اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢

دو دوست اندیشمند تصمیم به صحرانوردی گرفتند و عازم کوه و دشت شدند... شب هنگام؛ چادری برپا نموده و در زیر چادر به خواب رفتند. نیمه های شب  یکی از آن دو بیدار شد و به آسمان نگاه کرد. رفیقش را هم بیدار نمود و پرسید: نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟
رفیقش گفت: میلیونها ستاره می بینم!
 پرسید: و چه نتیجه ای میگیری؟
رفیقش گفت: در عالم معنا؛ نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. در عالم ستاره شناسی؛ نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد و در عالم فیزیک؛ نتیجه میگیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس ساعت باید حدود سه بعد از نیمه شب باشد!
دوستش سری تکان داد و گفت: نه! عزیز من! نتیجۀ اول و مهم تری که باید بگیری این است که چادر ما را برده اند!

-------------------

واقعیت این است که:

 هنوز؛ انتظاراتِ پدیدآورندگان حماسۀ 24 خرداد، از عملکرد دولت تدبیر و امید بطور کامل برآورده نشده است. هنوز؛ بسیاری از مطالباتی که مردمِ طرفدار اصلاح و اعتدال -مخالفِ تمامت خواهی و تندروی - در ذهن خود داشته و دارند، محقق نشده  و در برخی موارد، آنها حتی نشانه هایی امیدبخش از امکان تحققِ خواسته های ابتدایی و برحق خود را، مشاهده نمی کنند.
هنوز تغییرات انجام شده در مدیریتهای کلان و میانی کشور، در تطابق کامل با خواست عمومیِ ملت نیست.  هنوز مخالفین رأی و انتخاب ملت - همان طرفداران سوء مدیریتها و بی تدبیری های پیشین- ، طلبکارانه بر مواضع خود پای می فشارند و بواسطۀ رانت هایی که برخوردارند و نفوذی که در رسانه ملی و برخی مطبوعات و رسانه ها و تریبون های رسمی دارند؛ دولتِ برخواسته از خواست و ارادۀ ملت را با اهرم های قدرتِ پنهان خود می نوازند و ظفرمندانه می تازند...

حال با این اوصاف؛ آیا اولین و مهم ترین چیزی که در نگاه به عملکرد دولت تدبیر و امید می بینیم همینهاست؟ در زمینۀ ارزیابیِ عملکرد چندماهۀ دولتی که هنوز حتی رضایت طرفداران خود را نیز  بطور کامل جلب نکرده و میراث دار انبوهی از نابسامانی های پیشین است، چه رویکردی باید داشت؟ در مقابل هجمۀ پروپاگاندای مخالفان این "نو سفر " چه باید کرد؟ چه مسائلی باید  توسط  اندیشمندان و فرهیختگانِ دلسوز، مستمراً برای قاطبۀ ملت یادآوری و تشریح شود؟ و نهایتاً؛ چگونه میتوان انتظارات و مطالبات ملت را در مسیری درست و واقع بینانه هدایت نمود؟

بنظر میرسد گام نخست در این روشنگری و تبیینِ شرایط؛ کمک به انتخاب زاویۀ دید مناسب و تعیین مبدأ مختصات برای انجامِ مقایسه باشد. در این راستا باید با یادآوریِ مکرر شرایط کشور در دورۀ مدیریتی پیشین و مسیری که در حال پیموده شدن بود، اجازه نداد که شرایط بد آن گذشتۀ نه چندان دور به محاق فراموشی سپرده شود. مهم است که مشخص شود اوضاع فعلی را با چه زمانی باید مقایسه کرد؟ ...

در صحنۀ سیاست خارجی که بی تردید موفق ترین عرصۀ خدمات دولتِ اخیر بوده است باید اذعان نمود که شرایط بین المللى کشورمان بسیار بهبود یافته و کفۀ ترازو به سمت منافع ملی ایران عزیز اسلامی، سنگینی می کند. بهبود وجهۀ دولتمردان ما در مجامع و اجلاس های جهانی، غیر قابل انکار است. امروز؛ فرو ریختن سازمان تحریم آغاز شده و دورنمای ریزش کامل این بنایِ منحوس، کاملاً قابل تصور است. امروز قطعنامه های صادرۀ تحریم، مسیری جز به سمت دستگاه کاغذ خردکنیِ سازمان ملل طی نمی کنند تا در عمل – و نه در لاف! – تبدیل به "کاغذپاره" شوند.
تردیدی نیست که این تغییرات مشهود در روابط و تعاملات بین المللی، در  حدوث شرایط موجود و وضعیتِ رو به بهبود داخل کشور تأثیرگذار بوده و قطعاً آثار آن در افق های میان مدت و بلند مدتِ پیشِ روی کشور نیز متجلی خواهد بود. ولی برای جلوگیری از انباشتِ توقعات و انتظاراتِ رؤیایی و دست نیافتنی و مآلاً پیشگیری از ایجاد فضای یأس و نومیدی در آینده( که خواسته و هدف مخالفین دولت است)، لازم است تا انتظارات مردم نیز به درستی کانالیزه و سطح بندی شوند و واقع بینانه تر، زمانبندی گردند. آیا اتوپیای (آرمانشهر) ساختۀ ذهن مردم ما اساساً قابل دستیابی است؟ و اگر هست نباید به صراحت به ایشان گفت که برای سکونت در آن مدینۀ فاضله؛ چه میزان زمان، هزینه، تلاش، همدلی، همراهی و ریاضت لازم است و چه اندازه اتحاد، انسجام و استقامت میطلبد؟

چاره ای نداریم جز اینکه "واقع بینی" را به یک فرهنگ عمومی تبدیل کنیم. باید انتظارات و توقعات را معقول و محدود نمائیم. باید قضاوت های عمومی را به سمت منطق و عقلانیت سوق دهیم. باید فراموش نکنیم که از چه مسیر خطرناکی بازگشته ایم و امروز با وجود اینکه هنوز آثار سوء عملکرد دولتهای نهم ودهم را احساس میکنیم در چه مسیری، با چه سرعتی و به سوی کدامین مقصد در حال حرکت هستیم.
همه باید بپذیریم و مروّج این حقیقت باشیم که حرکت اصلاحیِ مستمر، که بایستی رو به سوی  بهبود و پیشرفت و در امتداد توسعۀ همه جانبه و پایدار باشد؛ حرکتی دشوار، تدریجی و زمانبر است. امیدواری به آیندۀ این راه را ترویج کنیم. مانع از دلسردی زود هنگام مردم شویم. به خود و اطرافیانمان بباورانیم که  دیگر دورۀ  ناجی و قهرمان گذشته است. گذشتۀ خود را فراموش نکنیم و به آینده بنگریم. منصف باشیم. یقین بدانیم که: اصلی ترین پیش شرطِ انصاف، همدلی، همراهی و درک صحیح از شرایط؛  آموزشِ "درست دیدن" و ممارست در بهره مندی از چشمانی "واقع بین" است...

پی نوشت1:

این مقاله بنام اینجانب در "بهار نیوز" مورخه 92/11/19 منتشر شده است که از  اینــــــجا میتوانید مشاهده فرمایید. لطفاً با مراجعه به سایت مذکور و مطالعۀ پیامهای وارده، نظر خود را در آنجا نیز در بخش نظرات وارد نمایید. متشکرم. 

پی نوشت 2:
پیامهای دریافتی در بخش نظرات، لزوماً بیانگر دیدگاه نویسندۀ وبلاگ نمیباشد.  

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه