اینجا چراغی روشن است
در ستیز با تاریکی، تیغ کشیدن چاره نیست؛ چراغی باید افروخت!
نویسنده: کورش شفیعی ایران نژاد - دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠

حتماً تا بحال بارها  اصطلاح " فرش قرمز" رو شنیدین... احتمالاً بارها در خصوص افرادی که برای انجام دادن کار یا حضور در جایی، منت میذارن، جمله ی « مگه برات فرش قرمز پهن کرده بودیم!» رو بکار بردین...  گستردن فرش قرمز در مسیر کسی، نشانه احترامه و معمولاً این فرش برای بهترینها، پهن میشه... جالبه که این اصطلاح، دقیقاً با همین کاربرد و مفهوم در زبان ترکی هم وجود داره و جالبتر اینه که اصطلاحِ  red carpet  در زبان انگلیسی  و در فرهنگ اروپایی-امریکایی، همین کاربرد رو داره و بقول معروف؛ یک اصطلاح بین المللیه!
 در هنگام استقبال یا بدرقه مقامات رسمی، از فرش قرمز استفاده میکنن و معروفترین فرش قرمزِ اینروزا ، فرش قرمزِ مراسم افتتاح یا اختتام پروژه های بزرگ سینمایی و جشنواره های مهم بین المللی در حوزه سینما و مخصوصاً در مراسم سالانه جشنواره " اسکار" در سینمای هالیووده... امروزه در مراسم مرتبط با برخی پدیده ها در حوزه های فرهنگی و اجتماعی؛ مرسومه که بهترینها و وقایع مهمِ
مربوط به اون پدیده رو انتخاب و معرفی میکنن و این انتخاب، انگیزه ای میشه برای شرکت کنندگان و دست اندرکاران ذیربط در اون موضوع خاص، برای بهتر شدن و شرکت در رقابت در دوره های آتی...

سال 89 با همه خوبیها و بدیهاش، با همه خاطرات و اتفاقات خوب و بدش برای ما، در عرصه زندگی فردی و اجتماعی تموم شد و البته برای این وبلاگ، اولین سال حضور در فضای مجازی بود... سالی که در اون، این وبلاگ، خودش رو معرفی کرد و به مرور زمان و با گذشت روزها و ماهها، برای خودش دوستانی در فضای مجازی پیدا کرد. دوستانی که گاه با اسامی حقیقی و گاه با اسامی مخفف و مستعار، در این فضا حضور داشتند و با حضور موثر خود، پاتوقی برای تبادل و تضارب آرا، بیان درد دلها و دغدغه ها، و ارائه دیدگاههای مختلف فراهم آوردند.
در آغاز سال ١٣90 و در اولین پست رسمـــــی این وبلاگ در ســــــال جدید، میخوایم مراســــم " فرش قرمز" برگزار کنیم و سال جدید رو در این پاتوق، با استفاده و بهره گیری از نظرات دوستان و صاحبخانه های اصلی اون شروع کنیم. با این امید که امسال هم، چون سال گذشته حضوری موثر و مستمر در مباحث وبلاگ داشته باشین و اینجا رو پاتوق و خونه دوم خودتون در فضای مجازی بدونین، و به این ترتیب با مشارکتِ هم؛ در بهبود کیفی این محیط صمیمیِ دوستانه و اتاق فکر مشترکمون، منشاء اثرات مثبت  باشیم...
در مراسم " فرش قرمز" این وبلاگ؛ سوالاتی رو در خصوص برخی از انتخابهای برتر شما در سالی که گذشت، مطرح خواهم کرد و از دوستان خوب این پاتوق میخوام که جواب این سوالات رو با همان شماره مربوط به سوال، در یک یا دو کلمه و حداکثر در یک جمله، در قسمت پیامها بنویسن تا ضمن به اشتراک گذاشتن افکار و احساساتمون در خصوص برخی پدیده ها، در نهایت با جمعبندی آرای شما دوستان، در شیوه ای کاملاً دموکراتیک و شفاف،( و در صورتی که امکانِ جمعبندی نظرات وجود داشته باشه) به انتخابهای برتر برسیم ... با این امید که این نظرسنجی و مشارکت فکر و احساس، چراغ راهی باشه برای جهت گیریهای آینده وبلاگمون و طلیعه ای باشه برای سال جدید در راستای احترام به نظرات شما مخاطبان خوب و صمیمی این پاتوق.

در سالی که گذشت:
1-  بهترین کتابی که خواندید چه بود؟
2- بهترین فیلم سینمایی
( خارجی یا ایرانی) که دیدید چه بود؟
3- بهترین برنامه تلویزیونی( ایرانی یا خارجی)
که دیدید چه بود؟
4- زیباترین آهنگی که شنیدید و ملودی و ترانه اش در ذهنتون ماندگار خواهد ماند چه بود؟
5-
مهمترین اتفاقی که از نظر شما در کشورمون افتاد چه بود؟
6- مهمترین اتفاقی که از نظر شما در جهان افتاد چه بود؟
7- موثرترین شخصیت سیاسی ( ایران یا جهان)
از نظر شما که بود؟
8- محبوبترین شخصیت هنری- فرهنگی شما ( ایران یا جهان)
که بود؟
9- محبوبترین شخصیت ورزشی شما( ایران یا جهان)
که بود؟
10-  بهترین و ناگوار ترین اتفاقی که براتون افتاد چه بود؟
11- از نظر شما بهترین مطلب و پست این وبلاگ، کدام بود؟
12-  از نظر شما، موثرترین دوست و همراه این وبلاگ ( با توجه به پیامها) چه کسی بود؟

 ------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:
این پست رو در پانزدهم فروردین نوشته و آماده انتشار کرده بودم که بدلیل مشکلات فنی مرورگر اینترنتم، امکان انتشارش تاکنون میسر نشده بود که از بابت این تأخیر ناخواسته، از همه دوستان و همراهان این پاتوق عذر میخوام.

کورش شفیعی ایران نژاد
دهۀ چهارم زندگی را پشت سر گذاشته ام... یعنــی بعبارتــــــــی کم کم داره چل چلی جوونیم تموم میشه! ... فوق لیسانس عمران آب هستم و نزدیک دو دهه سابقه اجرائی دارم که بیشترش، مدیریت در برخی پروژه های صنعت آب کشورمون؛ ایران عزیزه!... ضمناً چند واحدی هم در گروه عمران یکی از واحدهای دانشگاهی تدریس میکنم... تُرکم و اهل آذربایجان، ولی اعتقاد دارم که اول، ایرانیم و این شاید از اسم و فامیلم معلوم باشه! و یا از اسمی که برای پسرم انتخاب کردم: "بردیا"! ... علاقه به سیاست و مسائل اجتماعی دارم و در این حوزه ها فعالم... اینکه کدوم وری هستم حتماً از مطالب وبلاگم مشخص خواهد شد... عاشق ادبیات و تاریخم! اصلاً یه جورائی میشه گفت از همه ژانرها خوشم میاد! فیلم هم دوست دارم و البته ورزشکارم و علاقه مند به اکثر رشته ها از جمله فوتبال و تنیس و ...! من یک استقلالیم ولی برای قرمزها هم احترام قائلم. من ... من فکر میکنم خیلی حرف واسه گفتن دارم...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو... انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو... هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه... ای ترس تنهائی من؛ اینجا چراغی روشنه