خسروی خوبان!

یادی و نگاهی 

(شرح عکس بالا) 


آقا «خسرو» یا بقولی «عمو خسرو»، از نوستالژی های دوران نوجوانی من است. پیرمردی بغایت مهربان و دوست داشتنی با چهره ای همیشه خندان و بشاش و لباسهایی مندرس ولی شخصیتی متین و باوقار که کارش دوره گردی و انجام کارهای خرده ریز و دَم دستی برای دیگران بود و گذران زندگیش با حداقل امکانات و به سختی...

او رابین هودی قهرمان، برای سگها و گربه های کوچه گرد شهرمان هم بود، چون هرچه دَشت می‌کرد با آنان قسمت می نمود... طنین صدای مهربانش هنوز در گوشم می‌پیچد؛ وقتی در جوابِ «سلام! عمو خسرو» ی من، با لبخند و انرژی می‌گفت: «سلام! گوزَل! »...

با توجه به اینکه پس از سالها، به شهر و دیار خودم بازگشته ام؛ امروز از فوت آقا خسرو (که گویا سه چهارسال پیش اتفاق افتاده) با خبر شدم...

روحش شاد... روحش شاد... روحش شاد...

همچون جسمش که در هنگام زندگی، شاد و خندان و بی غم بود و اگر غمی داشت (که داشت) آنرا به دیگران بروز نمی داد...

روحت شاد عمو خسروی مهربان و دوست داشتنی 🙏😥🌹


✍️ششم تیرماه نود و هفت

/ 0 نظر / 48 بازدید