اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٢

بنظر نمیرسد در اینکه ما ملّتِ "خوش استقبال و بد بدرقه" ای هستیم تردید و مناقشه ای وجود داشته باشد. اساساً ساختار روحی و روانیِ ما در طول تاریخ چنان شکل گرفته و تربیت یافته است که اغلب -خواسته یا ناخواسته-، چنین رفتاری را از خود بروز می دهیم.  این رفتار می تواند در رابطه با یک دوستی و رفاقتِ شخصی باشد، یا در خصوص یک مربی ورزشی برای تیم ملّی، و یا حتی برای دولت های گذشته و رؤسای جمهوری!...
 واضح است که منظور از یادآوریِ این عادتِ دیرینه، تعمیم آن به تمام افراد و گروهها و لایه های مختلف مردم ، و کنشگران سیاسی و اجتماعی نیست و چه بسا ممکن است این خاصیت در افراد و شخصیتهای مختلف، دارای شدت و ضعف باشد.  البته ممکن است افراد وشخصیتهایی نیز پیدا شوند که از این قاعده مستثنا باشند. این افرادِ معدود و استثنایی؛ احتمالاً یا بسیار معتدل و منصف هستند و از کرامت نفسانی بالایی برخوردارند و یا اینکه از روی تعصب، عامدانه چشم بر کاستیها می بندند و بجای اینکه سیاه و سفید و خاکستری را با هم ببینند، ترجیح می دهند همه چیز را سفیدِ سفید و  آنگونه که خود میخواهند بنمایانند.
در این مقاله قصد نداریم به چرائی و علیّتِ چنین رفتارهایی بپردازیم و دلایل روانشناختیِ اجتماعیِ آن را مورد کنکاش قرار دهیم. اینکه چرا عدۀ کثیری از ما عادت به "بد بدرقه کردن" داریم و "سیاه نمایی" در مورد کارنامه کسانی که می روند را به روشی مألوف بدل کرده ایم؛ موضوعِ بحث ما نیست و یا اینکه چرا عدۀ معدودی هم به هردلیل، کاملاً بر عکس عمل نموده و "سفیدنمائی" را روشی مناسب برای بدرقۀ روندگان می دانند...

آنچه که  ظاهر امر نشان میدهد این است که: اخیراً عده ای از مسئولینِ نهادها، سازمانها، رسانه ها، مطبوعات و جریانات سیاسیِ اصولگرا مصمم شده اند با توجه به پایان دورۀ مدیریت 8 سالۀ دولتهای نهم و دهم؛ خرق عادت نموده و بر خلاف روال نکوهیدۀ سابق، دولتِ حاضر را به نیکی بدرقه نمایند.
برگزاری مجالس نکوداشت و قدردانی از خدمات و زحمات دولتهای نهم و دهم که در دفعات و مکانهای متعدد و مختلف برگزار می شود، گواهی بر این مدعاست. مراسم باشکوهی که توسط سازمان صدا و سیما برگزار گردید نیز در همین راستا ارزیابی می شود؛ حتی اگر اقدام متقابل دولت در حاتم بخشیِ اراضی مرغوب و گرانقیمتِ نمایشگاه بین المللی و واگذاری آن به سازمان مذکور، این انگیزۀ به ظاهر مثبت را به رنگ و بوئی از شائبۀ معامله، آلوده باشد!...

درست است که "سیاه نمائیِ"عملکرد یک دولت در پایان دوره تصدی گری، عملی ناصواب است  و به دلایل متعدد اخلاقی و مدیریتی باید از آن پرهیز کرد، ولی"سفیدنمائیِ" عملکرد هم به همان اندازه دارای شبهه و اشکال خواهد بود. دولت ها اگر مطمئن باشند که در پایان عمر خدمتشان -هرگونه که عمل کرده باشند- مورد تفقد و تمجید قرار خواهند گرفت، انگیزه ای برای خدمت رسانی بهتر و بیشتر نخواهند داشت؛ چراکه با پیش بینی فضای تقدیر و تشکر های ساختگی در پایان کار، نیازی به پاسخگویی در قبال ضعف ها و کاستی ها نخواهند دید...

حال که به هر تقدیر و با هر انگیزه ای؛ فضای تشکرها و مراسم بزرگداشت و نکوداشتِ خدمات دولت های نهم و  دهم چنان داغ است که دولتمردانِ فعلی را طلبکار نموده و ادعایشان را به حدی افزون کرده است که در یک اقدام نامتعارف؛ به ایجاد ساختاری بنام"دفتر ریاست جمهوری سابق!"  مبادرت نمایند؛ تذکر دو نکتۀ مهم خالی از لطف نخواهد بود:

اول : حامیانِ جناحی و رسانه ایِ دولت مستقر - چه آنهایی که از ابتدا تا کنون حمایت تمام وکمالِ خود را از این دولت ابراز داشته و ادامه داده اند و چه آنانی که سعی نموده اند در این دوسال اخیر از زیر بار مسئولیت خود در ناکامیهای حاصله شانه خالی کنند- ؛ قطعاً متوجه هستند که نباید بیانات اخیر بالاترین مقام رسمی کشور در خصوص عملکرد این دولت را، انحصاری و بی نظیر قلمداد کرده و مستمسکی برای سرپوش نهادن به ضعف های عمده این دورۀ مدیریتی تلقی نمایند تا به تبعِ آن؛ در جراید و رسانه هایشان ژست حق به جانب و طلبکارانه بگیرند.
 یادآوری این مهم که  در مشابهت (و حتی پررنگ تر از) بیانات مذکور، تعابیر صریحی توسط رهبر انقلاب برای تقدیر از خدمات دولت های سازندگی و اصلاحات نیز بکار رفته است، شاید بتواند در واقعی نمودن این فضا و تنویر افکار عمومی مثمرثمر باشد. بعنوان نمونه ؛ مقام معظم رهبری در حضور  رئیس و اعضای دولت اصلاحات و در آخرین دیدار اعضای کابینه دولت هشتم با ایشان (84/5/10)  در فرازی از بیاناتشان فرموده اند:
«... لازم است از شخص جناب آقاى خاتمى هم صمیمانه تشکر کنم. این را به شما دوستان بگویم، به خود ایشان هم شاید بارها گفته‌ام؛ در طول هشت سالى که ما با ایشان به‌طور مستمر و مداوم در ارتباط بودیم، رفاقت و صمیمیت ما با ایشان روزافزون بوده؛ خدا را شکر. الان پیوند عاطفى و محبت‌آمیزى که بین بنده و آقاى خاتمى هست، از آنچه در هشت سال پیش بوده، بمراتب مستحکم‌تر است؛ و این ناشى از خصوصیاتى است که من در این مدت در ایشان حس کردم. تدین و پایبندى و نجابت و روحیه‌ى نجیب ذاتىِ ایشان واقعاً جزو امتیازات و خصال برجسته در ایشان است. ایشان در این مدت تلاش متراکمى انجام دادند؛ ما شاهد بودیم و مى‌دیدیم. در مقاطع زمانى مختلف، کشور و دولت و مسؤولان با حوادثى مواجه شدند، و ایشان در یکى از حساس‌ترین مراکز این مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل کردند؛ ان‌شاءاللَّه خداى متعال اجر این صبر و تحمل را خواهد داد...»...
شاید یادآوریِ این بیانات، کسانی را که از مسئولین خدوم دولت اصلاحات به رأس فتنه و جاسوس و خائن تعبیر نموده و در ایراد این اتهامات واهی، پا را از گلیم خویش فراتر نهاده اند، اندکی به تعمق و تأمل وا دارد و ادعای ولایتمداریشان را به پرسش کشانَد.

دوم : شواهد امر نشان می دهد که ظاهراً تصمیمی خوب و درست برای ترک عادتِ ناپسندِ "بدرقۀ بدِ" دولتها، اتخاذ شده است. ولیکن آنچه هر وجدان آگاهی را می آزارد این است که زمانِ حاضر برای عملی نمودنِ این تصمیم، بسیار "نامناسب" است و عمل به آن در این برهۀ زمانی، به هیچ عنوان وجاهت و موضوعیت ندارد.
 جدای از وضعیت نامطلوبِ سیاست داخلی و روابط بین الملل و ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی که حاصل مدیریت و تصدی گری دولتهای نهم و دهم بوده است، مقایسۀ اجمالی وضع کنونی اقتصاد کشور  با اوضاع اقتصادی دولتهای پیشین، معیارهایی عینی برای ارزیابی و مقایسه، و اذعان به عدم موفقیت این دولت بدست می دهد. اینکه دولتِ حاضر در هشت سال پیش کشور را با چه وضعیت و شرایطی دراختیار گرفت و حال که در حال ترک  تصدی قوه مجریه است کشور را با چه وضعیت و شرایطی تحویل می دهد، با برخی آمار و شاخصهای کلی، به راحتی قابل احصاء است: 
افزایش نرخ تورم از 10/4(ده ممیز چهار) درصد در سال 84 به حدود 30 الی 40 درصد درسال 92، افزایش 10/7(ده ممیز هفت) برابریِ میزان معوقات بانکی، افزایش5 برابریِ میزان بدهی دولت به بانک ها، افزایش 20/2(بیست ممیز دو) برابریِ بدهی دولت به بخش خصوصی و تأمین اجتماعی، کاهش قدرتِ خریدِ ریال  در سال 92به 28 درصدِ آن در سال 84، کاهش میزان اشتغالزایی از حدود 600هزار شغل درسال به حدود 14هزار شغل؛ و بسیاری شاخص های دیگر اقتصادی، نشانگر اوضاع ناگواری است که علیرغم "سفید نمائی" های دولت و حامیانش، گریبان کشور و دولتِ آینده را خواهد گرفت.
واقعاً اگر قرار است از مسببین چنین اوضاعی بصورت گسترده و ویژه قدردانی گردد، چه پاسخی به وجدانهای بیدار، پرسشگر و حیرت زدۀ ملت، و آیندگانِ این مرز و بوم  وجود خواهد داشت؟ چه انتظاری از دولت بعدی میتوان داشت که انگیزه ای مضاعف برای جبران خسارت ها و بهبود این اوضاع نابسامان داشته باشد؟...
کاش تمرین و ممارست برای ترکِ عادتِ "بد بدرقه کردن" را به زمان مناسبتری موکول میکردیم... مثلاً برای موعد پایانِ خدمتِ "دولت راستگویان و درستکاران"...
----------------------------------
پی نوشت 1:
این مقاله بنام اینجانب در "بهار نیوز" مورخه 92/4/28 منتشر شده است که از  اینــــــجا میتوانید مشاهده فرمایید. لطفاً با مراجعه به سایت مذکور و مطالعۀ پیامهای وارده، نظر خود را در آنجا نیز در بخش نظرات وارد نمایید. متشکرم.

پی نوشت 2:
پیامهای دریافتی در بخش نظرات، لزوماً بیانگر دیدگاه نویسندۀ وبلاگ نمیباشد.

 

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه