اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - جمعه ۳ آذر ۱۳٩۱

پیش نوشت:

در سالهای گذشته و در این وبلاگ؛ در چنین ایامی به بزرگداشت واقعۀ "قیام عاشورا" و درسهای امروزیِ آن پرداخته ایم و با حضور شما و پیامهایتان، از منظری نسبتاً متفاوت با نگرشِ  رایج و عمومی؛ به این قضیه نگاه کرده ایم... مخاطبان قدیمی این وبلاگ به یاد دارند که در پستهای "قمر" ، " شمس" و " اعتذار"؛ در این وادی، مباحثه و تبادل نظر کردیم و این حقیر نیز به فراخور دید و دانش محدود خود در این زمینه (و البته بدون ادعای صائب بودن همۀ آنها ) مطالبی را در پستهای یاد شده مطرح نمودم.. در سال گذشته  به درخواست یکی از دوستانِ دائمی این وبلاگ، چکیده ای از موارد مطروحه در پستهای نسبتاً مفصل و طولانیِ مذکور را در پستی تحت عنوان "تشنۀ لبیک"  اجمالاً و تیتروار تکرار کردم... امسال نیز تعدادی از دوستان، برای پست "مهرورزی" (بدلیل تقارن زمانی آن با دهۀ اول محرم)، پیامهایی مناسبتی ارسال کردند که در آن مکان منتشر نکردم تا مجالی باشد برای بحث در پستی مجزا و ویژه...
اکنون این شما و اینهم پست عاشورایی امسال:


قیامهای بسیاری در طول تاریخ بشریت و بویژه تاریخ اسلام بوقوع پیوسته است که تعداد معدودی از آنها در تاریخ مکتوب و شفاهی، تاکنون در یادها باقی مانده اند. خیزشهایی که در مقاطع گوناگون به آنها اشاره و از عبرتهایشان یاد میشود...  در این میان به جرأت میتوان گفت جاودانه ترین قیام تاریخی که پس از گذشت قرنهای طولانی از زمان وقوع آن، هنوز دارای معنویت ، کشش و ژرفا میباشد و محل بحثها و عبرتهای فراوان است، قیام عاشورای 61 قمری به زعامت آقا اباعبدالله الحسین(ع) است... میخواهیم ببینیم راز این جاودانگی چیست؟ چرا این قیام هنوز پس از گذشت بیش از هزار و چهارصد سال؛ همچنان زنده و جاوید است و یاد و خاطره و درسهایش همچنان تازه و تکرار پذیر... 
فارغ از بحث اینکه مذهب تشیع، ماندگاری خود را از این حادثه دارد و از این روست که شیعیان با تکرار هر سالۀ مراسم عزاداری و یادبود آن، مانع از فراموشی اش میشوند و جدای از خصوصیات ویژه ای که این واقعه در ذات خود دارد و موجب ماندگاری آن میشود (از جمله: انتساب امام و شهدای هاشمی به اهل بیت پیامبر بزرگوار اسلام، حضور زنان بی دفاع و کودکان مظلوم در متن واقعه، دنائت و ستمگری وحشیانۀ یزیدیان)؛ علت مهم دیگری نیز هست که این حادثه را "جاوید" ساخته است و آن چیزی نیست جز:
  " آثار انسانی قیام عاشورا"
در تمام طول تاریخ و در تمام جوامع بشری، اصلاح در امور و پالایش ناراستیها از زندگیِ اجتماعی؛ آرمانی ارزشمند و بزرگ بوده است... مصلحان کسانی‎ هستند که تلاش می‎کنند جامعه انسانی را از حرکت در بیراهه ها باز دارند و آن را پایبند به قواعد انسانی سازند... زدودن پلیدیها و به سامان رساندن ناهنجاریهای اجتماعی (همچون: بی عدالتی، فقر، دروغ، ریا و ناامنی فکری و روحی انسانها)، از اصول اساسی اصلاحگری و اصلاح طلبی است. 
رسول خدا صلی الله علیه و آله با بعثت خود، تحولی الهی و انسانی در جامعۀ آنروز اعراب جاهلی پدید آوردند، لکن پس از رحلت ایشان پیرایه‎هایی گریبانگیر جامعه نبوی شد... اصلاحات حسینی در مسیر زدودن این پیرایه‎ها و کژی‎ها بود تا با رجعت به سنن جاهلی بستیزد. امام حسین (ع) به واقعیت آن روز جامعه چنین اشاره میفرمایند: «الا ترون الی الحق لایعمل به و الی الباطل لایتنهای عنه» (مقتل الحسین، ص 232 )؛ «آیا نمی‎نگرید که به حق عمل نمی‎شود و از باطل پرهیز نیست؟».
اصلاحگری خود را نیز با این جملات بیان مینمایند: «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی» (مقتل الحسین ، ص 156)؛ «همانا برای طلب اصلاح در امت جدم، قیام کردم».
از دیگر اهداف انسانی قیام حسینی، نظارت و کنترل بر تمرکز قدرت است. آن حضرت بر این باور است که  یکی از راه‎های بازدارندگی در مقابل انحراف از مسیر حق، نظارت همگانی و کنترل قدرت از طریق نخبگان، بلکه توده‎های اجتماعی است. امام حسین علیه السلام بر این هدف نیز بارها تاکید می‎ورزند:
«ارید أن آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدی و اَبی؛ تصمیم دارم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و بر روش جدم و پدرم رفتار کنم»... ناگفته پیداست که منظور حضرت از امر به معروف و نهی از منکر، در سطوح کلان و برای جلوگیری از ناهنجاریهای کلان اجتماعی است، و معنای رایج فعلی آن از جمله مباحث شخصی  در سطوح پائین و امور فردی، مورد نظر نیست ...
یکی دیگر از آثار ماندگار قیام عاشورا، رواج فرهنگ "گفتگو" به موازات پایبندی به اهداف است.  در مکتب حسین (ع) و در مرام بزرگان، گوش سپردن به سخن دیگران، مَنشی انسانی است. تبیین باورها، تشریح چرایی رفتار خویش و انجام گفتمان منطقی توأم با صداقت؛ از اصول اساسی در هر مواجهه ای است. فرزانگان، گفتگو را بهترین راه نزدیکی انسان‎ها به یکدیگر می‎دانند. در  نقطۀ مقابل،  و در مرامی غیر از مکتب حسینی؛ دیگران را کمتر به حساب  می آورند، به سخن منتقدان وقعی نمی نهند و دلیلی بر تبیین و توجیهِ چراییِ  رفتار خویش نمی بینند. امام حسین (ع) با نوشته‎ها و خطابه‎ها، از راز حرکت خویش پرده برمی‎دارد، انگیزه و مرام خود را باز می‎گوید، سبب قیام خود را به زبان می‎آورد و از هر فرصتی برای گفتگو با جبهۀ مخالف استفاده میکند. همین  روش را در یاران ایشان نیز می‎توان دید. آنان نیز هر یک، خطابه‎هایی ایراد کرده و به تبیین مواضع و توجیه رفتار خود دست می زدند . ولی جریان مقابل نه تنها حاضر نبود با گفتگو و مباحثۀ برابر و عادلانه،  نیات و  رفتار و عملکرد خود را  تبیین و توجیه نماید، بلکه شنیدن سخن حق یاران امام را کسالت‎آور و دور از شأن خویش قلمداد می‎ نمودند. وقتی در روز عاشورا؛ "زهیر" در برابر لشکریان یزید ایستاده و به تبیین مواضع می‎پردازد. "شمر" به سویش تیری پرتاب کرده و می‎گوید: «أبرمتنا یکثرة کلامک» (مقتل الحسین، ص 284)؛ «ساکت باش، که ما را با زیاده‎گویی خسته میسازی!»...

...

آری؛ مهمترین علت و رمز ماندگاری قیام امام حسین(ع) این است که بسیاری از اصول و آرمانهای انسانیِ مورد نیاز جامعۀ بشری را میتوان در زوایای متعدد آن یافت. هر انسانی که ذاتش در جستجوی تعالی و نیل به آرمانهای انسانی است میتواند از تک تک لجظه های قیام عاشورا درسها بیاموزد. یافته های هر انسان منصف از آموزه های قیام حسینی، تازه و عمیق و جذاب است. درس "آزادگی"، "شجاعت"، "اصلاحگری"، "استقامت"، "صبر" و بیشمار آرمان انسانها از این دست، کهنه شدنی نیستند... هر انسان آزاده از هر دین و آئینی، در هر دوره و عصری؛ منش اصلاح طلبی قیام عاشورا را خواهد ستود و امام حسین(ع) را بعنوان "اصلاحگری جاوید"، به درازای تمام تاریخ به یاد خواهد سپرد.

پی نوشت:
نظرات درج شده در قسمت پیامها، لزوماً دیدگاه نویسندۀ وبلاگ نمیباشد. 

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه