ترجیح مصلحت بر تعصب!

به بهانه در پیش بودن 13 آبان؛
لزوم ترجیح منافع‌ملی بر تفکرات‌شخصی‌وگروهی

 کمتر از یکماه به  سیزدهم آبان – روز مبارزه با استکبار جهانی- باقی است و بدلایل متعدد و آشکار، اینبار مهمترین سالگرد این مناسبت، از زمان تسخیر سفارت امریکا در 35 سال گذشته تاکنون خواهد بود...

در چند سال اخیر  روند تحولات دیپلماتیک، فیمابین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا به سمت و سویی سوق داده شده بود که هر روز و هرساعت بر میزان تنشهای موجود افزوده گشته و برقِ شمشیر داموکلسِ "گزینۀ نظامی"،  به شکلی آزار دهنده و بدمنظر همواره قابل رؤیت بود.
نتایج حاصل از اِعمال تحریمهای فزآینده و خصمانه که از قطعنامه دانِ(!) قدرتهای جهانی با محوریت امریکا خارج میشد، به حدی آشکار و ملموس بود که دیگر هیچ مقام مسئولی نمیتوانست آنها را در حد کاغذپاره هایی بی خاصیت تنزل دهد و  طبعاً هر ناظر منصفی، این تحریمهای سختِ ظالمانه را در کنار سوء مدیریتهای اقتصادی-سیاسیِ داخلی، مهمترین عامل در تحمیل فشارهای طاقت فرسا بر گردۀ این ملت شریف و نجیب به شمار می آورد.
هرچه بود آن دورانِ سرشار از گفتار و کردار "نابجا" ی دولتمردان، به جایی منتهی شد که در روزهای پایانی خرداد 92،  ملتِ خسته از ناکارآمدیِ وعده هایِ مسئولینِ دولتی و آزرده از فشارهای سنگینِ اقتصادی و معیشتی، با خلق حماسه ای سیاسی؛ در مقابل این رویکردهای شعارمحور، افراطی و ستیزه جو،  قاطعانه "نه" را فریاد زدند و با آرای خود، به روشهایی لبیک گفتند که پیام آور اعتدال، صلح طلبی، تنش زدایی و روابط توأم با عزت و مصلحت در عرصۀ بین الملل بود.

به هر روی، اکنون دولت منتخب ملت با حمایت و اعتماد بالاترین مقام رسمی کشور – که مرجع قانونیِ اتخاذ تصمیمات راهبردی و کلان کشور میباشند-  گام در راه دیپلماسیِ تنش زدائی و ترک مخاصمه گذاشته و بر پایۀ سه اصل اساسی "عزت" و "حکمت" و "مصلحت" اقدامات عملی خود را آغاز نموده است. اقدامات و تعاملاتی که نشانه های اولیۀ آن در سفر رئیس جمهور و هیئت همراهش به مقر سازمان ملل در نیویورک متجلی شد. همزمان با موفقیت قابل توجه این اقدامات و امیدواری به آثار آن در بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی، متأسفانه بنظر میرسد  محافلی در داخل (آگاهانه یا ناآگاهانه) قصد کرده اند که از یک سو دستآوردهای سفر نیویورک را زیر سوال ببرند و از سوی دیگر موضع ایران در مذاکراتِ آتی را تضعیف نمایند. همسویی این اقدامات و سخنانِ نسنجیدۀ طیف تندروی داخلی با موضعگیریهای افراطیون خارجی (اپوزوسیون خارج نشین، لابی های صهیونیستی داخل امریکا، کشورهای مرتجع منطقه و در رأس همه، دولت نتانیاهو) جای تأمل داشته و البته بسیار تأسف برانگیز است. بنظر میرسد اگر این همزمانی در همزبانیِ جبهۀ افراط گرایان داخلی و خارجی تداوم یابد و آن بخش از محافلِ داخلی –که شاید دلسوزانه ولی ناآگاهانه، در تضاد با مصالح عالی نظام دست به اظهارات و اقدامات افراطی میزنند- با مواضعِ قاطع، مدبرانه و داهیانۀ بزرگان نظام، بموقع مدیریت نشوند قطعاً آثار سویی در تحقق اهداف کلان دیپلماتیک کشور و راهبرد "نرمش قهرمانانه" ایجاد خواهد شد و جریان تحولاتِ اخیر به سمت و سوئی میل خواهد کرد که شاید بسامان کردن مجدد اوضاع  و بازگرداندنِ آبِ رفته به جوی، به امری غیرممکن تبدیل گردد.

حال سیزده آبانی دیگر در پیش است... تردیدی نیست اگر قرار باشد به سانِ سالهای قبل، اینبار نیز بسیج افکار عمومی به نحوی انجام پذیرد که شعارهای "مرگ بر" و مراسم "پرچم سوزی" بدون هیچگونه تغییر و تنازلی در نحوۀ بیانِ مواضع، سازماندهی و اجرا شوند؛ دیگر نه میتوان به راهبرد "نرمش عزتمندانه"، تکیه ای قهرمانانه کرد و نه میتوان از طرف مقابل این انتظار را داشت که چشم بر این اقدامات حاکی از تنفر ببندد و ارادۀ ما را در پیشبرد دیپلماسیِ کاهش تنشها، بطور جدّ باور نماید.
امروز حتی اگر از سوی طرف مقابل؛ این نکته تا حدّی پذیرفتنی باشد که طنین "شعار مرگ بر امریکا"؛ خودجوش، مردمی و پژواکِ سالها بغض فروخوردۀ ملتی است که از اقدامات مداخله جویانه و تخاصمیِ چندین سالۀ دولتمردان امریکایی به ستوه آمده اند؛ ولی آتش زدن پرچم امریکا که نماد هویت و اعتبار "ملتِ" آن است، به هیچ عنوان از سوی "مردمِ" آن کشور پذیرفته نخواهد بود. مردمی که اغلب و بدون هیچ مناسبتِ خاصی، پرچم کشور خود را بر سر دربِ منازل خویش برافراشته و به هویت و ملیت خود افتخار می کنند.

آیا وقت آن نرسیده است که اینبار  و در این مناسبت خاص و حساس، بمنظور تأکید بر اعتقاد راهبردیِ خویش بر دیپلماسیِ تنش زدائی و با موضعی از سر بزرگواری و گذشتِ یک ملتِ متمدن و منادیِ صلح جهانی، از آتش زدن و لگدکوب کردن پرچم یک ملت بزرگِ دیگر – با جمعیتی بالغ بر سیصد میلیون نفر- خودداری نمائیم ؟... آیا وقت آن نیست که راه را بر تمام بهانه های مخالفین مغرضِ این رویکرد مصالحه جویانه ببندیم؟ آیا زمان آن نیست که این مناسبت را به یک فرصت تبدیل نمائیم و با شعارهایی که پیام صلح دوستیِ ملت ما را به جهانیان ابلاغ میکند به دولتمردانِ امریکایی پیام دهیم که: «ما آماده ایم که ببخشیم، بی آنکه لازم باشد فراموش کنیم» ...آیا وقت آن نیست برای یکبار هم که شده "منافع ملی" را بر اعتقادات شخصی و گروهیِ خود ارجح بدانیم و آن را اولویت شماره یک خود و کشور عزیزمان قرار دهیم؟ آیا زمان آن نیست که طیفِ اقلیت تندرو و افراطیِ داخلی، ادعای ولایتمداری خود را اثبات نموده، دولت منتخبِ ملت و مورد تأیید و اعتماد ولایت را با "سکوت فعال" و "تمکین به مصلحت"، یاری رسانند؟...
به نظر میرسد سیزدهم آبان امسال آزمون بزرگی باشد:
 آزمونِ "درایت، تدبیر و مدیریت" برای خواص و بزرگان؛ و  آزمونِ "تمکین، بصیرت و اطاعت" برای آندسته از صاحبان قلم/تریبون/ رسانه - گروه /محفل که مدعایشان ولایتمداری است.  آزمونی که امیدواریم نتیجه اش اثبات "بزرگواری و کرامت " ملت بزرگ ایران و تأمین منافع ملی کشور عزیزمان باشد. 
-----------------------
پی نوشت 1:
این مقاله بنام اینجانب در "بهار نیوز" مورخه 92/7/22 منتشر شده است که از  اینــــــجا میتوانید مشاهده فرمایید.لطفاً با مراجعه به سایت مذکور و مطالعۀ پیامهای وارده، نظر خود را در آنجا نیز در بخش نظرات وارد نمایید. متشکرم.

پی نوشت 2:
پیامهای دریافتی در بخش نظرات، لزوماً بیانگر دیدگاه نویسندۀ وبلاگ نمیباشد.

/ 0 نظر / 11 بازدید