اعتـــذار

 « سریال تلویزیونی "امام علی" در سال ۱۳۷۵ دو بار در هفته پخش می شد؛ دوشنبه ها و تکرار آن جمعه ها. هر دو را می دیدم و لحظه به لحظه اش در عمق جانم می نشست. آنجا که "جندب" سردار لشکر امام علی در جنگ "صفین" در نمای بسته ی دوربین رو به "مالک اشتر" با اشاره به نیمرخ پیدای اسب خسته و عرق کرده اش بعد از حیله ی موثر "عمروعاص" می گوید: "شرمنده ی اسبم هستم مالک"!... یا آن پیشانی باد کرده از سجده های پی در پی "ابن ملجم" که با خواندن قرآن، شب را به صبح رساند و تحت تاثیر وسوسه های "قطام" به مسجد شتافت تا فرق "قرآن ناطق" را بشکافد یا در جائیکه بریدگان از "صفین" که بعد ها "خوارج" نامیده شدند راه بر مردی و زن آبستنش بستند و با پرسیدن احکام پیچیده او را استنطاق نموده و در نهایت پس از اینکه از جواب های او قرار از کف می دهند شکم زن را می درند در حالی که مرد بینوا با بازیگری درخشان "حسین پناهی" به زنش داشت می گفت "نگران نباش پیرمَردند و مهربان!" در همه ی این صحنه ها "داود میر باقری" تمام آن تصویرهای آبکی کتابهای مدرسه را که سعی می کردند از دشمنان حضرت علی هیولاهای بی شاخ و دم بسازند، ناگهان فروریخت و آنها را انسان های معمولی و البته عابد و زاهد نشانمان داد و تازه فهمیدیم که این طور نبوده است که مثلا معاویه در انظار شراب بنوشد و دسیسه بر علیه امام علی بچیند. آنچه که به "امام علی" ِمیرباقری قوت بخشیده بود منطق قوی دو طرف دعوا بود. در قسمت اول سریال والی کوفه در حال تماشای شعبده ای است که معرکه گیر میدان آدمیزاده ای را جلوی چشمان تماشاگران صحنه و البته تلویزیون به سگ تبدیل می کند و یکی از صحابه ی پیامبر از راه رسیده و بی پرسش و پاسخی سر از تن شعبده باز جدا می کند و آنگاه که با عتاب والی مواجه می شود به حدیث پیامبر استناد می کند که در کشتن اینان تردید و سوال نکنید و از والی می پرسد: "مگر مسجد جای این کارهاست"؟ که والی کوفه می گوید: "در مسجد، هم محراب هست و هم مستراح! مسجد جای کدام کار است"؟ دیالوگ ها محکم بودند و آدم احساس می کرد که "داود میرباقری" دستش آنقدر برای ساخت این سریال باز بوده که اصلا قیچی به دستان صدا و سیما فکر نمی کردند باید قسمتهایی از آن را سیاست کنند و ببرند اما چون هنگام پخش سریال رسید می دیدیم که گاه از دوشنبه تا جمعه که روز پخش تکرار سریال بود قسمت هایی حذف می شد و قسمت آخر هم به حدود بیست دقیقه کاهش پیدا کرد و در انتها مجری آن سال های تلویزیون آمد متنی خواند تا شاید بتواند جای تاثیر تصویرهای بدیع میرباقری را پر کند! دیگر ندیدم که "امام علی" پخش مجدد شود جز قسمت های گزینشی در مناسبت ها...  "میرباقری" با آن سریال توجه بسیاری از نسل جوان را به "امام علی " جلب کرد. در روایت میرباقری "امام علی" تابع رای و نظر مردم و اطرافیانش بود هرگز بر آنها نتاخت که چون من معصومم، چون امامم، باید به حرف من گوش کنید پس آنجا که سپاهیان "لا حکم الا لله" گفتند تسلیم شد و اگر برخلاف میلش به جای "ابن عباس"، "ابوموسی اشعری" را به شورای حکمیت فرستادند بر مردم نتاخت گرچه که سردار وفادارش لب به شکایت گشود که " با این سفها فتح میسر نمی شود"! اما در روایت میرباقری "امام علی" مردم دار بود  با این که می دانست عاقبت، کار از دست خواهد شد و "صفین" برده را خواهند باخت! او حتی خلافت را نپذیرفت مگر زمانی که توده های مردم گروه گروه آمدند و به اصرار از او خواستند! و همه ی این ها به این سوال جواب می داد که رمز این همه دلداگی عاشقان آن امام بعد از قرن ها در چیست؟ از یکی دو سال پیش که در خبرها آمد "مختارنامه" مراحل نهایی قبل از پخش را می گذراند سخت مشتاق شدم که ببینم این بار "میرباقری" چه می خواهد بگوید. بر قاعده ی "امام علـــــــی" می دانستم او نگاهی و سخنی فراتر از قصه گویی خواهد داشت و سخن ها خواهد گفت با "مختار" که دیگر منع تصویر شدن هم ندارد و صحنه را به دشمنانش نخواهد باخت و بیننده، دل ِ سیر، شخصیت اول ماجرا را در صفحه ی تلویزیون خواهد دید. شنیده بودم که "میرباقری" در فکر "سلمان فارسی" بوده که ناگهان به سراغ "مختار" رفته و همین توجه ام را به عنصر ایران در هر دو شخصیت جلب کرد. تاکید فراون کارگردان بر تفاوت لباس های ایرانیان و اعراب و همین طور رفتار و منش ایشان در "مختارنامه" به من می گوید که منتظر قسمت های هیجان انگیز آینده باشم. در قسمت دهم بود که "کیان" شاهزاده ی ایرانی آنجا که با راهنمایی اسب تنهای "مختار" به کمک یار دیرینش شتافت لحن موسیقی از عربی به ایرانی آن هم از نوع حماسی اش تبدیل شد و شنونده را به یاد موسیقی زورخانه ای انداخت. جوانمردی ، صفت باستانی ایرانیان بوده و جوانمرد در ادبیات ما گرچه بازنده، اما در دل مردمان پیروز است. تابلوی نقاشی معروفی هست که در آن سردار ایرانی به نام "دارا" در جنگ با اسکندر مقدونی پس از متلاشی شدن لشکرش بر روی کالسکه اش در حال عقب نشینی است اما برگشته است تا دست سربازی را که مانده بگیرد و او را از دست یونانیان مهاجم برهاند. این تابلو توسط نقاشان یونانی کشیده شده و البته تفسیرهای فراوانی بر آن رفته است و تفسیری که در بالا آمد فقط یکی از آنهاست. با فرض درست بودن این تفسیر که نقاش یونانی علاوه بر نشان دادن قدرت اسکندر به جوانمردی ایرانیان نیز اشاره ای داشته است در می یابیم که این ویژگی ایرانی از دیر باز حتی مورد توجه دشمنان ما نیز بوده است. در مختار نامه ی "میرباقری" می بینیم که فریب و نیرنگ و ریا و دغل کاری مشق روزانه ی حکمرانان بنی امیه شده و ایشان برای پیشبرد اهدافشان هر دروغی و ناروایی بر زبان می رانند؛ اگر لازم باشد در مقابل مردمان می گریند و اشک می ریزند، شراب در خفا می نوشند و نماز با قرائت در انظار به جای می آورند و برای سرکوب آنچه که "قائله ی حسین" می نامند از خداوند کمک می خواهند و دست به دعــــــا می برند. در این هنگامه امام حسین به میدان می آید و ایرانیان، امام علی و فرزندانش را سرآمد جوانمردی و راستی و درستی می یابند. واقعه ی کربلا و پایمردی امام سوم شیعیان بر جوانمردی و آزادگی، ایرانیان  را از خود بی خود می کند و سر تا پا شیفته اش می شوند. در قسمت قبلی سریال دیدیم که " زهیر بن قین" به میدان رفت و کشت و کشت تا بالاخره از پای درآمد. شاید برای بیننده این محل سوال باشد که یک آدم در مواجهه با یک لشکر مگر چقـــــدر می تواند بجنگد و بکشد؟ تصور من بر این است که "میرباقری" در اینجا با حرکت بر روی مرزهای اعتقادی و ذهنی و واقعی سعی کرده تصویری به ما ارایه دهد تا ذهنیت بیننده از قهرمان بودن شهدای کربلا مخدوش نشود و در عین حال ارزش هنری کارنیز حفظ شود .البته او کار سختی در پیش رو دارد. حالا هم که موضوع نشان دادن چهره ی "حضرت عباس " به رسانه ها و محافل خبری و مذهبی کشیده است و بحث ها بر انگیخته است می توان حال و روز کارگردان سریال را درک کرد که یا باید دست به قیچی ببرد و حاصل هشت سال کار و تلاشش را جراحی کند یا از ترفند هایی مثل نورانی کردن چهره استفاده کند. مختار نامه هنوز به نیمه ی راه نیز نرسیده است و باید منتظر بود تا دریافت که کارگردان زبر دستی چون "داود میر باقری" چطور از عهده ی تاریخ، سینما، باور های مذهبی، میهن پرستی،...در خواهد آمد و آیا این سریال تلویزیونی در ذهن تماشگر ماندگار خواهد بود و سال ها بعد از آن به نیکی یاد خواهند کرد؟ »

/ 0 نظر / 9 بازدید