اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٩

نه تنها برای ما که در حاشیه و نزدیکی دریاچه ارومیه زندگی میکنیم بلکه برای همه دوستداران محیط زیست، مرگ تدریجی دریاچه ارومیه یک فاجعه است. سالهاست که مرگ تدریجی این زیستگاه حفاظت شده ملی! آغاز شده  و تلاشها (یا بعبارت صحیح تر ، شعارها) ی مسئولین در اینخصوص بی نتیجه بوده است. من به عنوان یک کارشناس صنعت آب ، آگاهی نسبی از دلایل وقوع این فاجعه زیست محیطی دارم ولی در این مطلب بنا ندارم به مسایل تخصصی این بخش ورود کرده و به تحلیل دلایل فنی آن بپردازم . بلکه درصددم تا با یادآوری عمق فاجعه ، حساسیت دوستان رو جهت همراهی با کمپین های نجات دریاچه ارومیه برانگیزم. هرچند در شرایط فعلی، نجات قطعی این بزرگترین دریاچه داخلی ایران و دومین دریاچه  بزرگ نمکی دنیا رو محتمل نمی بینم .

با  توجه باینکه  بمدت 5 سال در منطقه سیستان حضور داشتم و مرگ دریاچه هامون و اثرات فاجعه بار نابودی اون رو از نزدیک دیده و  با تمام وجود لمس کرده ام ، پس طبیعیه  که  اندکی بیشتر از شما از انفجار قریب الوقوع این "بمب نمکی" در نزدیکی خودمان  دلهره و هراس داشته باشم.

در سیستان، بزرگترین بخش این فاجعه مربوط به انتشار ماسه بادی و مواد کف بسترِ دریاچه بصورت طوفانهای شن در منطقه بود و این اتفاق در صورت وقوع در منطقه ما ، موجب انتشار نمک و لجن خشک شده کف دریاچه در فضا، محیط زندگی ، اراضی کشاورزی و باغات شده و میتونه به مرور منجر به شیوع انواع بیماریهای تنفسی، چشمی ،  پوستی و...  بشه و کلا زندگی عادی مردم رو مختل کنه!

 این اتفاقیه که از اون به فاجعه  انفجار بمب نمکی تعبیر میشه!

پس لازمه که این پدیده رو جدی بگیریم و همه از هر طریق ممکن در نجات این دریاچه تاریخی بکوشیم. از تبادل نظر دوستان  در این وبلاگ و ارایه راههای پیشنهادی، جهت افزایش حساسیت ملی و پیشگیری از تکمیل این فاجعه ی محیطی ،استقبال میکنم...

...

 

گرچه باخت دیشب تیم ملی فوتبالمون به کویت در فینال جام غرب آسیا ، به خودی خود فاجعه نیست و برد و باخت ،جزء لاینفک یک رقابت ورزشی به شمار میاد ولی بازی بی برنامه تیم ملی و بی ثباتی و عدم اطمینان به تداوم بازیهای خوب در تیمهای ما، چیزی در حد فاجعه ! است . اینکه حتی کارشناسان خبره این رشته ورزشی نمیتوانند به صراحت ( یا حتی به تقریب)  پیشبینی کنند که تیم ملی فوتبال ما پنجشنبه این هفته در مقابل پرافتخارترین تیم فوتبال جهان ، به نتیجه برد! ، مساوی ، باخت آبرومندانه یا باخت مفتضحانه! دست خواهد یافت ،چه توجیهی میتواند داشته باشد  جز اینکه  هیچ  روال منطقی برنتایج تیم ملی فوتبال ما حاکم نیست. گاه بصورت اعجاب انگیزی خوبیم وگاه بطور ناامید کننده ای بد!. در هر حال امیدوارم نتیجه بازی پنجشنبه،  هرچه باشه ،فاجعه نباشه!...

...


اینکه در مجمع عمومی سازمان ملل ، به درستی منتقد وجود حق غیرمنطقی "وتو" برای 5 قدرت جهانی در شورای امنیت باشیم و براین انتقاد ، با قدرت تمام، اصرار و ابرام کنیم خیلی خوبه . اگه با حمایت سایر کشورها بتونیم این ناحقی رو مرتفع کنیم و حق "وتو"  رو از دارندگان اون ، سلب کنیم ، خیلی عالیه و اینطوری  میتونیم از تکرار بسیاری از فاجعه های بین المللی جلوگیری کنیم. ولی بهتر نیست ماکه داعیه مدیریت جهانی داریم در داخل کشورمون هم  منتقد وجود مواردی مشابه حق" وتو "  باشیم ؟ مثل حق نظارت استصوابی در انتخابات؟!...

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه