اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳

"محمد مطلق" در بخش وبلاگ "خبرآنلاین" نوشت:

« ساعت یازده و نیم شب رییس جمهور بدون لباس روحانیت با بلوز آستین کوتاه سفید و شلوار گرمکن مشکی، نیم رسمی و نیم راحت در حال تماشای بازی ایران – نیجریه است. نه پا روی پا انداخته و نه نظیر آنچه از روسای جمهور کشورهای غربی دیده ایم، پا روی میز گذاشته است. آقای روحانی به نشانه راحتی اندکی به پهلو خم شده اند؛ این وضعیت در یکی از عکس ها که از رو به رو گرفته شده و تلویزیون در کادر نیست به خوبی قابل مشاهده است. رنگ پیراهن رییس جمهور سفید و همرنگ پیراهن تیم ملی و یکی از سه رنگ پرچم کشورمان است که نشانه ای است از صلح، با پرچمی کوچک سمت چپ سینه که درست روی قلب قرار می گیرد.
 جمع شدن یا تاخوردگی فرش زیر میز تلویزیون، نشان می دهد اتاق چندان با سلیقه زنانه آراسته نشده و احتمالا آنچه می بینیم خانه رییس جمهور نیست بلکه می تواند اتاق استراحت ایشان در همان دفتر ریاست جمهوری باشد. مبلمان، تلویزیون، میز تلویزیون و فرش ایرانی نه چندان گران قیمتی که کف اتاق کوچک را پوشانده همه و همه معمولی و حتی از مد افتاده اند. به ویژه میز تلویزیون کاملا گویای از مد افتادگی است. نور و کادر عکس ها نشان می دهد آنها را یک عکاس حرفه ای نگرفته است.

اگر این اتاق یکی از اتاق های دفتر کار ریاست جمهوری باشد می توان گفت محمود احمدی نژاد رییس جمهور پیشین نیز بارها در آن استراحت کرده و چه بسا روی همان مبل و از همان تلویزیون یکی از بازی های فوتبال ایران را نیز تماشا کرده است. اما آنچه ما از رییس پیشین به واسطه عکس هایی که از او دیده ایم به یاد داریم، چهار زانو نشستن ایشان سر سفره در حال مالیدن پنیر به تکه ای نان لواش است یا خوابیدن روی فرش و مچاله شدن کنج دیوار و پشتی ...

اما محتویات روی میز رییس جمهور؛ یک استکان چایی – قندانی روی میز دیده نمی شود- یک ظرف کوچک آجیل، یک ظرف کوچک میوه و یک ظرف کوچک شکلات، دستمال کاغذی، کنترل تلویزیون – کنترل ماهواره یا دی وی دی روی میز نیست- و یک پیش دستی. رییس جمهور فعلا چیزی نخورده است.
نخستین سوالی که در مواجه با چنین تصویری در ذهن ساده اندیشان – ببخشید اصطلاح دیگری پیدا نکردم- شکل می گیرد این است که مگر رییس جمهور آنقدر وقت دارند که ساعت یازده و نیم شب این چنین راحت به تماشای فوتبال بنشینند! چنانچه یکی از همکاران من دقیقا همین سوال را از من می پرسد. در مرحله ای بالاتر، ذهن بهانه جوی سیاسی حتی می تواند به وضعیت پیشروی همان روز داعش در عراق و نشست ظریف و اشتون و اظهارات عراقچی در رابطه با مذاکره ایران و آمریکا درباره عراق و... اشاره کند و اینکه آیا در چنین بلبشویی شایسته است رییس جمهور خود را با فوتبال و استراحت ساعت یازده و نیم مشغول کند؟ تصویری که در سال های گذشته از نحوه مدیریت یک رییس جمهور در ذهن طبقات محروم فکری و فرهنگی جامعه رسوب کرده همان تصویر چهار زانو نشستن و مچاله خوابیدن است که اینک نیز با همان وجب اندازه می گیرند؛ رییس جمهوری که شب نمی خوابد، صبح نان و پنیر می خورد، ناهارش را با یقلوی از خانه به دفتر ریاست جمهوری می برد و با میهمانان عالی رتبه خارجی در کاخ سعد آباد دیدار نمی کند بلکه آنها را به خیابان پاستور می کشاند. در یکی از همین دیدارها بود که کلاغ های بی قرار درختان بلند حیاط ریاست جمهوری، کت یکی از سران کشورهای دوست را کثیف کردند. پس از آن نامه اعتراضی نوشته شد و...

پرسشی که در مقابل این بهانه باید پرسید آن است که چگونه می توان شب بی خوابی کشید و روز غذای خوب نخورد و بی اشتباه و کم هزینه مدیریت کرد؟ مسئله مهم هزینه مبلمان رییس جمهور – عین همان مبل در خانه ماهم هست- یا ظرف آجیل و یا اینچ تلویزیون او نیست مسئله هزینه مدیریت است.

چند روز پیش در یک رقم ناقابل، سازمان میراث فرهنگی 120 میلیارد تومان از سوی سازمان های بین المللی جریمه شد؛ نتیجه یک تصمیم اشتباه در زمان مدیریت نان و پنیر خورها. سازمان میراث فرهنگی همچنین اعلام کرده است خسارت های وارد شده به دلیل تصمیم در جابه جایی های غیر کارشناسی سازمان و عقد قراردادهای اشتباه آنچنان است که 120 میلیارد تومان در این میان گم است. حال این وضعیت را به همه سازمان ها و وزارتخانه ها تعمیم دهید. دولت روحانی در بهترین وضعیت شاید بتواند با ترمیم خرابی ها پس از چند سال کشور را به آخرین روزهای دولت اصلاحات برگرداند و تصویر نان و پنیر خوردن و مچاله خوابیدن و هزینه تراشیدن را از ذهن ها پاک کند.

اما تماشای فوتبال در ساعت یازده و نیم و چند نکته:

1- تماشای فوتبال اگرچه نوعی تفریح است اما برای یک مدیر تصمیم ساز بخشی از کار و مسئولیت است.

2- یک مدیر موفق مدیری نیست که شب نخوابد بلکه مدیری است که یک مجموعه را چنان اداره کند که هر کسی به درستی مسئولیت خود را به هنگام و دقیق انجام دهد.

3- یک مدیر خوب مدیری نیست که خود را از آجیل و میوه محروم کند، بلکه مدیری است که همان ها را برای همه بخواهد.

4- یک رییس جمهور خوب رییس جمهوری است که مثل هر انسان دیگری برای خوراک، پوشاک و تفریح خود برنامه دارد و در عین حال با تصمیم های اشتباه هزینه روی دست کشور نمی گذارد.»

عکس در ادامه مطلب


کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه