کورُش یا کوروش

در این وانفسای بی حوصلگی و بی سوژه گی، که داد خودمان و مخاطبان و خوانندگان عزیز وبلاگمان را توأمان درآورده است، بد ندیدیم فرصت را غنیمت شماریم و با پردازش به مطلبِ بس حساسِ ذیل؛ یکبار برای همیشه تکلیف خودمان و دوستانمان را با املای صحیح اسممان روشن فرمائیم!
علیرغم اینکه همیشه در پای امضایمان در هامش ها و مکاتبات اداریمان، در جای جای وبلاگمان (از معرفی و پروفایل گرفته تا نام نویسنده در صدر هر پست و ذ یل هر پاسخ به پیام)، به زبان بی زبانی فریاد میزنیم که : «آی ملت! نوشتار صحیح اسم ما که در کارت ملی و شناسنامه و پاسپورت و کارت ویزیت و قس علیهذایمان نیز به صحت درج شده است " کورُش" است و نه " کوروش"»؛ ولی بازهم مشاهده میفرماییم که غالب دوستان، دوست دارند که نام دوستشان را "کوروش" کتابت نمایند. از اینرو  مستندات قدیمی خود را در این زمینه که اخیراً نیز توسط محققی محترم بنام "آقای یزدان صفایی" تجمیع و جمعبندی شده است، جهت مزید استحضار ارائه مینماییم:

« نام بنیادگذار دودمان هخامنشی در میان فارسی‌نویسان امروزی به دو صورت "کورش"و "کوروش" نوشته می‌شود. هر یک از نویسندگان یکی از این دو املاء را برگزیده و به کار می‌برند. پیش از آن‌که بخواهیم یکی از این دو املاء را برگزینیم، ممکن است این پرسش پیش بیاید که اصلاً چه لزومی دارد یکی از این دو املاء انتخاب شود؟ یعنی چرا هر دو املاء را نمی‌پذیریم؟ 
پاسخ به این پرسش این است که کاربرد خط، به نگارش درآوردنِ زبان است. در این موردِ ویژه، خط می‌باید نام و واژه‌ای را ثبت و ضبط کند که از قضا اهمیت خاصی نیز برای اهل زبان، پیدا کرده است. در واقع می‌توان خط را به عنوان پدیده‌ای ایستا به نوعی نظم‌دهنده‌ و روشن‌کننده‌ی‌ زبان به عنوان پدیده‌ای پویا، دانست.
هدفِ نگارنده از نگارش این مقاله نیز، آغازاندن گفتگو میان اهلِ فن درباره‌ی اهمیت استفاده از یک املاء برای نام کورش/کوروش و ارائه‌ی دلایلش برای به کارگیری ضبط "کورش" بوده است:

۱. اگر بخواهیم به سنت خط و زبان  پایبند باشیم، می‌بایست ضبط "کورش" را به کار ببریم. چرا که در قدیمی‌ترین متون فارسی و عربی‌ که نام "کورش" در آن‌ها آمده، از همین ضبط استفاده شده است. مثلاً "وهب بن منبه" (۱۱۰ ق) در تفسیر آیه‌ی ۲۵۹ سورۀ بقره، آورده است که:«ثم أخر به بختنصر….. من ملوک فارس یقال له کورش»
ضبط نام "کورش" در تفسیرهای قرآن از ضبط این نام در عهد عتیق به صورت "کورِش" گرفته شده است. (احمد پاکتچی ۱۳۹۰: ۱۲۴) البته در متون، ضبط‌های بی‌ربطی مثل  هم دیده می‌شود که ناشی از ریشه شناسی‌های عامیانه‌ است. اما آنچه به این بحث مربوط است. ضبط "کورش" به تعداد فراوان دیده می‌شود در صورتی که- تا جایی که من گشته‌ام – نشانی از ضبط "کوروش" در متون قدیمی فارسی و عربی نیست.
سمعانی شعری عربی را به نقل از یک شاعر ایرانی نقل کرده است:
«و بیت المقدس المعمور بیت // ورثناه عن المتقدمینا بناه کورش البانی المعالی // بأمر الله خیر الآمرینا» (احمد پاکتچی ۱۳۹۰: ۱۳۰)
همچنین مسعودی(۲۳۱:۱۹۷۳ ) و ابن خلدون (۱۳۵:۲۰۰۰) از ضبط کورش استفاده کرده‌اند.

۲. دلیل دومم، آوا نگاری است. "کورش" معادل Kuroš است اما "کوروش" معادلی است برای Kuruš... در کشور ما و بیشتر در نزد فارسی زبانان، امروزه این نام را kuroš تلفظ می‌کنند. در نتیجه من شخصاً ضبط "کورش" را بیشتر می‌پسندم البته ممکن است در اینجا بحثی گشوده شود مبنی بر این‌که تلفظ باستانی این نام بیشتر اهمیت دارد نه تلفظ امروزی. مثلاً ما امروزه در فارسی، واژگانی مانند "خواهر" داریم که شکل نوشتاریشان با خوانش آن‌ها تفاوت دارد. در واقع، خط تلفظ قدیمی‌تر آن‌ها را حفظ کرده است. واژگانی مانند این، قابل مقایسه با واژگانی مانند کورش نیستند چرا که "خواهر" (و مانند آن) روند تطوری طبیعی در زبان طی کرده‌اند و هم‌زمان در خط و زبان وجود می‌داشته‌اند اما واژگانی مانند کورش، سده‌ها در زبان فارسی فراموش گشته بودند- جز چند نمونه‌ی نادر – و فقط در سدۀ اخیر بار دیگر معروف گشته‌اند و سیر طبیعی تغییر را طی نکرده‌اند. بنابراین تلفظ باستانی نام کورش (برای آگاهی درباره‌ی ریشه این نام نک به رضائی باغ‌بیدی ۱۳۹۰: ۶۳-۷۱) “Kuruš” ارتباطی با ضبط این نام به خط کنونی فارسی ندارد و نگارنده، تلفظ کنونی این نام را معیار مناسبتری برای برگزیدن املای آن می‌داند »

پی نوشت:
 با وجود موضوعات و سوژه هایی چون:
برگزاری اجلاس غیرمتعهدها در تهران و حواشی این اجلاس، افزایش مهارناپذیر قیمت دلار و سکه و نان و مرغ و سایر مواد غذایی و انواع قبوض (خصوصاً قبض موبایل این دوره !) ، اوضاع قاراشمیش سوریه و منطقه، ادامۀ تحریمها، دربی 75 و کهکشانیها و حاشیه های آن، ابلاغ نشدن تخصیص بودجه عمرانی کشور تا این لحظه، اوضاع آسیب دیدگان زلزله اخیر و متن و حاشیۀ کمک رسانی به ایشان، انتخابات پیش رو، نحوه اعمال مدیریتهای کلان اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، کنترل یا ازدیاد جمعیت، المپیک لندن و قهرمانان ملی و حتی سوژه های طنز ناشی از اخباری مضحک مثل ممنوع التصویر شدن خر سریال کلاه قرمزی (جیگر) در سیما و فتاوای عجیب و غریب مفتی های وهابی و سَلَفی در عربستان و صدها حرف مهم دیگه ای که میشه در موردش نوشت؛ شاید نهایت بدسلیقگی (و شاید هم خودخواهی) تلقی بشه که یکی بخواد نحوه صحیح نگارش اسمش رو تو اینترنت آموزش بده!! و به تأسی از "شکسپیر" بزرگ؛ سؤال فلسفی بسیار مهمی رو مطرح کنه:
« کورُش یا کوروش؛ مسئله اینست!»...
 آی ملت! بخدا همۀ اینا رو میدونم  ولی چیکار کنم که به هزار و یک دلیل، فعلاً در این موارد، نوشتنم نمیاد!...

/ 0 نظر / 236 بازدید