اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩

این عبارتِ " حرف حساب " رو، بارها و بارها تو محاورات روزمره مون شنیدیم و بارها هم بکار بردیم. منظور از " حرف حساب " حرفیه که از یک منطق محکم و قوی برخوردار باشه و احتمالاً پشت سرش هم تا اندازه ای تفکر و اندیشه قرارداره ...
درسته! معنی رایج و عمومی " حرف حساب " همینه . حرفی که شنونده پس از شنیدنش مجاب بشه و با درصد بالایی از اطمینان، منطق ِ صاحبِ "حرف حساب" رو بپذیره...



امروز میخوام از منظری دیگه به این واژه بپردازم و در خصوص وجه تسمیه این عبارت صحبت بکنم... میدونیم که "حساب" یکی از زیر مجموعه های ریاضیاته و به بخشی از ریاضیات اطلاق میشه که در اون، سر و کارمون با اعداده و در واقع حساب، روابط بین اعداد و ارقام رو بیان میکنه... موضوعی که امروز میخوام بهش بپردازم اینه که چقدر در بکار گیری اعداد و ارقام در محاورات روزمره مون دقت به خرج میدیم و حرفهایی که  در بیان اونها از عدد و رقم استفاده میکنیم تا چه اندازه حسابیه؟...
ما ها که رشته مون در دبیرستان ریاضی بوده و در دانشگاه هم رشته فنی و مهندسی خوندیم تا حدودی جایگاه اعداد رو در صحبتهامون رعایت میکنیم و سعی میکنیم کمتر از اعداد پرت و نادرست در بیان مفاهیم استفاده بکنیم ولی واقعیت اینه که همه ما، چه اونایی که ریاضی و مهندسی خوندیم و چه اونا که کمتر با ریاضی سروکار داریم باید حداکثر سعی و دقت رو در بکارگیری اعداد و ارقام در صحبتهامون به خرج بدیم...
حتماً این روایت طنازانه و معروف رو شنیدین : متهمی که به خوردن 1000 ضربه شلاق محکوم شده بود رو به قاضی میکنه و میگه : « یا شما تا بحال شلاق نخوردین یا اینکه نمیدونین هزار تا چندتاست و شمردن بلد نیستین!»...
درسته ! گاهی وقتا ما هم توی صحبتهامون از اعداد به طرزی غیر واقعی و غیر قابل باور استفاده میکنیم... توی دانشگاه بارها این موضوع رو به دانشجوهام که مهندسین و مدیران آینده این مملکت هستند تذکر داده ام. حتی در درس اقتصاد مهندسی بهشون گفتم : ممکنه که از اشتباه در محاسبه و جاگذاری اعداد و ضرب و تقسیم اغماض کنم و اون رو به پای خطای انسانی بذارم ولی هیچگاه به کسی که در ترسیم فرآیند مالی یک پروژه، بُردار مربوط به یک هزینه 3000 واحدی رو کوچکتر از بُردار هزینه 2000 واحدی رسم کنه، نمره نخواهم داد چون این دیگه اسمش بی دقتی نیست، اسمـــش عدم فهم ابتدایــــی ترین اصـــــول حســــــاب و مفاهیم عددیه!...
بارها پای برخی منابر و روضه ها شنیدیم که در روز عاشورا (از صبح تا ظهر)، سیصدهزارنفر از لشگریان سپاه یزید توسط یاران امام(ع) به هلاکت رسیدند، در حالیکه با یک محاسبه بسیار ساده و با فرض (بسیار محال) اینکه در هر یک ثانیه یکنفر کشته شده باشه ، به این نتیجه میرسیم که برای کشته شدن اون تعداد از دشمن، زمانی معادل هشتاد و سه ساعت و بیست دقیقه، وقت لازمه در حالیکه، یک شبانه روز فقط 24 ساعته!... به این اضافه کنین این مقایسه رو که در بمباران اتمی هیروشیما، تعداد کشته ها 60 هزار نفر بوده...
تصور اینکه شنونده های این نوع صحبتها، همه چرتکه بدست بگیرند و ارقام و اعداد بیان شده توسط گوینده رو محاسبه کنن و به چالش بکشن غیر محتمل و غیر عملیه و بعضی وقتها، گوینده ممکنه چاشنی اغراق رو هم توی صحبتهاش بکار ببره و بالاخره به یک نحوی میشه ازش عبور کرد، ولی افراد در جایگاههای رسمی باید بیشتر مواظب درستی استفاده از اعداد در حرفهاشون باشن و در ارایه آمار و ارقام، دقت کافی و وافی رو به خرج بدن، چون انتظار از اونا بیشتره و تصور اینه که برنامه ریزی کارها هم بر پایه همین اعداد و آمار انجام میشه و اگه برنامه ریزیها بر پایه اعدادی غیر معقول انجام بشه، باید اذعان کرد؛ این یک فاجعه است!... مثلاً چطور ممکنه دو مسئول بلند پایه دولتی( یک وزیر و یک معاون رییس جمهور) به فاصله دو روز در دو مصاحبه رسمی، میزان موجودی صندوق ذخیره ارزی کشور رو با اختلافی معادل 12 هزار میلیارد تومان ! اعلام کنند و بخوان برای اون برنامه ریزی هم بکنن؟...
چندی پیش در مصاحبه ای از یک مقام بلند پایه دولت، که با حضور رسانه های خارجی انجام شد جمله جالبی(!) شنیدم. ایشون گفتند : « اگر غربیها به مردم 2 درجه آزادی میدن، ملت ایران از 360 درجه آزادی برخوردارند!»... بیشتر مردم و کسانی که اندکی با ریاضی و هندسه و مثلثات آشنایی دارن میدونن که در ریاضیات ، 360 درجه معــــادل  با صفر درجه است، و بعیده که اون مقام مسئول که اتفاقاً تحصیلات عالیه فنی هم دارند منظورشون این بوده باشه که ما در ایران به مردم آزادی نداده ایم! ...
...

مثالهای زیادی میشه در اینخصوص زد و شاید شما دوستان خوب این پاتوق بخواهید در پیامهاتون برای این پُست، به اونا اشاره بکنین ولی مَخلص کلام اینه که :
بیاییم با دقت بیشتری از اعداد و ارقام در صحبتهامون استفاده بکنیم و همچنانکه از بکار گیری الفاظ و مفاهیم نپخته و بدون پشتوانه منطقی، احتراز میکنیم ؛ با همون اندازه دقت، و حتی با وسواس بیشتری از اعداد و ارقام در لابه لای حرفامون استفاده بکنیم و به مفهوم " حساب " در حرفهامون، احترام بذاریم...

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه