اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩

فردا هفتم آبانماه ( 29 اکتبر)، مصادف است با روز جهانی کورش (Cyrus Day) ...
 دو هزار و پانصد و اندی سال قبل در چنین روزی، کورش کبیر - بنیان گذار ایران باستان و سر سلسله هخامنشی- با ورود فاتحانه توأم با رأفت و عطوفت به کشور بابِل، منشور حقوق بشر خود را هم منتشر کرد. منشوری که در دوران توحش و بیداد و در زمانی که تصویری از رعایت "حقوق انسانها" وجود نداشت، اولین بار توسط او بعنوان پادشاه عدالت گستر ایرانیان به جهانیان اهداء شد.
سالها بود کتب درسی و غیر درسی ِ در اختیار ِ جوانان این مرز وبوم ، از نام این بزرگ مردِ تاریخ  ، تهی بود و اگر اشاره ای بود پسوندهایی چون "جباران تاریخ" ، "طاغوتیان" و  ... حتماً  ضمیمه اش بود. امروز اما جای خوشوقتی است که این " تابو " اگرچه نشکسته ولی ترک برداشته و گفتن و نوشتن از این بزرگ افسانه ای ، نه تنها مذموم نیست بلکه به یک "ارزش" تبدیل شده است و این تحقق وعده الهی است که" حقّ، ماندنی است...".
 کورش کبیر - شاه
آریانا -، به‌خاطر بخشندگی ‌، بزرگمنشی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، احترام به عقاید و مذاهب مختلف،  پایه گذاری نخستین شاهنشاهی چند ملیتی جهان، گسترش تمدن ، آزاد کردن برده ها و اسراء و... در سرتاسر جهان شناخته شده‌است.
با توجه باینکه در این وبلاگ و بمناسبت های مختلف و در بحثهای متعدد (هم توسط من و هم در پیامهای خوانندگان عزیز ) به موضوع کورش پرداخته شده ، امروز و در آستانه این روز بزرگ ضمن بیان مطالبی در این خصوص که قطعاً با همراهی و نظرات دوستان توأم خواهد شد، در صفحات جانبی وبلاگ صفحه جدیدی شامل ترجمه "منشور حقوق بشر کورش" بارگذاری میشود که امیدوارم مورد توجه دوستان قرار بگیرد...

" دانیل روپس" مورخ نامدار فرانسوی میگوید:«... در میان فرمانروایان مطلق العنان ستمگر و سنگدل مشرق زمین، کورش ناگهان شخصیت و قیافه ی تازه ای را به جهانیان عرضه داشت... با استیلای کورش نه تنها معابد مغلوبین ویران نشد بلکه ویران شده ها را هم دوباره ساختند... اگر در نظر بگیریم این روش در عصری اجرا شد که مغلوبین را زنده زنده پوست می کندند و از سرهای اسیران هرم ها ساخته میشد و اگر به الواح مراجعه کنیم که در آنها پادشاهان فاتح با غرور تمام از تعداد کسانیکه زنده در آتش سوخته اند، زبانهایی که بریده شده و زنان و دخترانی که به دست سربازان فاتح داده شده اند ، یاد میکنند، بهتر میتوانیم درک کنیم که چرا اینچنین هاله ی عظمت و معنویت بلافاصله چهره ی این فاتح بشردوست و این پیروزمند صلح طلب را در میان گرفت ...»...

باری در چنان عصری که سیاهی همه جای جهان را فرا گرفته بود ، ابر مردی قدم به عرصه وجود میگذارد که عقاید و اعمال و رفتارش موجب اعجاب ساکنین کره خاکی میگردد و در کتب مقدس ادیان الهی نیز از او به نیکی یاد میشود.( در قرآن و با عنوان "ذوالقرنین" در 16 آیه از او به نیکی و بزرگی یادشده و در تورات -کتاب اشعیا ،فصل 45- از او با عنوان "مسیح" یاد شده است)... 
کورش رفتاری از خود نشان داد که در سه قاره ی مکشوفه ی جهان آنروز ، یک حکومت جهانی بر مبنای آزادی و عدل و محترم شمردن اعتقادات ملتها بوجود آمد. حکومتی که مورخین معتقدند از ابتدای تمدن بشر تا کنون  یکبار به معنای واقعی بوجود آمده است. "هرودوت" میگوید:« ملت کورش عادت داشتند اورا پدر بنامند...» و "گزنفون" مینویسد:...« ملتهایی که زیر اطاعت کورش در میآمدند خوشحال بودند ازینکه تحت راهنمایی و حکومت مدبرانه او در می آمدند...» و "کنت گوبینو" میگوید:« کورش نظیر خود را در این جهان نداشته است. او یک مسیح بود . مردی که درباره اش تقدیر مقدر داشته بود که باید برتر از دیگران باشد»...

... بزرگی نام و مرام او نه از صفحه تاریخ محو شدنی است ونه در دوران های مختلف ، مصادره شدنی!... نه متحجران ِ دُگم اندیش قادر به حذف نام او از تاریخند و نه آن  قدرتمندان سیّاس، قادر به انتساب دروغین او به خویشند. همانها که با مصادره پادشاه بزرگ ایرانی به نفع سلطنت خویش ، گفتند:« کورش آسوده بخواب که ما بیداریم!!»...
...هرگز نخواب کورش! دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد، رستم در این هیاهو گرز گران ندارد، روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید ، زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد، بر نام ِ پارس دریا،  نامی دگر نهادند ، گویی که آرش ِ ما تیر و کمان ندارد... هرگز نخواب کورش! ای مهر آریایی ، بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد...

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه