زنده یـــاد ؛ بهار!

اپیزود اول:

 حدود 25 سال قبل وقتی 18 ساله بودم و برای کنکور آماده میشدم؛ به اقتضای سن و سال و روحیاتم، بسیار علاقه داشتم که در کنکور از رشته خلبانی قبول شوم و علاقه ام به خلبان شدن خیلی بیشتر از مهندسی بود. بر این تصمیم، راسخ بودم و منتظر موعد انتخاب رشته در کنکور... رتبه نسبتاً خوبی داشتم  و فیزیک بدنیم هم مناسب این رشته بود؛ تقریباً  همه چیز را تمام شده میدانستم و به قولی؛ در آسمانهـــــــــــــــا سیر میکردم!...
تا اینکه شنیدنِ فقط یک جملۀ عمیق و البته کنایه آمیز از پدرم، من را از این تصمیم منصرف کرد. پدرم خیلی دوستانه به من گفتند که: «پسرم! با این خُلق و خو و روحیاتی که از تو  سراغ دارم؛ حتماً در کار خلبانی پیشرفت میکنی!، "ستوان" میشی، "سروان" میشی ولی بعدش دیگه فکر کنم "شادروان" بشی! مطمئناً هیچوقت "سرگرد" نمیشی! چون قبل از اون مرحله حتماً "زنده یاد" شده ای!...»

اپیزود دوم:

نمی دانم چرا این روزها وقتی واژۀ پر تکرار " زنده باد بهار !" را از زبان "برخی" افراد می شنوم بی اختیار به یاد آن خاطره می افتم و تذکر پدرم در خصوص "شادروان" و "زنده یاد" در ذهنم تداعی میشود!... شاید عملکرد آن "برخی"ها (که انصافاً در این هشت سال هر وقت انگشت به جنگلی سر سبز و بهاری زدند آنرا به کویری خشک و بی آب و علف تبدیل کرده اند)؛ چنین تصویری را در ذهن متبادر می کند. با این خلق و خو و روحیات و عملکردی که از منادیانِ "زنده باد بهار" سراغ داریم بعید نیست برای همیشه با سرزندگی و طراوت و نو شدنِ بهاری خداحافظی کنیم، شور و نشاط و سبزی بهار را به صندوقچۀ خاطراتمان بسپاریم و سوگمندانه نجوا کنیم:       " زنده یــــــاد؛ بهار"!...
روزهای پایانی زمستان فرا رسیده اما انگار در ورای این زمستان سرد و سختِ میهن، چشم اندازی بهاری وجود ندارد. این روزها بیشتر مردم سرگرم کلنجار رفتن با اعداد و ارقامِ درآمدها و پس انداز خود، و مقایسۀ آن با مخارج ایام عید هستند. عده ای هم  در حال برنامه ریزی برای تعطیلات و چشم به راه 50 لیتر بنزینِ یارانه دارِ نوروزی!... بسیاری از اقشار ملت؛ همزمان با این فعالیتهای عیدانۀ مألوف،  نیم نگاهی هم به نوسانات قیمت های بازار در این چند روز باقی ماندۀ آخر سال دارند تا ببینند میتوان سالِ نکو را از بهارش تشخیص داد؟!!...
 اما بجز آمادگی برای سال جدید و رصد بازار و اقتصاد؛ اتفاقاتِ خبریِ سیاسی هم، از دلمشغولی های این ملت است، تا در بازدیدهای نوروزوی موضوعِ صحبتشان باشد!! :
آیا فلانی، واقعاً پیرزن هشتاد سالۀ لاتین را در آغوش گرفته، تسلی داده یا آن تصویر فقط ترفندی رایانه ای بوده است؟!!... آیا مسدود شدن تقریباً تمامی راههای عبور از فیلترینگ، بهارِ مجازیِ بخشِ قابل توجهی از مردم و جوانان را به زمستان سرد و سختِ حصر در پروپاگاندای تحمیلی تبدیل خواهد کرد؟... آیا این آقای "بهاریِ بهاریِ بهاری" بالاخره تأییدیۀ صلاحیتش ستانده خواهد شد؟... آن وَری ها چطور؟ "اصلی" ها را اجازۀ ورود خواهند داد یا فقط "بدلی" ها مجاز خواهند بود صرفاً نقش هیتر را بازی کنند؟... منادیان بهار، اینبار چه فکری برای سرگرمی تحویل سال در سر دارند و باز چه شگفتی و برگ جدیدی را در صفحۀ بازی رو خواهند کرد؟...
منادی بهار چه خواهد کرد تا مردم، مدتی گرانی آجیل و میوه و شیرینی و سفر را از یاد ببرند... تا یک سیاهبازیِ  جدید (مثلاً: نامه ای و پیامی برای مدیریت جهانی- معرفی یکی دیگر از رجعت کنندگان با مسیح(ع) انتشار فایلی، فیلمی، چیزی...)  نُقلِ محافلِ بازدیدهای نوروزی شود!...

اپیزود سوم:

 در آمدنِ بهار شکی نیست... بهار خواهد آمد!... اگر از ابتدای فروردین هم نیاید، هنوز کورسوی امیدی به خرداد هست!... همیشه زیباترین بارانهای بهاری از  دلِ سیاهترین ابرها می آیند!...
این را دلم می گوید!

 

/ 0 نظر / 33 بازدید