اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩

امروز تو مود نبودم!  حال و هوای پاییزی امروز هم مزید برعلت بود و یه علت دیگه که خصوصیه دراین فقدانِ مودِ امروز من تاثیرگذار بود! شاید با نوشتن مطلب امروز وبلاگم ، رو فرم بیام. شاید هم برعکس، مطلب امروز وبلاگ، تحت تاثیر احوالات امروزم، بد از آب دربیاد! که امیدوارم اینطور نشه ...

...

امروز انتخابات ریاست جمهوری در برزیل برگزار شده و شانس خانوم "روسف" ، رئیس دفتر رئیس جمهور فعلی برزیل از همه بیشتره! آقای " لولا داسیلوا" از رئیس دفترش! در انتخابات حمایت کرده و گفته:" ای مردم برزیل! هرکس که من رئیس جمهور او بودم ازین پس خانوم روسف رئیس جمهور اوست!". البته آقای لولا بدلیل محدودیت قانونی ،دیگه نمیتونستن در این دوره دوباره کاندیدا بشن. اتفاقی که چند سال پیش در روسیه افتاد( پوتین - مدودیف) و ممکنه چند سال بعد در کشور خودمون هم مدل بشه!...

...

امروز پیگیری کردم تا ببینم آقای"اصغر فرهادی"( کارگردان فیلم درباره الی) ، در جشن خانه سینما چی گفته که اینهمه در رسانه ها درباره ش صحبت شده و بیانیه ها صادر شده؟ پس از جستجو کاشف بعمل اومد که ایشون گفتن که : "کاش اوضاع طوری بشه که بهرام بیضایی وجعفر پناهی و  گلشیفته فراهانی وبقیه بتونن به سینما برگردند ". هرچی فکر کردم نفهمیدم کجای این حرف با خطوط قرمز، متقاطع! بوده که فریاد "انا الیه راجعون" آقای شمقدری دراومده! دیگه کم کم همه خطوط (خط و پاره خط و نیم خط و موازی و مورب و مماس ومجانب و...) دارن به رنگ قرمز درمیان!

یکی از رفقای ما یه روز وقتی یک ماشین قرمز خوش رنگ رو دید با هیجان گفت : "چه ماشین نوک مدادی خوشگلی؟!". منهم با تعجب گفتم :"اینکه نوک مدادی نیست! قرمزه!" و رفیقم جواب داد: " منظور منهم مداد قرمزه !!"...

...

 

مثل اینکه قراره پنجشنبه در بازی فوتبال ایران و برزیل ، از ستاره با اخلاق فوتبال ایران و کاپیتان اسبق تیم ملی یعنی آقاکریم باقری تقدیر بشه واون بازی بزرگ ، بازی خداحافظی آقاکریم باشه. بدین ترتیب کریم باقری که فوتبال باشگاهی رو با پیراهن قرمز تراکتورسازی شروع کرده و با پیراهن قرمز پرسپولیس به پایان خواهد رسوند، در آخرین بازی ملی خودش با پیراهن پرافتخار تیم ملی خداحافظی میکنه. کاش معدود تماشاگران تبریزی هم  ازین پس روی بداخلاقی های شرم آور خودشون قلم قرمز بکشن و دیگه به اسطوره فوتبال ایران تو شهر خودش بی احترامی نکنن!...

 

 

 

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه