اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - جمعه ٩ مهر ۱۳۸٩

امروز عصر، تیم ملی فوتبال ایران دوازدهمین برد تاریخ فوتبال خود در مقابل تیم ملی عراق رو رقم زد. ازسال ١٣۴١ تاکنون تیم ملی فوتبال ما بیست بار در مقابل عراق قرار گرفته که ١٢ برد و ۴مساوی و تنها ۴ باخت حاصل اون بوده! ازبردن عربها همیشه بیشتر از سایر بردهامون خوشحال میشم! به عراق هم کمی بیشتر از بقیه تیمهای عربی آلرژی دارم. دلیل اصلیش رو نمیدونم شاید بخاطر جنگ !  و دوستانی که  از کنارما رفتند  و شاید بخاطر بیوفائیهای مردمش به ائمه در صدر اسلام! نمیدونم  هر وقت صحبت ازشون میشه یاد کوکتل سوسمار! میفتم و چندشم میشه... در هرحال ازین برد خوشحالم...

حدود صد روز دیگه در اولین بازی در جام ملتهای آسیا٢٠١٠ ، دوباره با عراق بازی داریم و امیدوارم بازم شکستشون بدیم.

هفته بعد پنجشنبه هم قراره با تیم ملی فوتبال برزیل مسابقه ای دوستانه داشته باشیم. اتفاق بزرگیه !چون برزیل پر افتخارترین تیم فوتبال جهانه و قراره با تعدادی از ستاره های اصلیش به مصاف ایران بیاد. در این گیرو دار تحریمهای بین المللی، اینکه برزیل حاضر شده با ما بازی دوستانه داشته باشه ، بی ارتباط به روابط خوب سیاسی اخیر ایران و برزیل نیست!...

 ...

امشب اولین قسمت سریال "مختارنامه" داوود میرباقری پخش شد . همانطور که انتظار داشتم کار آخر میرباقری که در حدود یک دهه از عمر این کارگردان کاربلد وخلاق رو صرف خودش کرده، خوش ساخت با دیالوگهای خارق العاده ست. این از همین قسمت اول معلومه. ای کاش حالا که میرباقری از پروژه مختار فارغ شده و اخیرا" هم تب "کورش" و منشور و ایران  (بدلایل پوپولیستی و نه احترام حقیقی به تاریخ شکوهمند تمدن ایران باستان) تو مملکت بالا گرفته، از فرصت استفاده بکنه و تا اتمسفر تغییر نکرده یه پروژه باشکوه ومجموعه به یاد ماندنی از عظمت و جلال تمدن ایران باستان بسازه!

 دیگه داره تحملش سخت میشه که  برای همه  سریال بسازیم جز برای خودمون! حیفه که برای تمدن بزرگ ایران باستان و بزرگداشت اون تلاش نکنیم و پرداختن به اون رو با انگ ملی گرائی در مقابل اسلامیت قرار بدیم.

 در هر حال ازینکه تا اطلاع ثانوی، جمعه شب ها میتونم یک سریال فاخر رو ببینم خوشحالم ...

 

 

 

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه