سربازانِ هر روز و هرجمعه!

این نوشتار تقدیم میشود به تمام نویسندگان و فعالانِ بی نام و نشان عرصۀ مطبوعات و فضای مجازی، که  در تمام این سالها و بویژه در هشت سال اخیر ؛ بی هیچ توقع و چشمداشتی، به وظیفۀ خطیرِ خود در زمینۀ آگاهی بخشی ، صادقانه عمل نمودند... ققنوس شدند تا "گفتمان اصلاح طلبی" زنده بماند:
-------------------- 

چند روز پیش، "سعید لیلاز" در مقاله ای در روزنامه "شرق" روایتی نوستالژیک از تاریخ مشروطه را یادآوری نمود که با توجه به موضوعیتِ آن در حال و هوای این روزهایمان، تأمل برانگیز است.
در بخشی از این مقاله آمده است:

« "مجاهدان روز شنبه" اصطلاحی است که "احمد کسروی" در تاریخ مشروطه (یا تاریخ 18ساله آذربایجان) نقل کرده است. می دانید که انقلاب مشروطه در روز جمعه پیروز شد و وقتی این پیروزی مسجل شد، مطالب و نامه های فراوان بود که در پی آن منتشر شد و برخی افراد که نقشی در آن جنبش و پیروزی نداشتند، ناگهان با قطار فشنگ و چهره های انقلابی در عکس ها ظاهر شدند و اینطور به نظر رسید که این همان ها بودند که مشروطه را به پیروزی رساندند و از قضا، در ابتدای صف مجاهدان قرار گرفتند...»
در قسمت دیگری از این مقاله آمده است:
«...  مجاهدان روز شنبه همیشه دو سر برد هستند و در مقابل، عمدتاً مجاهدان روز جمعه دچار شرایط دو سر باخت می‌شوند. دسته اول پر از توقع و ادعا هستند اما مجاهدان روز جمعه نه توقع دارند نه ادعا. همین‌که آثار پیروزی معلوم می‌شود آنها مأموریت خود را تمام شده می‌بینند و به خانه می‌روند و برعکس، مجاهدان روز شنبه سر از خانه‌ها بیرون می‌آورند. شاید اینکه 24خرداد روز جمعه بود و پیروزی؛ روز بعد از آن، مصداق جالبی برای این داستان باشد!» 

من نیز در این مجال خواهم کوشید به نوبۀ خویش در این وادی، مختصراً واکاوی نمایم؛ اینبار سخن نه در خصوص "مجاهدان شنبه!" است و نه حتی در مورد "مجاهدانِ جمعه"؛ بلکه سخنی است در  نعتِ "سربازانِ هر روز و هر جمعه":
باری ؛ اشاره ام در این نوشتار، نه به "مجاهدانِ نامدارِ جمعه" است که از السابقونند و   سبقه، بزرگی، تجربه و نام و نشانشان، ایشان را -به حق- در جایگاه مسئولیت و مقام در دولت "تدبیر و امید" خواهد نشاند  و نه به "مجاهدان شنبه!" که سالوسانه رنگ عوض کرده و با تزویر و دورنگی، سعی در قالب کردن خود در رأس و بدنۀ دولتِ جدید خواهند نمود. "شنبه مردان"ی که در همسویی با جهتِ باد، ید طولائی دارند  و -فارغ از اینکه اینبار نیز در نیل به هدف خودخواهانۀ خویش موفق خواهند شد یا خیر؟- همیشه در صحنۀ معادلات سیاسی نقش آفرین هستند.

سخن امروز، دربارۀ "سربازان هر روز و هر جمعه" است. مراد از این سربازان،  آن تودۀ  مردم که فقط در بزنگاههای مهم سیاسی (از جمله انتخابات) گام در صحنه مینهند و خواستۀ خود را در مداری معیّن، و در فرآیندی متعیّن به منصّۀ ظهور می رسانند، نیست. بلکه منظور از این سربازان، آنهایی هستند که حتی در دوره های گذار (حد فاصل دوره های جابجاییِ قدرت) نیز منفعل نبوده،  بلکه کنشگر فعالِ میدانِ سیاست و جامعه بوده اند. آنانی که  در واقع؛ نیروی محرکه و برانگیزانندۀ اصلیِ تودۀ مردم برای غلبه بر اینرسی به شمار می روند. همانهایی که نه داعیۀ مقام و منصب دارند و نه به اندازۀ کافی شناخته شده و شهیرند.
نویسندۀ "تاریخ مشروطۀ ایران" در فرازی از کتابش مینویسد: «شیوۀ مردم است که همیشه در چنین داستانی، کسانِ توانگر و بنام و با شکوه را به دیده گیرند و کارهای بزرگ را بنام آنان خوانند و دیگران را که کنندگان آن کارها بوده اند از یاد برند. این شیوه در ایران رواج بسیار میدارد... در جنبش مشروطه دو دسته پا در میان داشته اند: یکی وزیران و مردان برجسته و بنام، و دیگری کسان گمنام و بی شکوه. ... هرچه هست کارها را این دستۀ گمنام و بی شکوه پیش بردند و تاریخ باید بنام اینان نوشته شود...» 
 
از منظر ما؛ "سربازانِ هر روز و هر جمعه" همانهایی هستند که در برزخ سخت و طاقت فرسای بی امیدی، امیدشان را به تغییر و اصلاح از دست ندادند و  این کورسوی امید را در نزد تودۀ مردم نیز زنده نگه داشتند.  آنان همان فعالان و کنشگران بی نام و نشان میدانِ سیاست و اجتماعند که بر عقیدۀ برحقِ خود استوار ماندند و با روشنگریهایشان در فضاهای مجازی و حقیقی و در عرصه های بشدّت ممیزی شدۀ رسانه های محدود و معدود، موجبات زایش دوبارۀ  آتش امید را از زیر تلّی از خاکسترِ سرد، فراهم نمودند. آنان همانهایی هستند که بخاطر ثبات و ابرام بر مرام و منشِ اصلاح طلبیشان، گاه از مناصب و مسئولیتهای کوچکی که عهده دارش بودند برکنار و به جایگاههایی کهتر احاله شدند، و گاه حتی خانه نشینی و کنج عزلت را تجربه کردند. "سربازانِ هر روز و هر جمعه" آنهایی هستند که در دوران سخت و پر محنتی که گذشت، نه پژمردند و  نه زرد شدند؛ در روزگارانی که حتی چراغهای چهارراهها هم از سبز ماندن واهمه داشتند.

آری، این سربازان بینام و نشان ؛ در این دورۀ گذار سخت و طاقت فرسا، پرچم اصلاحات را به دوش کشیدند، گفتند و نوشتند و نهراسیدند... برزخی را گذراندند که تحمل آن حتی به وعدۀ بهشت هم نمی ارزید. اهانتها و تحقیرها را به جان خریدند و زخم زبانها و کنایه ها را صبورانه متحمل شدند. این راستقامتانِ عرصۀ روشنگری، همواره از دو سو آماج حملات سهمگین بودند: هم از سوی تمامت خواهان مخالفِ اصلاحات و هم از سوی آنانی که این سیستم را ذاتاً اصلاح پذیر نمی دانند...
حال بار دیگر -پس از جمعۀ 24 خرداد 92-، ظاهراً مأموریت فعلیِ "سربازان هر روز و هر جمعه" به موفقیت انجامیده است. مأموریتی که امید است با هدایت بزرگان جبهۀ اصلاح و اعتدال، با درایت و تدبیر رئیس جمهور منتخب ملت، و با همراهی و مجاهدتِ "مجاهدانِ جمعه" ، موفقیتهای ماندگارتری را برای ایران و ایرانی به ارمغان آورد.
... و اما این سربازان بی ادعا، همچنان جامۀ بی ریای سربازی را بر تن خواهند داشت و چشم امید به آیندۀ دولت "تدبیر و امید" خواهند دوخت. آماده خواهند ماند تا بازهم هرگاه که لازم باشد در راه نهادینه شدن اصلاح و اعتدال  و اعتلای ملک و میهن، بی هیچ چشمداشتی، سربازی نمایند... 
--------------------------------
پی نوشت 1:
این مقاله بنام اینجانب در "بهار نیوز" مورخه 92/4/11 منتشر شده است که از  اینــــــجا میتوانید مشاهده فرمایید. لطفاً با مراجعه به سایت مذکور و مطالعۀ پیامهای وارده، نظر خود را در آنجا نیز در بخش نظرات وارد نمایید. متشکرم.

پی نوشت 2:
پیامهای دریافتی در بخش نظرات، لزوماً بیانگر دیدگاه نویسندۀ وبلاگ نمیباشد. 

 

/ 0 نظر / 37 بازدید