اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٢

قیامهای بسیاری در طول تاریخ بشریت و بویژه تاریخ اسلام بوقوع پیوسته است که فقط معدودی از آنها تاکنون در یادها - تاریخ مکتوب و شفاهی-  باقی مانده اند. خیزشهایی که در مناسبتها ی مختلف و به فراخور موضوعات مبتلابه جوامع، به آنها اشاره و از عبرتهایشان یاد میشود...  
در این میان به جرأت میتوان گفت جاودانه ترین قیام تاریخی جهان اسلام که پس از گذشت قرنهای متمادی از زمان وقوع آن، هنوز دارای معنویت، جذبه و ژرفا میباشد و محل بحثها و عبرتهای فراوانی است؛ قیام عاشورای 61 قمری به زعامت امام حسین(ع) است. به راستی راز این جاودانگی چیست؟ چرا این قیام، پس از گذشت بیش از هزار و چهارصد سال؛ همچنان زنده و جاوید است و یاد و خاطره و درسهایش همچنان تازه است و تکرار پذیر؟... 

فارغ از این بحث که بخش عمده ای از پویایی و ماندگاریِ مذهب تشیع مدیون قیام کربلا است و شیعیان با تکرار هر سالۀ مراسم عزاداری و یادبود آن، مانع از فراموشی اش میشوند و جدای از خصوصیات ویژه ای که این واقعه در ذات خود دارد و موجب مانائیِ آن میشود (از جمله: انتساب امام و شهدای هاشمی به اهل بیت پیامبر بزرگوار اسلام(ص)، حضور زنان بی دفاع و کودکان مظلوم در متن واقعه، دنائت و ستمگری دشمنان امام در حدوث یک فاجعۀ تراژیکِ انسانی)؛ علت مهم دیگری نیز هست که این حادثه را "جاوید" ساخته و آن چیزی نیست جز: "آرمانها و ویژگیهای منطبق با فطرت انسانی که در قیام عاشورا متجلی است".
در تمام طول تاریخ و در تمام جوامع بشری، اصلاح در امور و پالایش ناراستیها از زندگیِ اجتماعی؛ آرمانی ارزشمند و بزرگ برای انسانها بوده است. مصلحان کسانی‎ هستند که تلاش می‎کنند جامعه انسانی را از حرکت در بیراهه ها باز داشته و آن را به قواعدی مبتنی بر اخلاق پایبند سازند.

 تلاش برای به سامان رساندن جوامع بشری و زدودن پلیدیها و ناهنجاریهای اجتماعی همچون: بی عدالتی، فقر، دروغ، ریا، ناامنی، فساد و...؛ از مبانیِ اصلاح طلبی و اصلاحگری است. 
با بعثت پیامبر بزرگوار اسلام، تحولی الهی و انسانی در جامعۀ آنروز اعراب جاهلی پدید آمد، با این وجود پس از رحلت ایشان، به مرور پیرایه‎هایی گریبانگیر جامعۀ مدنیِ نبوی گردید. اصلاحات حسینی در مسیر زدودن این پیرایه‎ها و کژی‎ها بود تا از رجعت به سنن جاهلی جلوگیری شود. امام حسین (ع) به واقعیتِ آن روز جامعه چنین اشاره میفرمایند: «اَلا تَرون الیَ الحَقّ لایَعمل بِه و الیَ الباطل لایتنهای عَنه» (مقتل الحسین، ص 232 )؛ «آیا نمی‎نگرید که به حق عمل نمی‎شود و از باطل پرهیز نیست؟».
ایشان اصلاح طلبی خود را نیز با این جملات بیان مینمایند: «اِنّما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی» (مقتل الحسین ، ص 156)؛ «همانا برای طلب اصلاح در امت جدم، قیام کردم»...

از دیگر اهداف انسانی قیام حسینی، اعمال نظارت و کنترل بر نهادهای صاحب قدرت است. یکی از راه‎های بازدارندگی در مقابل انحراف از مسیر حق، نظارت همگانی و کنترل قدرت از طریق نخبگان، و حتی توده‎های اجتماعی است. امام حسین علیه السلام بر این هدف نیز بارها تاکید می‎ورزند: «اُرید أن آمر بِالمَعروف و اَنهی عَنِ المُنکر و اسیر بسیرة جَدّی و اَبی؛ تصمیم دارم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و بر روش جدم و پدرم رفتار کنم». ناگفته پیداست که منظور حضرت از امر به معروف و نهی از منکر، بیشتر در سطوح کلانِ قدرت و برای جلوگیری از ناهنجاریهای اجتماعی و بدعتهای اعتقادی و سیاسی است و معنای رایج و امروزیِ امر به معروف و نهی از منکر (که صرفاً به مباحث و مواردی در حوزۀ امورات فردی و شخصی مردم اطلاق می شود)، کمتر مورد نظر ایشان بوده است.

یکی دیگر از مشخصه های ماندگاریِ قیام عاشورا که در انطباق با آرمانهای فطریِ انسانی است، اعتقاد راسخ امام به فرهنگ "گفتگو" است. در مکتب حسین (ع) و در مرام بزرگان، گوش سپردن به سخن دیگران و مخالفان در عینِ پایبندی به اهداف، مَنشی انسانی است. تبیین باورها، تشریح چرایی رفتار خویش و انجام گفتمان منطقی توأم با صداقت؛ از اصول اساسی در هر مواجهه ای است و فرزانگان، گفتگو را بهترین راه نزدیکی انسان‎ها به یکدیگر و حل مشکلات جوامع بشری می‎دانند. در  نقطۀ مقابل، و در مرامی غیر از مکتب حسینی؛ راهِ قالب های ذهنی برای شنیدن سخنِ مخالفان مسدود است و به نقد منتقدان کمترین وقعی گذاشته نمی شود. در این نوع طرز تفکر؛ اهتمام و اعتقادی بر لزوم تبیین و توجیهِ چراییِ رفتارِ خویش و پاسخگویی به افکار عمومی وجود ندارد. 
امام حسین (ع) با نوشته‎ها و خطابه‎هایشان، از راز حرکت خویش پرده بر میدارند، انگیزه و مرام خود را باز می‎گویند، دلایل و انگیزه های قیام خود را به زبان می‎آورند و از هر فرصتی برای گفتگو با جبهۀ مخالف و اتمام حجت بر آنان استفاده میکنند. همین  روش را در یاران ایشان نیز می‎توان دید. آنان نیز هر یک، خطابه‎هایی ایراد کرده و به تبیین مواضع خود دست می زنند. در مقایسه، جریان مقابل نه تنها حاضر نیست با گفتگو و مباحثۀ برابر و عادلانه، نیات و رفتار و عملکرد خود را  تبیین و توجیه نماید، بلکه شنیدن سخن یاران امام را کسالت‎آور و دور از شأن خویش قلمداد نموده و تنها خود را محور و معیار مطلقِ حق به حساب می آورد.
جریان مذکور بقدری از چرخش شفاف اطلاعات و رواج فرهنگ "گفتمان"  هراس دارد که چاره ای جز رواج اتهامات واهی و مشوش کردن افکار مردم نمی بیند و با استفاده از تمام زور و  تزویر رسانه ایِ خویش کار را به جایی می رساند که وقتی در ظهر عاشورا امام و یارانش، به نماز می ایستند، این سؤال برای تودۀ روز مزد و فاقد اندیشۀ لشکر عمر سعد، ایجاد می شود که: «مگر حسین، نماز هم میخواند؟!!»...

تردیدی نیست یکی از مهمترین عللِ ماندگاری و جاودانگی قیام امام حسین(ع) این است که بسیاری از آرمانهای انسانیِ مورد نیاز جامعۀ بشری را میتوان در زوایای متعدد آن یافت. هر انسانی که ذاتش در جستجوی تعالی و نیل به آرمانهای انسانی است میتواند از تک تک لجظه های قیام عاشورا درسها بیاموزد. یافته های هر انسان منصف و تشنۀ حقیقت، از آموزه های قیام حسینی، همواره تازه و عمیق و جذاب است. درسهای "آزادگی"، "شجاعت"، "استقامت"، "صبر"، "حق طلبی" و بیشمار آرمان انسانها از این دست، کهنه شدنی نیستند... هر انسان آزاده از هر دین و آئینی، در هر دوره و عصری؛ منش اصلاح طلبی قیام عاشورا را خواهد ستود و امام حسین(ع) را بعنوان "اصلاحگری جاوید"، به درازای تمام تاریخ به یاد خواهد سپرد.

-----------------------------
پی نوشت 1:
این مقاله بنام اینجانب در "بهار نیوز" مورخه 92/8/19 منتشر شده است که از  اینــــــجا میتوانید مشاهده فرمایید.
همزمان این مقاله در سایت "سلام نو" مورخه 92/8/20نیز منتشر شده است که از اینجــــــــا قابل مشاهده است

پی نوشت 2:
پیامهای دریافتی در بخش نظرات، لزوماً بیانگر دیدگاه نویسندۀ وبلاگ نمیباشد.

 پی نوشت 3:
از بین تمام نوحه هایی که محرم امسال شنیدم این یکی بیشتر به دلم نشست. اگر مایل بودید از اینجـــــــا بشنوید. 

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه