اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱

اپیزود اول:

با اکثر آراء و نظراتِ "ریچارد داوکینز" [Richard Dawkins] مخالفم... خصوصاً اینکه ایشان مروّج سر سختِ نظریۀ تکامل و ماتریالیست است و هیچ اعتقادی به وجود خدا و آفرینش الهی جهان هستی ندارد!... امّا سخنی منسوب به ایشان با مضمون زیر، از منطقی نسبتاً قوی برخوردار بوده و  برای من قابل پذیرش است. "داوکینز" می گوید:
« اگر در اسرائیل بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد یهودی هستی...!
اگر در عربستان بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسلمانی...!
اگر در هند بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد هندو ...!
اما اگر در امریکا بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسیحی هستی...!
ایمان دینی شما از یک موجود الهی الهام گرفته نشده...!
...
حقیقت ثابت و پایدار اینست که :
ایمان شما به زبان ساده ؛ تنها جبر جغرافیاست!»...

اپیزود دوم:

گاهی با خود می اندیشم که آیا اگر من در یک خانوادۀ مسلمان شیعۀ دوازده امامیِ پایبند به اصول و قواعد شریعت، به دنیا نیامده بودم؛ اکنون به چه چیزی اعتقاد داشتم؟... اگر در یک خانواده مسلمان سنی مذهب در کشوری مثل کویت یا عربستان دیده به جهان گشوده و رشد میکردم، آیا اکنون یک وهابی یا سلَفیِ متعصب نبودم؟... اگر در یک خانوادۀ بودایی در چین یا تبّت به دنیا می آمدم چطور؟... آیا این امکان وجود داشت که خودم؛ بیواسطه، با تحقیق و مطالعه و محاجّه، دین خانوادگیِ بودایی را ترک کرده و از روی ایمان و منطق و استدلال، پیرو مذهب شیعه اثنی عشری؛ و به تعبیری یک مسلمان کامل شوم؟...

اپیزود سوم:

اکنون این سؤال مطرح میشود : با توجه به اینکه ما معتقدیم  انحصار حقانیت در دین توحیدی اسلام و شریعت آسمانی محمدی(ص) و در معنای اخصّ، مذهبِ تشیع است؛ پس یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان و پیروان دیگر ادیان چه وضعی خواهند داشت؟ آیا همه آنان به جهت بطلان دینشان اهل دوزخ و شقاوتند یا آنها نیز میتوانند اهل نجات و رستگاری باشند؟
خردمندان بزرگ در برابر این پرسش، سه رویکرد متفاوت را مطرح میکنند:

1)   انحصارگرایی دگماتیک
بر اساس این گمانه در میان همه اهل زمین تنها پیروان دین و مذهب و فرقه واحدی اهل نجات و رستگاری‌اند. به عنوان مثال تنها مسلمان شیعه دوازده امامیِ پایبند به همه اصول مذهب و احکام شریعت امکان رستگاری دارد و دیگران همه نارستگارانند. چنین نگرشی نه مبنای خردپذیری دارد و نه با منطق اسلام همخوانی دارد. از نظر عقلی این رویکرد، مغایر با اصل غلبه خیر بر شر است و از نظر دینی با اصل رحمت خدا و هدف اساسی خلقت انسان و ملاک‌ها و معیارهای رستگاری، ناسازگار است. 
2)  تکثرگرایی دینی ( پلورالیسم )
براساس این رویکرد، همۀ پیروانِ همۀ ادیان، اهل نجات و رستگاری‌اند. به عبارت دیگر شرط سعادت و عاقبت به خیری، فقط دینداری است و بس، اما اینکه کدامین دین را برگزینیم هیچ نقشی در این زمینه ندارد. این گمانه هرچند از منطقی بهتر از "انحصار سختگیرانه" برخوردار است ولی کامل نیست و اشکالاتی دارد که در این مجال فرصت پرداختن به آن وجود ندارد.
3)  نجات‌گرایی اعتدالی
منطق دینی و عقلی، نه به سخت‌گیری انحصارگرایانه معتقد است و نه کثرت‌گراییِ مطلق - که  مرزهای بین حق و باطل در آن مبهم است -  را می پذیرد.
این رویکرد، خرد پذیرترین انگاره است؛ چراکه در این حالت، از سویی مسئولیت انسان در جستجو و گزینش راه حق محفوظ است و از دیگر سو هیچ انسانی صرفاً به جهت عدم دستیابی غیر ارادی به راه حق و حقیقت،مورد عذاب و عِقاب قرار نمی‌گیرد...
 
پی نوشت:
انگیزۀ نگارش این پست، پیام تعدادی از دوستان برای پست "اصلاحگر جاوید" بود. دوستانی در آنجا بیان کرده بودند که: «نمیخواهند در خصوص مسائل مذهبی اظهار نظر نمایند»... این عدم تمایل به اظهار نظر میتواند از دو منظر متفاوت انجام شود. نگاه اول اینکه: تمایلی به مذهب و مسائل اعتقادی ندارند و اینگونه مباحث جذابیتی برای ایشان ندارد. بعبارت دیگر از دین و مذهب و مباحث اعتقادی دلزده شده اند یا بقول خودشان، رفتارها و عملکرد مدعیان دینداری، آنها را از اعتقادات دینی رویگردان نموده است...
و نگاه دوم اینکه: معتقدند اظهار نظر در خصوص مسائل مذهبی و اعتقادی، صرفاً بایستی توسط متخصصین و علمای دینی انجام شود و سایر اشخاص مطلقاً حق اظهارنظر در این وادی را ندارند.
پاسخ من به هردو منظر اینست: باید در زمینه مسائل اعتقادی صحبت کرد. باید در اینخصوص بحث و تبادل نظر کرد. باید در این وادی مهم و حساس، تضارب آراء نمود. باید از فراموشی اعتقادات اصیل و منطق گرا (به دور از خرافه و انحراف) در میان نسل حاضر و آینده جلوگیری کرد... حیات انسانی بدون اعتقادات واقعی دینی بی معنا و بی مفهوم خواهد بود و به پوچی و روزمرّگی و ناهنجاریهای اخلاقی منجر خواهد شد. باید به اشاعۀ باورهای مذهبی صحیح اهتمام داشت. شاید "جبر جغرافی" در مقیاسی کوچکتر، دوستانی از ما را در محیط خانواده یا همراهی با دوستانی قرار داده است که برای بهتر اندیشیدن، نیازمنـــــــد شنیدن سخنانـــــی متفاوتند. 
کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه