اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢

یا مقلب القلوب والابصار ( ای دگرگون کنندۀ قلبها و دیده ها)
قلب ها و دیدگانمان پرشده از تاریکی و سیاهیِ گناه...
با زبان تو را می خوانیم و در عمل نافرمانیت می کنیم...

یا مدبراللیل والنهار ( ای تدبیر کنندۀ شبها و روزها)
تدبیر شب و روزمان را به دستِ هوای نفس داده ایم...
هرچه اراده کند فرمانش می بریم...
دریغ از یک ذره مقاومت...

ولی...

یا محول الحول والاحوال ( ای تغییر دهندۀ حالات)
در آستانۀ این سال جدید...
اگر چه می دانیم که بدیم ...
اگر چه نیستیم آن بنده ای که تو می خواهی ...

با تمام این اوصاف:

حول حالنا الی احسن الحال ( حال و روزگار مارا به بهترین حالها تغییر بفرما)
که تنها تویی توانا بر همۀ کارها...
 تویی مهربانترینِ مهربانها... 

بار الها ! نعمت سلامتی مبدأ تمام نیازهاست و عاقبت به خیری مقصد همۀ نیازها.
بین این مبدأ تا آن مقصد؛ والاترین نیازها، دلخوشی است.
به بزرگیت قَسَم می دهم: نیازهای همه عزیزانم را در سال جدید برآورده بفرما... 

آمیـــــــــــــن
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^  

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه