مایل باشید میتونید به پُستهای قبلی کامنت بذارین.
    - گاهاً علیرغم اینکه پیامهائی برای یک پْست ارسال و درج شده ، درقسمت ِ" پیام های دیگران" و در داخل پرانتز ، به اشتباه عدد (0) درج میشه که نشانگر عدم وجود پیام برای اون پْسته!. لطفاً به این اشکال فنی بدیده اغماض نگاه کنین و برای اطمینان بیشتر،بر روی آیکون" پیام های دیگران" کلیک کنین و در اون قسمت وارد بشین.

   

  • موارد محتوایی وبلاگ:
    - یک تأخیر ناخواسته در انتشار مطلب توسط من در هفته گذشته موجب شد که تصمیم جدیدی برای رعایت یک حداقل ِ زمانی، بین انتشار پُستها بگیرم.
    در هفته ای که گذشت مشاهده کردم که وقتی بین زمان انتشار پستها فاصله معقولی باشه هم بنده زیاد به فشار نمیفتم (چون فکر کردن و نوشتن یک مطلب و البته پیدا کردن سوژه ی اون و متعاقباً مدیریت سایت و پاسخ دادن به پیامهای واصله ، کار خیلی سخت و وقت گیریه) وهم اینکه مشارکت دوستان در ارسال پیامها و نظر ها بیشتر میشه ( تعداد پیامهای دریافتی برای هر پُست بیشتر شده و یک عدد دورقمیه). فرصت فکر کردن و دیدن ِ بازخورد دیگران و مشارکت در بحث هم افزایش پیدا میکنه... پس اگه شما هم موافق باشید ازین هفته برای اینکه "کیفیت" فدای "کمیت" نشه تعداد پستها رو به 3 عدد در هفته میرسونیم تا اهدافمون از تکوین ِ این پاتوق ِ مجازی ِ صمیمانه، بیشتر محقق بشه. 
    - با توجه به اینکه با شروع آبان ماه وارد ماه دیگه ای میشیم ، تصمیم دارم در آخر هر ماه ، 3 پُست برتر هر ماه رو از نظر بازدیدکنندگان ، به "نظرسنجی" بذارم. اینکار کمک زیادی به من میکنه تا بدونم چه نوع مطالبی و در چه ژانری و با چه ادبیاتی بیشتر مورد علاقه و اقبال دوستان ِ این چراغ روشنه تا مطالب رو بیشتر به اون سمت سوق بدیم. ضمن اینکه همانطوریکه قبلاً هم بارها عرض کردم بنده از پیشنهاد سوژه مطلب توسط دوستان یا ارسال مطلب ( که کار خودتون  باشه)، جهت درج در وبلاگ با عنوان نویسنده مهمان استقبال میکنم.
    پس لطف کنید در پیامهایی که برای این پست بعنوان آخرین پست مهرماه میفرستید ،
    3 مطلب برگزیده این ماه ِ وبلاگ رو از دیدگاه خودتون، بترتیب اولویت و با ذکر شماره معرفی کنید. ... ممنون میشم...

و پایان سخن اینکه :

 

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست. فقر ،چیزی را « نداشتن » است ، ولی آن چیز پول نیست. طلا و غذا  هم نیست... فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتاب های فروش نرفتهی یک کتابفروشی می نشیند... فقر، تیغه های بُرنده ماشین بازیافت است ‌ که روزنامه های برگشتی را خُرد می کند... فقر، کتیبه سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند... فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود...

فقر ، شب را « بی غذا » سر کردن نیست...


فقر ، روز را « بی اندیشه» سر کردن است...

 

فعلاً  بدرود...

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه