اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸٩

امروز با اینکه هنوز یک شبانه روز از آغاز کار وبلاگم نگذشته، آمار قابل توجه بازدیدکنندگان از این وبلاگ من رو شگفت زده کرد! بهمین دلیل نام این مطلب رو گذاشتم:
  
 آغازی خوش!

از دیشب تا امروز عصر، ١٠٩ بازدیدکننده به وبلاگ من سر زدن! ۵۴ نفر از ایران، ۴٧ نفر از آمریکا، ۶نفر از اوکراین، یکنفر از ایتالیا و یکنفر از انگلستان ( که این آخری رو میشناسم و پسر دائی عزیزمه!). واقعا" ذوق زده ام و از همه دوستان ممنونم! اگه دوست داشتین آدرس وبلاگم رو به favorites صفحه خانگی اینترنت خودتون Add کنین تا یادتون نره گاهی بهش سر بزنین! ممنون میشم.

و اما بعد ...

بالاخره این سریال " سفری دیگر" (second chance)  تموم شد و از دست سالوادور و ابراز علاقه مفرط خانومها باین سریال، خلاص شدیم! داستانش مثل اغلب سریالهای مناسبتی ماه رمضون در تلویریون خودمون مربوط به ماوراءاطبیعه و زندگی پس از مرگ بود، البته با جلوه های بصری خاص خودش و یا به عبارت رایج امروز استفاده ابزاری(!) از هنرپیشه های جذاب!.

بخواهیم یا نخواهیم فارسی وان دیگه عضوی از خانواده ها شده و فارغ از بحثهای فرهنگی کلیشه ای ،باید این مهمان ناخوانده رو پذیرا باشیم و نحوه استفاده از این شبکه رو مدیریت کنیم. سریالهای این شبکه بار هنری خاصی ندارن ولی قسمتی از کمبودهای سالهای اخیر ما رو از نظر روانی جبران میکنن.


یکی از بهترین سریالهائی که در سالهای اخیر دیدم و لذت بردم سریال "لاست" (LOST) هستش. این سریال هم در خصوص قدرتهای ماوراءاطبیعه و اعجاز انگیزه ،ولی سناریویی بسیار جذاب و صحنه هایی ناب و زیبا داره. اگه تا بحال اون رو ندیدین، پیشنهاد میکنم در دیدنش  تردید و تعلل نکنین!

نباید از سریال جدید مهران مدیری (قهوه تلخ) هم غافل بشیم. سریال قشنگیه و در پس پرده حرفهای زیادی برای گفتن داره! حرفهایی که ارتباط فراوانی با وقایع سیاسی اخیر داره و به اون وقایع ، هوشمندانه و البته گزنده ، طعنه میزنه! از اعتراف گیری زورکی گرفته تا چاپلوسی و پاچه خواری و جان نثاری و روابط پشت پرده! جای تعجب نیست که اجازه پخش از سیما نگرفته و به شبکه ویدیویی اومده. پس چه خوبه که هر هفته اورجینالش رو بخریم تا از هنرمندای آزاده حمایت کنیم.

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه