اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٩

همه ما ، گاهی وقتـها ممکنه دچار "سوءِ تفاهم"  بشیم. ممکنه در مــورد بعضـــی پدیده ها تصوراتی داشته باشیم که واقعی نیست ، بلکه نتیجه قضاوتهای ناصحیح و پیش فرضهای نادرستِ ماست .

اگه نوع نگاهمون رو تغییر بدیم و قضاوتهامون رو اصلاح کنیم، تصویر دیگه ای از پدیده ها رو میبینیم یا بهتر بگم واقعیت ها رو بهتر مشاهده میکنیم.
انسانها در طول زندگیشون همیشه در معرض اشتباه هستن و کمتر کسی میتونه ادعا بکنه که همیشه حقیقت رو درست فهمیده و برداشتش از پدیده ها و اتفاقات، درست و بدون اشتباه بوده ...

 حتماً داستان ِ «مرد بقال و روغن ریختن طوطی» رو از دفتر اول ِ مثنوی مولوی بخاطر دارین. اگه نشنیدین یا فراموش کردین خلاصه داستان اینه که : طوطی ِ یک مرد بقال، یه روزی برحسب تصادف میزنه و کوزه روغن رو داخل مغازه ی ِ بقالی زمین میندازه و کوزه میشکنه، همه روغنها میریزه و غیرقابل استفاده میشه... مرد بقال که خیلی عصبانی شده بوده از فرط خشم، همه موها( پرها) ی روی سر طوطی رو میکَنه و با کچل کردن طوطی ، اونرو تنبیه میکنه!... بعدها یک روزی وقتی طوطی ، مرد کچلی رو که از اونجا رد میشده میبینه، داد و هوار راه میندازه و طلبکارانه ازش سؤال میکنه که تو هم کوزه روغنی رو ریختی؟!

 « طوطی اندر گفت آمد آن زمان    بانگ بر وِی زد بگفتش ای فلان
 از چه ای کل با کلان آمیختی         یا مگر از شیشه روغن ریختی؟
 از قیاسش خنده آمد خلق را          کو چو خود پنداشت صاحب دَلق را»...

 واقعیت اینه که طوطی بیچاره دچار سوء برداشت و سوء تفاهم شده بود و خیال میکرد همه ی کل های دنیا حتماً یه روزی روغن ریختن بعد هم تنبیه و نهایتاً کچل شدن...

... اگه درست به اطرافمون نگاه کنیم خیلی از این سوءِ تفاهمها رو میتونیم ببینیم. امروز قصد دارم تعدادی از این سوءِ تفاهمها رو که اخیراً دیدم یا شنیدم رو براتون واگویه کنم. باور کنین شنیدن اونا خالی از لطف نیست:

 

  •  پس از اعطای بازوبند پهلوانی توسط رییس سازمان ورزش و معاون رییس جمهور به مقام مافوقشون و اعلام اینکه « پهلوان تر از ایشون سراغ ندارم»( احتمالاً منظورشون یک مفهوم غیر فیزیکی بوده) ، اخیراً در خبرها (همه خبرگزاریها) خوندم که رئیس سازمان ورزش، خودشون رو برای پُست نایب رئیسی کنفدراسیون فوتبــــال آســیــا (AFC) ، نامزد کردن... با توجه باینکه قطعاً هر شخصی از شرکت در یک انتخابات بعنوان کاندیدا، هدفی جز انتخاب شدن و رأی آوردن نمیتونه داشته باشه ، بنظر میرسه برای ایشون سوء تفاهمی بوجود اومده و تصور میکنن که احتمالاً آقای دانشجو ریاست ستاد انتخابات ِ AFC رو برعهده دارن!...
  • بازهم در خبرها خوندم که کمیته  انضباطی فدراسیون فوتبال ، حکمی صادر کرده و طی اون حکم، "علی دایی" رو از مصاحبه و صحبت کردن در مورد "فوتبال"! منع کرده... احتمالاً برای کمیته انضباطی سوءتفاهمی پیش اومده، چون  لابد فکر کردن  که علی دایی ازین به بعد باید در مورد وزنه برداری حرف بزنه! جایی که همشهریش سوءظن بزرگی بوجود آورده و داد همه اهالی وزنه رو درآورده! اونوقت هم اگه در مورد گاف همشهریش حرف بزنه، کمیته انضباطی فدراسیون وزنه برداری، علی دایی رو از حرف زدن در مورد  وزنه برداری  هم منع میکنه! ...اگه بخواد در مورد رشته تحصیلیش (متالوژی -شناخت فلزات) حرف بزنه ممکنه یهو از دهنش بپره و از" فلزات سنگین" صحبت کنه که اون موقع هم کمیته انضباطی ِآژانس بین المللی انرژی هسته ای محرومش میکنه!...  بابا یه دفعه حکم به بریدن زبونش میدادین که بهتر بود. آخه فکر کنم بنده خدا توی خونه با خانومش هم راجع به فوتبال  فقط حرف میزنه...
  • توی خبرها (سایت خبرآنلاین) خوندم که قراره نام "گشت ارشاد" به "گشت حقوق شهروندی!" تغییر بکنه... سوءتفاهم نشه ، قرار نیست این گشت، حقوق شهروندان ِ بدحجاب رو تأمین بکنه، بلکه وجه تسمیه اش اینه که قراره با اون "گشت"، حقوق شهروندانی که از دیدن افراد بدحجاب به گناه میفتن،  تأمین بشه... آخه عده ای اصولاً با هر چیزی به گناه میفتن!...
  • بازهم توی خبرها (سایت خبرآنلاین) خوندم که گویا از "معین" خواننده بسیار معروف و محبوب ِ اون وَر ِ آبی ، دعوت بعمل اومده که به ایران بیاد و اینجا بمونه و همینجا به کار و زندگیش ادامه بده... نفس عمل که از نظر من هیچ اشکالی نداره و معتقدم که همه شهروندان ایرونی ( بشرط عدم اقدام مسلحانه و براندازانه) باید بتونن آزادانه به مملکتشون رفت و آمد کنن و فوقش اینه که اینجا کاری بر خلاف شئونات رایج انجام ندن (هرچند حالا طرح ژنریک همه خواننده های اون طرفی اینجا آزادانه و همه مدلی میخونن و مجوز هم میگیرن). ولی سوء تفاهم اینجا پیش میاد که توی اون خبر، تصریح شده یکی از دلایل دعوت از معین ، علاقه وافر ایشون به آقای علیرضا افتخاریه!... لابد دعوت کنندگان، فکر کردن در علاقه هم نوعی رابطه ریاضی بنام "تراگذری" صادقه و چون آقای افتخاری هم به فرد خاصی علاقه دارن پس نتیجه میشود "معین" هم ...
    * توضیح: ( رابطه تراگذری:  اگر  
     Q=>R   &  P=>Q   پس: P=>R )
  • گفته میشه ممکنه "دیه گو مارادونا" بعنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران منصوب بشه! ... هرچند این حرف فعلاً در حد شایعه است ولی با توجه به اینکه "دیه گو" خودش رو یک "ضد امریکایی" معرفی کرده و با "فیدل کاسترو" و "هوگو چاوز" و "مورالس" عکس یادگاری داره! ، پس بعید نیست در راستای مقابله با کاغذپاره های تحریم، با انتصاب ایشون ، مشت محکمی به پوزه ی استکبار بزنیم ... اما اینکه فکر کنیم جناب "دیه گو" ( که من واقعاً فوتبالش رو دوست داشتم ) بدون حاشیه و مثل بچه آدم سرش رو میندازه پایین و مربیگریش رو میکنه و بعدش هم غروبها با اعضای دولت، یه دست "گل کوچیک" بازی میکنه ، کمی تا قسمتی دچار سوءتفاهم شدیم... یادمون نرفته که ایشون وقتی دُز ِ مصرفشون بالا میره حتی به خبرنگارا با تفنگ بادی ممکنه شلیک بکنن!... اونهم خبرنگارای ما که با دوتا برد یکی رو "امپراطور" میکنن و با دوتا باخت ، همون بخت برگشته رو "خالی بند" صداش میکنن...
  • برای اینکه سوءتفاهمی از اظهارات اخیر طرفداران "مکتب ایرانی" و  " منشور کورش" و " میراث تمدن و فرهنگ ایرانی" پیش نیاد چه خوبه که مسئولان مربوطه یک سراغی هم از وضعیت  " طاق کسری" یا همون " ایوان مداین" که در چند کیلومتری جنوب بغداد در حال نابودیه بگیرن و با استفاده از رابطه خوبی که اکنون با دولت و مسؤولان عراقی وجود داره از تخریب بیش از پیش این میراث ماندگار فرهنگی جلوگیری کنن.
  • و دست آخر اینکه گاهی بعضیا، یه جایی میشینن که قبلاً خوابش رو هم نمیدیدن... اولش چون هنوز فکر میکنن که خوابن هیچ اتفاقی نمیفته. ولی بعدها دچار سوء تفاهم میشن و فکر میکنن که از اول برای اینکار خلق! شدن. اینجاست که با رفتارشون ، بقیه رو هم دچار سوءتفاهم میکنن:« یعنی این همون آدمه؟»...

 


... و اما وبلاگ در هفته ای که گذشت:

  • آمار وبلاگ:
    در هفته گذشته به مرز 2500 بازدید ( از آغاز بکار وبلاگ تا کنون) رسیدیم ولی کلاً هفته کم بازدیدی داشتیم. شاید دوستان این پاتوق دیگه از سرزدن به پاتوقشون خسته شدن و بجای اینکه اینکار براشون عادت خوشایندی بشه، کم کم داره براشون از مزه میفته! شاید هم اینهفته سرشون خیلی شلوغ بوده و کمتر وقت کردن سربزنن و شاید هم مطالب من بخاطر حال نه چندان خوش چند روز اخیرم ، زیادی سنگین وخشک و کسل کننده بوده! ... در هر حال در هفته گذشته (از سه شنبه تا سه شنبه) بطور متوسط ، روزانه 48 بازدید از سایت انجام شده که در مقایسه با هفته قبل که 63 بازدید و هفته قبلترش که 75 بازدید در روز بوده روند رو به کاهشی رو داره طی میکنه!... پر بازدیدترین روز در هفته گذشته پنجشنبه بوده با 89 بازدید.
  • موارد فنی وبلاگ:
    در هفته گذشته برای جذابیت بیشتر وبلاگ ، چند آیکون و امکانات کاربردی رو در صفحه اول و در زیر ساعت قرار دادم که فکر میکنم جالب و به دردبخور باشن:

    - باکس مربوط به آخرین خبرهای اون لحظه که در خبرگزاریها منتشر شده
    - باکس مربوط به "تقویم تاریخ" و رویدادهای تاریخی هر روز
    - یک دیکشنری انگلیسی به فارسی آنلاین
    - وضعیت آب و هوای سه شهر ارومیه - تبریز و تهران
    - موتور جستجو
  • موارد محتوایی وبلاگ:
     در هفته گذشته استقبال دوستان این پاتوق مجازی در قسمت پیامهاخوب بود و مثل همیشه برای همه پستها پیامهای متعددی رسیده و بحثهای تکمیلی در اونها انجام شده و بجز مطلب "مانیفست" که پیام کمتری تا این لحظه داشته ،بقیه پستها تعداد پیامهاشون همه دو رقمی بوده و من از مشارکت شما در بحثها سپاسگزار و ممنونم.
    در هفته گذشته 3 تا از پستهای این وبلاگ بنام" لابیرنت" و " نکونام" و   " مانیفست" در لیست پست های برتر هفته در سایت "پرشین بلاگ" قرار گرفتن و این برای هممون مایه خوشحالیه... 

عزتتون مستدام. جونتون بی بلا و بدرود...

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه