مهر نامه!

من و این وبلاگ؛ هردو متولد یک فصلیم!... زادۀ فصل خزان! متولد پائیز!
من و این وبلاگ؛ هردو متولد "مهر"یم... او  7 مهر و من 23... علاوه بر این؛ خیلی به هم شبیهیم! ... 
امروز وبلاگم پای در 4 سالگی گذاشت. در این سه سال گذشته، خیلی خاطرات با هم داریم. روزهای بد... روزهای خوب!... فشارها و اضطرابها... و البته خوشیها و "دل" خوشیها...

دوستان بسیاری پیدا کردیم. دوستانی که بسیاری از ایشان را هنوز از نزدیک ندیده ایم! دوستانی که هیچگاه تنهایمان نگذاشتند تا عداد سرزدنهایشان به ما از صدوبیست هزار هم فراتر رود! ... با هم و با این دوستان؛ روزگار تلخِ سیطرۀ  دروغ و تزویر و ناکارآمدی را  دیدیم و تحمل کردیم تا با همت و تلاشمان مزد این صبر هوشمندانه و نقادیهایمان را بگیریم؛ تا دولتی را انتخاب کنیم که تدبیرش امید ما را به آیندۀ این مرز و بوم عزیز و سربلندی و عزتش همچنان زنده نگهدارد... باری؛ روزهای سختی را گذراندیم و از این آزمایش؛ سربلند، پیروز و "ریشه دار" بیرون آمدیم تا تعبیر این فرمودۀ علی(ع) باشیم که:
«حکمتِ وزیدن باد؛ رقصاندنِ شاخه ها نیست ، امتحانِ ریشه هاست»...

نقطۀ عطف امسالِ  این وبلاگ، گسترده نمودن فعالیتش در روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بود که منجر به همکاری با سایت "بهارنیوز" و انتشار بیش از 14 مقاله در "آنجــــا" تا به امروز گردید. انتخاباتی که دست کم فضای  اجتماع را برای نفس کشیدنِ  رکن چهارم دموکراسی مهیا کرد. حالا دیگر راحت و آسوده تر مینویسیم و  راحت تر پیام میدهیم و کم دغدغه پیامها را منتشر می کنیم! دستاوردی که برای یک نویسنده و اهالی فکر و اظهار نظر بسیار ارزشمند است. دوستان وبلاگ نویس، خوب می دانند که چه می گویم!...
داشتم پستِ پارسال سالگرد تولد "این چراغ" را بازخوانی میکردم. تکرار و یادآوری این بخش از آن پست را جالب دیدم:
«...  لازمۀ پیمودنِ راه تعالی و پیشرفتِ این سرزمین را در برافروختن چراغهایی میبینم که بدست من و شما یارای نمایاندنِ راه به اکثریتی خواهد داشت که این مسیر را در طول تاریخ، هماره کورکورانه طی کرده اند!... و اگر در این راه - که شاید سالها بطول انجامد - موفق به روشنایی و هدایت شویم، بی نیاز از تیغ و مسلسل و خشم و فریاد، تاریکی را در محاق خاموشی به حال خود رها خواهیم ساخت... دیگر هیچ سیاهبازی سیاهمان نخواهد کرد... هیچ نقاشی، در خُم رنگرزی نخواهدمان شست... "شعار" بر "شعور" هرگز غلبه نخواهد یافت و سیب زمینی معیار رأی توده هایمان نخواهد بود...» 

پاینده و سربلند باشید... بدرود
----------------
پی نوشت:
لطفاً کماکان؛ نظرات و پیامهای خودتان را برای پست قبلی (پایان یک دیوار؟) که موضوع داغ روز است نیز ارسال فرمایید/متشکرم 

/ 0 نظر / 14 بازدید