اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۱

چند وقت پیش با فراخوانِ "شیخ نهایی" عزیز؛ یک سونامیِ اشعارِ طنز با ردیفِ "تشکر می کنیم" در وبلاگ ایشان شکل گرفت و شاعران طنز پردازِ با سابقه و صاحبِ سبک و کتاب (و البته تازه کارانی همچون من)، از همه چیز؛ از زمین و زمان، از شیرمرغ گرفته تا جان آدمیزاد در قالب طنز تشکر کردند! [اینجا]... من هم در هر چهار مرحلۀ این فراخوان حضور داشتم و اینک؛ در این حال و هوای عیدانۀ نوروزی، آن چهار قطعه شعر سرودۀ خودم را (منطبق با ضوابط و قالبِ فراخوان) در وبلاگ خودمان هم منتشر می کنم. امید که بتواند برای لحظاتی تبسّم را بر لبانتان بنشاند که هدف از انتشار این پُست در شرایط به شدت کنونی، تنها همین است:

از تمــــــــامِ مردمِ ایـــــران تشکر می کنیم          هم به رسمِ آذری، "جاندان" تشکر می کنیم
دوده و ذرّاتِ کــــــــــربـــن، سَـــمّ و سُرب         پاک کن آلودگــــــــــی؛ باران! تشکر می کنیم
عیــــــدی و یارانــــــــــــــه و بُن؛ پیشکش          گــر شود ارزاقِ ما ارزان، تشکــــــر می کنیم
 آمد آن بوزیــــــــــــنه ســــــــــــالم از فضا         از تمامِ دست در کـــاران تشکـــــــر می کنیم

بر همان جایــــــی که می سوزد بریزید آب را
سوخت چون آنجایمان؛ نالان تشکر می کنیم
از بلادِ کفــــــــــر و مُستکبَر تشکر می کنیم!      از مغـــــــــول، تاتار و از بَربَر تشکر می کنیم!
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی، عقل گفت:     زآنکه کرد این چرخِ ما پنچر،  تشکر می کنیم!
قوتِ غالب پر کشید از سفرۀ رنجــــــــــور ما       زین سبب از یونجه و شبدر تشکر می کنیم!
قیمتِ ارز و طلا پرتاب شد تا کهکشـــــــــــــان     از فضاپیـــــــــمایِ میمون بَر تشکر می کنیم!
بر همان جایــــی که می سوزد بریزید آب را
 ریختیم شد سوزِ آن بهتر، تشکر می کنیم!
تا رسید اسفند از بهمــــن تشکر می کنیم      خار و خس چون آمد از گلشـن تشکر می کنیم
آدمی در عالم خاکـــــی نمی آید به دست       از "سفیدبرفی" سگِ "تن تن" تشکر می کنیم
جملۀ خوبـــــــان شدند از صحنۀ بازی برون           زین سبب از ناکس و بَدمَن تشکر می کنیم
در غیابِ اِیرلاین خوب و با نظـــــم و دقیـق          از هواپیـــــــــمای بمب افکن تشکر می کنیم
بر همان جـــــــایی که می سوزد بریزید آب را
ریختیمش تا پس گردن؛ تشکـــــــــر می کنیم!
ما همیشه، از همه، هرچی؛ تشکر می کنیم        هم ز سنگ و کاغذ و قیچی تشکر می کنیم!
بر سرِ بازارِ جانبــــــــازان منـــــــادی می زنند:      چون ز هیچی بهتره کاچـی ؛ تشکر می کنیم
از نَوَد، از عـــــــــــادل و از کارشنــــاسِ داوری         تا که شیپـــور میزنه جارچی؛ تشکر می کنیم!
شیخِ ما! استادِ ما! ای شمــع جمــع انجمـــن!        راز بگشـا؛ ما چرا؟ از چـی؟ تشکر می کنیم
بر همــــــــان جایی که می سوزد بریزید آب را
گر دهی آفتابه ای، پارچــــی؛تشکر می کنیم ! 


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ 

پی نوشت1 :  لطفاً به سؤال اختصاصی این پست در "ادامه مطلب" پاسخ دهید.
پی نوشت2: هرگونه استفاده از این شعر فقط با ذکر منبع و نویسنده، مجاز است.


یا مقلب القلوب والابصار ( ای دگرگون کنندۀ قلبها و دیده ها)
قلب ها و دیدگانمان پرشده از تاریکی و سیاهیِ گناه...
با زبان تو را می خوانیم و در عمل نافرمانیت می کنیم...

یا مدبراللیل والنهار ( ای تدبیر کنندۀ شبها و روزها)
تدبیر شب و روزمان را به دستِ هوای نفس داده ایم...
هرچه اراده کند فرمانش می بریم...
دریغ از یک ذره مقاومت...

ولی
...


یا محول الحول والاحوال ( ای تغییر دهندۀ حالات)
در آستانۀ این سال جدید...

اگر چه می دانیم که بدیم ...
اگر چه نیستیم آن بنده ای که تو می خواهی ...

با تمام این اوصاف:

حول حالنا الی احسن الحال ( حال و روزگار مارا به بهترین حالها تغییر بفرما)
که تنها تویی توانا بر همۀ کارها...

 تویی مهربانترینِ مهربانها... 

بار الها ! نعمت سلامتی مبدأ تمام نیازهاست و عاقبت به خیری مقصد همۀ نیازها.
بین این مبدأ تا آن مقصد؛ والاترین نیازها، دلخوشی است.
به بزرگیت قَسَمت می دهم: نیازهای همه عزیزانم را در سال جدید برآورده بفرما...

آمیـــــــــــــن
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^  

سؤال : اگر قرار باشد یکی از آرزوهایتان، قطعاً در سال 92 برآورده شود، چه آرزویی را انتخاب میکنید؟

 

 

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه