اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢

اپیزود اول:

سالها قبل وقتی در سنین نوجوانی، داستان "1984"  اثر ماندگار نویسندۀ مشهور انگلیسی ("جرج اورول") را میخواندم، روحم از حضور "تله اسکرین" هایی که در جای جای مکانهای عمومی و خصوصیِ داستان وجود داشتند به شدت آزرده میشد و آن را مغایر با اصول آزادی انسانها می دانستم و از تصور به حقیقت پیوستنِ این تخیّل، وحشت داشتم... سالها بعد از آن، وقتی نصب "دوربین های مدار بسته" در فروشگاهها و اماکن عمومی و حتی نیمه عمومی (پارکینگ و آسانسورهای آپارتمانها) رایج شد با خودم فکر میکردم که شاید این موضوع در جهت تحدید آزادیها و تحقق همان کابوسِ تله اسکرینِ 1984 باشد. پس از مدتی اما؛ متوجه شدم که این تکنولوژیِ دوربین مداربسته، عملکرد و کارایی های مفید (حتی ضروری) هم دارد. مثلاً در فروشگاههای بزرگ برای کاهش سرقت، در اماکن مسکونی برای جلوگیری از ارتکاب جرائم و در بانکهـــــــــــا و عابر بانکها نیز به همین منوال... 

اپیزود دوم:

با توجه به ناکامیها و مشکلات بسیار زیادی که در 8 سال گذشته، به دلیل عدم مدیریتِ صحیحِ دولت در عرصه های سیاسی(داخلی و خارجی)-اقتصادی-فرهنگی-اجتماعی بر کشور تحمیل شد؛ اکنون بسیاری از حامیان پروپاقرصِ سابقِ دو دولتِ اخیر، سعی میکنند با توجه به عیان و غیرقابل انکار بودنِ وضعیت اسفباری که ملت و میهن به آن دچار شده است، به هر نحو ممکن از نقشِ خود در پدید آمدن این اوضاع تبرّی جویند و داستانِ " کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!" را بازخوانی نمایند. 
همانهایی که ادعا داشتند بهترین دولت صدسال اخیر و معجزۀ هزاره سوم شکل گرفته است، برای ادامه حیات سیاسی خود و جبران شرمساری از محضر ملت، امروز کاسۀ "چه کنم؟!" در دست گرفته اند، گاهی به نعل و گاهی به میخ می کوبند و گاه نعل وارونه می زنند!... دیگر هیچ حجت و دلیلی برای حمایتهای تمام قد و بی سابقۀ انجام یافته از این دولتها توجیه پذیر نیست و اصولگرایان چه بخواهند چه نخواهند باید بار اعظم این ناکامی را به دوش بکشند و از زیر آن شانه خالی نکنند... اینکه این دولتها را اصولگرا نخوانند و انحراف در دور دوم را مطرح نمایند، بیشتر به یک شوخی بی مزه شباهت دارد. عده ای هم که همواره از "کیهان" به "زمین" نگاه می کنند سعی بر تفکیک عملکرد دوره اول و دوم این دولتِ اصولگرا دارند و با طرح این موضوع که کارهای بسیار مثبتی هم علاوه بر اشتباهات بزرگِ غیر قابل روتوش، انجام پذیرفته است قصد دفاع از عملکرد گذشتۀ خود و فرار از پذیرش مسئولانۀ خطاهایشان دارند. خود عمّار پنداران با یک فرار رو به جلو و با تکرار ادعاهای بی سند و مدرک در خصوص عملکرد بدتر دولتهای سابق و اسبق (اصلاحات و سازندگی)، و تلقینِ (به زعم خود) ناکامیهای ایشان به افکار عمومی، امیدوارند که فرصتی دوباره یابند تا شاید معجزۀ دیگری رو نمایند. غافل از اینکه دوربین مداربستۀ حافظۀ ملت، عملکرد همه این دوره ها را ثبت نموده، مقایسه می کند و در وقت مقتضی قضاوت خواهد کرد و این قضاوت در تاریخ ثبت خواهد شد.

اپیزود سوم:

قسمتِ کوچکی از حافظۀ دوربین مدار بستۀ ملت که بواسطۀ آن میتوان تحقق یا عدم تحقق وعده ها (یا حتی تحقق عکسِ این وعده ها) ی دولت و حامیانش را به قضاوت نشست ، با هم مرور و بازبینی میکنیم:

  • مهمترین خدمت دولت رفع بیکاری و بهبود معیشت است. (84/5/16 کیهان)
  • سطح رفاه را به حداکثر میرسانیم. (84/4/8 فارس)
  • دولت کاهش تورم و نرخهای سود بانکی را از طریق کنترل نقدینگی دنبال میکند. (84/6/28 کیهان)
  • به زودی ایران به لحاظ فرهنگی، سازندگی، نحوه اداره کشور، نوع برقراری عدالت و توزیع ثروت و رفاه به عنوان یک کشور الگو در جهان معرفی خواهدشد. ( 84/4/8 کیهان)
  • ظرف سه سال آینده در تولید بنزین به مرز خودکفایی خواهیم رسید. (84/8/25 کیهان)
  • نیروگاه هسته ای بوشهر در سال آینده به پایان می رسد. ما اصرار داریم نیروگاههای اتمی را تا 20 هزار مگاوات برق بسازیم و توسعه دهیم. (84/11/12 فارس)
  • دستان همه اندیشمندان در عرصه اقتصاد را برای ایجاد اقتصادی پویا و پایدار میفشارم.(84/3/31 کیهان)
  • دست مافیای قدرت و قبیله را از سر نفت کوتاه خواهم کرد و حاضرم جانم را پای این قضیه بگذارم. (کیهان 84/3/31)
  • معتقد به شفاف سازی معاملات نفتی کشور و نحوه هزینه کردن پول حاصل از آن هستیم. مبارزه با فساد اداری از جمله در بخش نفت از وظایف من است. (84/3/31 کیهان)
  • باید جامعه نمونه اسلامی عاری از فقر و تبعیض در کشور ایجاد کنیم. (رسالت ص 1- 84/3/22)
  • عواید و پول حاصل از توسعه نفت باید سر سفره های مردم قابل مشاهده باشد. (84/3/31 کیهان)
  • مردم باید اثرات افزایش قیمت نفت را بر سر سفره هایشان مشاهده کنند. (84/3/31 کیهان)
  • حفظ کرامت انسان ها، جلوگیری از توسعه فقر و فساد و تبعیض و از بین بردن بی عدالتی. (84/3/31 کیهان)
  • از سرمایه گذار داخلی حمایت می کنیم چون فقط از این راه اشتغال ایجاد میشود. (84/3/31 کیهان)
و بسیاری از این دست مدعیات:
1- تک رقمی کردن نرخ سود بانکی   2- تک رقمی کردن نرخ تورم   3-کاهش شکاف طبقاتـــــــی  4- تولید خودرو ارزان و کم مصرف با استاندارد جهانی  5- ایجاد 2.5 میلیون شغل در سال  6- انتصاب مدیران شایسته  7- سیاست خارجی عزتمند  8- اختصاص یک میلیون تومان به هر نوزاد  9- هر ایرانی دارای یک مسکن 10- کمک به هزینه تحصیل و کاهش سن ازدواج جوانان  11- پرداخت سود سهام عدالت   12- ولایتمداری و ....

اپیزود پایانی:

آنهایی که ادعا میکنند موفقیتهایی هم برای این دولت اصولگرا میتوان متصور بود که دیدنشان نیاز به چشم بصیرت دارد، من را بی اختیار یاد داستان دیگری می اندازند که در دوران طفولیت خوانده بودم. نمی دانم چرا خود و بسیاری از آحاد مردم را به جای کودکِ خردسالِ این داستان می بینم:
«... دو خیاط تصمیم می‌گیرند در ازای مقدار پول زیادی لباس ویژه‌ای برای پادشاه بدوزند که آدم‌های احمق از دیدن آن عاجزند و فقط انسان‌های عاقل و با فضل و کمالات قادر به دیدن آن هستند. خیاط‌ ها شروع به کار کردند و روزها گذشت. لباس خیالی آماده شد اما هیچ‌کس نمی‌توانست آن را ببیند، نه پادشاه و نه هیچ‌کدام از نزدیکان پادشاه. اما از ترس این‌که احمق نامیده شوند شروع به تعریف و تمجید از لباس خیالی پادشاه کردند. پادشاه هم که حسابی ذوق کرده بود، تصمیم می‌گیرد لباس جدیدش را در معرض دید عموم قرار دهد و به میان مردم برود. هیچ‌کس چیزی نمی‌دید اما چه کسی جرأت داشت به لخت بودن پادشاه اقرار کند؟ آخر در این صورت، احمق بود و دیگر جزو انسان‌های عاقل و با فضل و کمالات محسوب نمی‌شد. پس همه شروع به تعریف و تمجید و به‌به و چه‌چه کردند. آفرین، چه لباس زیبایی! چه پارچه‌ای! چه دوختی! همه مشغول تحسین و اظهار فضل بودند که ناگهان کودکی از میان جمعیت فریاد زد: اما پادشاه که لخت است، او که چیزی نپوشیده است!... »

 

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه