اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - یکشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٩

 با توجه به اینکه در ایام امتحانات پایان ترم دانشگاهها قرار داریم و تعداد قابل ملاحظه ای از دوستان و همراهان این پاتوق، دانشجو هستند و با توجه باینکه خودم هم علاوه بر سایر مشغله های کاری، سرگرم طرح سؤالات پایان ترم و اصلاح اوراق امتحانی و مسایل و حواشی اون هستم؛ لذا با پوزش از سایر دوستان پاتوق؛ باستحضارتون میرسونم که: در این بازه زمانی محدود یکماهه، فاصله بین انتشار پستها اندکی طولانی تر خواهدبود و البته این موضوع متأثر از کاهش مراجعه دوستان به پاتوق، در دو سه روز اخیر هم هست...  کاهش سرعت اینترنت در این چند  روز هم مزید برعلت بوده که اون دیگه گناهش به گردن لنگر کشتیها و نهنگهای عزیز و هوشمندِ خلیج همیشه فارسه!

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه